منبع پایان نامه درباره امام صادق، امام زمان

دانلود پایان نامه

د گروهي از مومنان سفر کرده تا در دين خدا تفقه کنند مجتهد شوند و چون بازگشتند، مردم خود را هشدار دهند، باشد که از زشتکاري حذر کنند 14
بنظر مي رسد که خاستگاه معناي اصطلاحي اجتهاد، حديث مشهور زير است:
اذا حکم الحاکم فاجتهد فاصاب فله اجران و اذا حکم فاجتهد ثم اخطا فله اجرا
هرگاه حاکم، داوري کند و در فهم حقيقت بکوشد و به آن برسد، سزاوار دو پاداش است و هرگاه با تلاش فراگير حکم کند و به خطا رود، تنها يک پاداش خواهد داشت. 15
«الاجتهاد رد الفروع الي الاصول» مقصود از فروع همان مسائل قضايي و شرعي است و مقصود از اصول منابع و ماخذ قانون است. پس اجتهاد به معني صاحب نظر شدن در فقه اسلامي است. 16
1-3 فقه در لغت و اصطلاح
واژه فقه که مي توان از آن به عنوان دستور العمل و راه و روش زندگي در پرتو فرامين اسلامي ياد کرد، مانند واژه هاي ديگر داراي معاني مختلف اعم از لغوي و اصطلاحي مي باشد.17
فقه در اصل به معناي فهم و دانستن است.18 و دلالت مي کند بر ادراک چيزي وعلم به آن.19 و همچنين معناي اصلي و دقيق فقه آن است که انسان با استنتاج از معلومات و قضاياي بالفعل و موجود به مجهول دست يابد.20
فقه در لغت به معناي فهم است، چنانکه در آيه قرآن آمده است: «ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ»(سوره هود/آیه 91) يعني بسياري از آن چه مي گويي نمي فهميم و درک نمي کنيم. و همين واژه در اصطلاح فقهاء به معني آشنايي با احکام فرعي شرعي است. که از راه ادله تفصيلي آن يعني قرآن، سنت، اجماع و عقل به دست مي آيد. 21
کلمه فقه به معناي عام آن که شامل اصول اعتقادي و اخلاقي و اجتماعي و حقوقي و قضايي و فروع عملي مي شود و نيز کلمه فقيه مستحدث نيستند و به تازگي مورد کاربرد قرار نگرفته؛ بلکه از ابتداي ظهور اسلام رواج داشته اند. بنابراين، اين پندار برخي از مستشرقين که مسلمانها اين واژه ها را از قوانين فقه رومي اتخاذ کرده اند بي پايه و اساس است، زيرا اين کلمات در قرآن کريم و حديث شريف وارد شده است، از جمله، خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: «فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين»(سوره آیه/122)
يعني پس چرا از ميان هر فرقه از آنان، گروهي هجرت نمي کنند تا در مسائل ديني آگاهي بيابند.
امام صادق(ع) فرمود: «اذا اراد الله بعبد خيرا فقهه في الدين» يعني آن گاه که خداوند خير بنده اي را بخواهد، او را در مسائل ديني آگاهي مي بخشد.
اصولا واژه فقه در قرآن به معناي فهم و دريافت عميق حقايق دين و آفرينش است.
