اثر بخشی واقعیت درمانی در تمایز یافتگی وهموابستگی زوجین ناسازگار- قسمت 7

فیزیو لوژی.
– عمل : به رفتار فعال اطلاق میشود مثلا راه رفتن ،حرف زدن یا حرکت کردن.
– تفکر: هم شامل افکار ارادی و غیر ارادی است مثل خیالبافی ها و خوابها.
– احساسات: شامل شادی ،رضایت ،دلهره ودیگر احساسات خوشایند و یا دردناک میشوند.
– فیزیولوژی: مکانیسمهای بدنی ارادی و غیر ارادی است مثل عرق کردن و ادرار کردن.
گلاسر رفتار انسان را به یک اتومبیل تشبیه میکند. نیازهای اساسی انسان (تعلق خاطر ،قدرت ،آزادی،تفریح و بقاء)موتور ماشین هستند. این ماشین توسط خواستها هدایت میشود. چرخهای عقب آن هم احساسات و فیزیولوژی هستند.عمل و تفکر درست مثل چرخهای جلوی ماشین جهت رفتار را تعیین میکنند.طبق نظریه انتخاب تغییر دادن مستقیم احساسات یا فیزیولوژی بدون کمک گرفتن از عمل یا تفکر دشوار است.این در حالی است که میتوانیم صرف نظر از احساسات شخصی ،عمل یا تفکر خود را تغییر دهیم (شارف. ریچارد اس . ترجمه: فیروز بخت, 1390).
کنترل بیرونی :
گلسر روانشناسی جهانی را که به خاطر از بین بردن اختیار وآزادی شخصی ,روابط را تخریب می کند روانشناسی کنترل بیرونی می نامد.کنترل می تواند به نرمی نگاهی حاکی از عدم تایید یا به شدت تهدید به قتل باشد.هرچه که باشد تلاشی است برای مجبور ساختن مادر اقدام به کاری که شاید مایل به انجام آن نیستیم.عملی که در آخر این باور را در ما ایجاد می کند که دیگران واقعا می توانند وادارمان کنند به شکل خاصی رفتار یا احساس کنیم. این باور آزادی واختیار شخصی مورد نیاز مار ا سلب می کند (ویلیام گلاسر مترجم صاحبی, 1391).
فرضیه عملیاتی که روانشناسی کنترل بیرونی در جهان به کار می گیرد این است:افراد را که کار خطایی انجام میدهند تنبیه کنید,آنگاه آنها کاری را انجام خواهند داد که ما میگوییم درست است.سپس به آنها پاداش دهید وآن ها به انجام کاری که ما میخواهیم ادامه خواهند داد.این چهارچوب ذهنی بر اندیشه اکثر مردم روی کره زمین حاکم است.باعث تاسف است که تقریبا هیچ فردی متوجه این نکته نیست که روانشناسی کنترل کننده ,اجبار گرا وزورگرا موجب ناخشنودی گسترده ای است که با وجود سعی وکوشش زیاد هنوز نتوانسته ایم آن را کاهش دهیم(صاحبی,1391).کنترل بیرونی برای افراد قدرتمند موثر است چون بیش تر اوقات خواسته شان را به دست می آورند.برای ضعیفان نیز موثر است چون تاثیرش را بر روی فرد دیگری به کار می گیرند.موضوع مهم این است :باور به کنترل بیرونی وبه کار گیری آن به همه افراد اعم از کنترل کننده وکنترل شونده آسیب می رساند.این روانشناسی چنان گسترش یافته که تمام جنبه های زندگی مار ا فرا گرفته است وشادمانی ,سلامت ,زندگی زناشویی ,خانواده ,توانایی آموختن وتمایل به کار با کیفیت را تخریب می کند.کنترل بیرونی علت بسیاری از خشونت ها ,جرایم ,اعتیادها وروابط جنسی بدون عشق در جامعه است (ویلیام گلاسر مترجم صاحبی, 1391).
سه باور رایج درکنترل بیرونی:1)من به هر نشانه ساده بیرونی پاسخ میدهم.
2)من میتوانم دیگران را به انجام کاری وادار کنم که مایل نیستند ودیگران نیز می توانند فکر ,عمل واحساس مرا تعین کنند.
3)این حق وحتی وظیفه اخلاقی من است تا کسانی را که از فرامین ودستورات من پیروی نمی کنند تحقیر ,تهدید یا تنبیه کنم وبرای آن که دستوراتم را انجام دهند,اگر لازم بود آن ها را تشویق نمایم وپاداش دهم.
این سه باور رایج شالوده اصلی روانشناسی کنترل بیرونی است که اساسا تمام دنیا را تحت حاکمیت خود دارد.
اساس این باورها –این که ماتوسط عوامل بیرونی برانگیخته می شویم –نادرست است (ویلیام گلاسر مترجم صاحبی, 1391).
از سوی دیگر در مباحث مربوط به زوجین گلاسر عنوان میکند که ناکامی زوجین در زندگی زناشوییشان بیش از هر علت دیگر به سنتی برمی گردد که من آن را ((کنترل بیرونی))می نامم وبه نظر ما 99/99 درصد مردم جهان به خاطر به کارگیری عادت کنترل بیرونی در کنار آمدن با دیگران دچار مشکل می شوند. فرض اصلی کنترل بیرونی این است که :اگر من احساس ناخشنودی می کنم ,خود من مسوول این احساس نیستم ,بلکه دیگران ورویدادها وعوامل خارج از کنترل من آن را در من ایجاد کرده اند ومقصرند یا دست خودم نیست ,بلکه مغز من به لحاظ ساختاری یا شیمیایی به گونه ای است که بدون آن که من بخواهم این مشکل را ایجاد می کند (ویلیام گلاسر مترجم صاحبی, 1391). وافراد برای انجام این وظیفه یعنی تغییر دادن دیگری ,معمولا از یکسری رفتارهای کلیشه ای استفاده میکنند.این رفتارها هفت رفتار مخرب کنترل بیرونی است.وافراد بدون آن که فکر کنند این رفتارها تا چه میزان عامل ناخشنودی خودمان بوده وهستند.این رفتارهای مخرب عبارتند از :
انتقاد کردن,کنترل کردن,شکوه کردن,غرغر کردن,تهدید کردن وتنبیه کردن

پست شد در : .