قد فصلنا الايات لقوم يفقهون آيه(98/ انعام)
و لکن المنافقين لا يفقهون آيه(7/ منافقون)
فما لهولاء القوم لا تکادون يفقهون حديثا آيه( 78/ نساء)22
1-4 تعريف اماميه
امام در لغت به کسي گفته مي شود؛ که به او اقتدا شود و مردم از او پيروي کنند. چنان که مي بينيم به اين ترتيب، نقش اساسي دو مفهوم قرآني امام و امت که هر دو از يک ريشه لغوي هم به دست مي آيد در فرهنگ تشيع معلوم مي شود. معناي لغوي امام و شيعه متمم يکديگرند. شيعه به معني پيرو است. و امام کسي است از او پيروي مي شود. اماميه و يا شيعه اثني عشريه اصطلاحا به کساني گفته مي شود که گذشته از اعتقاد به امامت بلافاصله، علي(ع) پس از او حسن بن علي(ع) و حسين بن علي(ع) و نه فرزند ايشان که آخرين آنها مهدي موعود عج است به امامت مي پذيرند. شيعيان در بحث اثبات امامت علاوه بر احاديث مسلم نقل شده از پيامبر خدا(ص) براي ضرورت امامت به اموري استناد مي کنند که آنها را شئون امامت مي دانند و اموري همچون: 1. تبيين و تشريح قرآن و سنت پيامبر خدا2. تلاش براي حفظ و نگهداري دين از نابودي و انحراف 3. تلاش براي تحقق دين 4. الگو بودن. 23
1-5 آيات الاحکام
از آن نوع آيات نوراني قرآن مجيد بحث و گفتگو مي‌كند كه حكمي از احكام عملي شريعت را دربر داشته باشد، و تعداد آنها در قرآن مجيد طبق مشهور حدّاكثر به 500 مورد مي‌رسد گرچه به يك معني، تمام آيات قرآن مجيد، در واقع امر، آيات الأحكام مي‌باشند. چون آياتي هم كه در برگيرندۀ آيات خلقت يا آيات توحيد و خداشناسي يا نبوّت و… مي‌باشند. يا خود داراي حكمي هستند يا داراي بار فقهي مي‌باشند يا در ارتباط با مبدأ احكام هستند كه سرچشمه ي آيات مي‌باشد. در هر صورت منشأ اثبات تكليف جهت مكلّفين، مي‌باشند. امروز در اصطلاح فقهاى كرام، آيات احكام آن نوع از آيات الهى در قرآن مجيد مى‌باشند كه يك حكم فرعى فقهى را دربر داشته باشند از منطوق صريح يا از مفهوم موافق يا مخالف آن، حكمى از احكام فقهى استفاده گردد كه در روند عمل تكليفى مكلّف، قرار گرفته باشد. بنابراين تعريف عامّ، آيات الاحكام در پى فروع فقهى و موارد جزئى از اعمال تكليفى روزانه يا ماهانه يا سالانۀ او قرار دارد و از لحظه‌هاى تكليف، تا پايان عمر او از وظائف فردى، تربيتى، اجتماعى، قضائى يا جزائى و جنايى و دياتى او بحث و گفتگو نمايد.24
1-6 تاريخچه اجتهاد
ادوار و سير احکام از دو دوره تشکيل مي شود:
الف: دوره ي تشريع:
دوره ي تشريع دوره ي وضع، جعل و صدور احکام است که از زمان بعثت رسول اکرم ص آغاز شد و به وسيله ي قرآن و سنت پيامبر انجام پذيرفت. پس اصول کلي احکام شرع مقدس اسلام و قسمتي از فروع آن در عصر بعثت، توسط رسول گرامي اسلام به صورت تدريجي و در مدت بيست و سه سال به جامعه و مردم ابلاغ گرديد. چنان که امام کاظم(ع) مي فرمايند:
«کل شي ء في کتاب الله و سنة نبيه صلي الله عليه و آله».
حکم کلي هر چيزي در کتاب خدا و سنت رسول او- صلي الله عليه و آله- نهفته است».
ب
نابراين بعد از رحلت آن حضرت هيچ گونه حکم کلي وضع و تشريع نگرديده است. نهايت آن که برخي از احکام و اصول کلي که در آن زمان به گونه اي مجمل بيان شده، در دوره هاي بعد به صورت تفصيل در آمده و يا فروع آن توضيح داده شده است. بدين جهت امام باقر(ع) به اصحاب خود مي فرمودند:
«اذا حدثتکم بشي ء فاسالوني من کتاب الله».
حکم هر چيزي را که براي شما گفتم دليل و اصل آن را در کتاب خدا از من بخواهيد.
البته اين بدين معني نيست که منابع و مآخذ احکام فقط قرآن و سنت رسول گرامي اسلام است و در استنباط احکام و مسائل شرعي از امامان-عليهم السلام- بي نياز هستيم، بلکه سنت از نظر شيعه علاوه بر سنت پيامبر شامل سخنان و راه و روش خاندان عصمت و طهارت نيز مي شود چنان که امام صادق(ع) مي فرمايند:
«کتاب الله فيه نباما قبلکم و خبرما بعدکم و فصل ما بينکم و نحن نعلمه».
کتاب خدا قرآن کتابي است که خبرهاي پيش از شما و بعد از شما در آن است. و قرآن داور ميان شماست و ما هستيم که معاني آن را مي دانيم.
ب: دوره ي تفريع:
دوره ي تفريع دوره ي استخراج، استنباط و تفصيل احکام است که از زمان اصحاب و ياران پيغمبر اکرم- صلي الله عليه و آله- آغاز شده است و تا زمان ما و پس از ما نيز ادامه دارد. البته لازم نيست که حتما دوره ي تفريع از نظر زماني بعد از دوره ي تشريع باشد زيرا در دوره تشريع، استنباط و تفصيل احکام نيز صورت مي گرفته است.
به عنوان نمونه چون پيامبر گرامي اسلام خواستند معاذ بن حبل را به يمن اعزام نمايند به او فرمودند: بر چه اساس حکم مي کني؟ معاذ عرض کرد: براساس کتاب خدا. پيغمبر فرمودند: اگر حکمي را در آن نيافتي چگونه عمل مي نمايي؟ پاسخ داد: طبق سنت رسول خدا پيغمبر فرمودند: اگر در سنت نيافتي چه مي کني؟ معاذ پاسخ داد: اجتهد رايي اجتهاد و نظريه خويش را به کار مي برم. سپس پيامبر(ص) فرمودند: سپاس خدايي را که فرستاده ي رسولش را به آن چه خدا و رسول او راضي است موفق گردانيده است. بنابراين ابتداي دوره ي تفريع با قسمتي از دوره ي تشريع منطبق است و انتهاي آن تا زمان ظهور امام زمان(عج) و يا تا انقراض عالم ادامه خواهد داشت.
از سوي ديگر در يک مرحله، احکام الهي از جانب رسول عظيم الشان اسلام و ائمه اطهار-عليهم السلام- بيان مي شد. و بزرگاني همچون سلمان، ابوذر، کميل بن زياد، جابر بن عبدالله انصار، زراره، محمد بن مسلم، علي بن يقطين و.. بودند که بر آيات قرآن تسلط کامل داشتند و هنگامي که قوانين کلي اسلام و احکام شرعي را از پيامبر و امامان-عليهم السلام- مي شنيدند به خوبي مي توانستند مصاديق آن را تشخيص دهند و به فهم و تشخيص خود عمل نمايند. اما عده ي ديگري از مردم که چنين تسلطي را نداشتند در صورت دسترسي به شخص پيغمبر و امام، مسائل شرعي خود را با آنان در ميان مي گذاشتند و پاسخشان را دريافت مي کردند. ولي در صورت دسترسي نداشتن، مشکلات و سوالات خود را با فضلاي صحابه و ياران آنان در ميان مي گذاشتند و احکام خدا را از آنان سوال مي کردند بطوري که معصومين(ع) نيز اين کار را تشويق و تائيد مي نمودند. مثلا در روايتي از امام باقر(ع) وارد شده است که به ابان بن تغلب که از فضلاي صحابه بود مي فرمايند:
«اجلس في مسجد المدينه وافت الناس فاني احب ان يري في شيعتي مثلک».
در مسجد مدينه بنشين و به مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم در ميان شيعيانم کساني همچو تو باشند يا در احاديث آمده است که وقتي شيعيان از ائمه اطهار(ع) مي پرسيدند وظيفه ي ما در صورت دسترسي نداشتن به امام چيست؟ در برخي مواقع به آنان مي فرمودند: به ابوبصير اسدي يا به زکري بن آدم يا به يونس بن عبدالرحمان و يا به برخي ديگر از فضلاي صحابه مراجعه نمايند.
ادوار و سير احکام به همين صورت ادامه داشت تا زمان غيبت صغراي حضرت مهدي(عج)(329 ه. ق) که احکام الهي از طريق نواب خاص و سفراي چهارگانه آن حضرت پرسيده مي شد و آنان نيز پاسخ مسائل را از محضر حضرت دريافت مي کردند و به مردم مي رساندند. بعد از اين دوره، زمان غيبت کبرا فرا رسيد و دوره ي اجتهاد به معني مصطلح در اين عصر آغاز شد. در اين دوره مردم، احکام مسايل ديني خود را از نواب عام امام زمان(عج) يعني فقها و مجتهدين جامع الشرايط سوال مي نمودند زيرا حضرت فرموده بودند:
«و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليکم وانا حجة الله عليهم».
و اما در حوادثي که براي شما واقع مي شود به راويان حديث ما مراجعه کنيد. زيرا اينان حجت من بر شما هستند. و من حجت خدا بر آنان هستم.25
1-7 سير فقه و اجتهاد در تاريخ اسلام
اصطلاح اجتهاد در عرف فقهي ادوار اوليه به معني استدلال هاي غير علمي و از جمله راي به کار مي رفته است و پرهيزي که شيعه تا قرن هاي پنجم و ششم نسبت به کلمه اجتهاد داشته و مخالفت هايي که با اجتهاد در کتاب هاي کلامي شيعه اظهار شده و کتابهاي که متکلمان شيعي مانند نو بختيان و ابوالقاسم علي بن احمد الکوفي در اجتهاد نوشته اند همه ناظر به همين معني اصطلاح اجتهاد بوده است وگرنه اجتهاد به معني استدلال تحليلي عقلي از قرن دوم به بعد در ميان شيعه رايج بوده است و از اواخر قرن چهارم به صورت روش منحصر در مباحث فقهي در آمده است.
بنابراين در دوره حضور امام دو گونه فقه در جامعه شيعي وجود داشته است:
يک، جنبشي استدلالي و اجتهادي و تعلقي که در مسائل فقهي با در نظر گرفتن احکام و ضوابط کلي قراني و حديثي به اجتهاد معتقد بوده است.
دو: خط سنت گرا ترکه به نقل و تمرکز بر احاديث تکيه داشته و کاري اضافي به صور
ت اجتهاد متکي بر قرآن و سنت انجام نمي داده است در دوران غيبت از غيبت صغري 329- 260 تا اواخر قرن چهارم سه گرايش فقهي در جامعه شيعي وجود داشته است:
– اهل الحديث:
اهل الحديث که خود به دو گروه تقسيم مي شوند:
نخست آنان که احاديث فقهي را مورد نقادي قرار مي دادند و با ضوابط علم اصول بررسي کرده و برخي از آنها را مي پذيرفتند مانند کليني( م 329)(ابن الوليد م343) و محمد بن علي بن بابويه قمي مشهور به صدوق(م 381) که نوشته هاي فقهي اين محدثان مجموعه يي از متون روايات بود که به ترتيب موضوعي دسته بندي شده، گاه استادان روايات نيز حذف شده بود.
گروه ديگر طرفدار پيروي بي قيد و شرط از احاديث بوده، با مباني اصول فقه و قواعد حرج و تعديل حديثي بيگانه و از قوانين استدلال و اداب بحث به کلي بي اطلاع بوده اند. مانند ابوالحسي الناشي وعلي بن عبدالله بن وصيف(م 366) مکتب اهل االحديث در روزگار غيبت صغري اندک اندک بر مراکز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *