مقاله علمی با منبع : آسیب شناسی کاهش سن گرایش به بزهکاری بین زندانیان با ارائه راهکارهای پیشگیرانه۹۳- قسمت …

اثبات‌گرایان و نخستین طرفداران اقدامات تأمینی تدابیر خنثی‌کننده و مراقبتی را اقدامات تأمینی فرض می‌کردند، به عقیده‌ی ایشان برای حمایت جامعه از بزهکاران خطرناک کافی است آنها را در وضعی قرار داد
که نتوانند به جامعه آسیب برسانند مثل نگهداری دائمی‌از بزهکاران به‌عادت، اخته‌کردن بزهکاران جنسی۱، به کار واداشتن ولگرد‌ها و…(اردبیلی۱۳۸۸، ۱۳۵).
طبق نظریه‌ی پیشگیری عام و خاص هرگونه اقدامی ناظر به پیشگیری از جرم در جامعه است و در عین حال مجرم را از ارتکاب بزه جدید باز می‌دارد؛ مثلاً معتادی که با توسل به اقدامات تأمینی تحت درمان قرار می‌گیرد هم خطر اجتماعی اعتیاد را محدود می‌کند و هم خود با درمان‌شدن پس از ورود به جامعه با نگاه‌های خصمانه‌ی مردم مواجه نمی‌شود. (نوربها ۱۳۸۳، ۵۳۵).
همچنین تدابیر درمانی نسبت به بزهکاران مبتلا به بیماری‌های روحی اثر پیشگیرانه دارد، ولی در عین‌حال با نگه‌داشتن بیماران مذکور پیشگیری با خنثی‌کردن حالت خطرناک آن‌ها نیز حاصل می‌شود( اردبیلی۱۳۸۸ ،۲:۱۳۵ ) .نکته‌ی قابل توجه اینکه اصل قانونی‌بودن جرایم و مجازات‌ها مانع شده که اقدامات تأمینی در مورد افرادی که دارای حالت خطرناک هستند ولی در گذشته مرتکب جرم نشده‌اند مورد استفاده قرار گیرد چون تشخیص حالت خطرناک یک مفهوم ذهنی و نسبی است و به ‌طریق علمی امکان تشخیص آن وجود
Castration-
ندارد.(.صانعی ۱۳۷۶،۱۸۹) ماده ۱ لایحه قانونی اقدامات تأمین مصوب ۱۳۳۹ در همین رابطه بیان می‌کند: «… صدور حکم اقدام تأمینی از طرف دادگاه وقتی جایز است که کسی مرتکب جرم گردیده باشد.»به‌هرحال
انتظار دست‌کشیدن از اعمال همیشه مطابق با واقع نیست، زیرا تأثیر بازدارنده‌ی مجازات‌ها بر حسب وضع روانی و اجتماعی شدت وضعف دارد، اولاً همه‌ی بزهکاران از شخصیت واحد و ساختار روانی یکسان برخوردار نیستند؛ ثانیاً برحسب ماهیت جرم و میزان قبح اجتماعی یک عمل، میل و کشش به ارتکاب مجدد جرم نیز در افراد متفاوت است، به همین دلیل علمای حقوق برای اخذ بهترین نتیجه سیاست فردی‌کردن مجازات‌ها را پیشنهاد کرده‌اند( اردبیلی۱۳۸۸، ۲:۱۲۸ ) .
۲-۲۹) پیشگیری ازبزهکاری درقرآن کریم ………………………………………………………………………..
تاریخ پیشگیری قرآنی (دینی) مقدم بر پیشگیری حقوق جزا و جرم‌شناسی است در ماجرای قتل هابیل توسط قابیل که در آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره مائده ذکر شده است عدم قبول قربانی قابیل از طرف خداوند به خاطر بی‌تقوایی وی، کشاکش نفس و فطرت و غلبه نفس بر فطرت علت قتل اعلام می‌شود. هابیل دوعلت برای اینکه مبادرت به قتل قابیل نمی‌کند را مطرح می‌نمایدکه ذیلا بیان می گردد:
اول اینکه از خدا می‌ترسد و دوم چون نمی‌خواهد با کشتن قابیل مرتکب گناه و اهل آتش گردد در واقع اولین رگه‌های پیشگیری در ابتدای خلقت بشری نمود پیدا می‌کند، از طرفی نفس سرکش عامل درونی و فردی جرم زا ،انسان را به جنایت وا می‌دارد، و در مقابل نظارت و حضور الهی و ترس از آتش جهنم (مجازات اخروی) که جزای ستمکاران است عامل پیشگیرنده از ارتکاب قتل توسط هابیل می‌شود.«.
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَی یَدَکَ لِتَقْتُلَنی‏ ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنی أَخافُ اللهَ رَب الْعالَمینَ‏إِنی أُریدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمی‏ وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحابِ النارِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الظالِمینَ فَطَوعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ.الْخاسِرینَ».
اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی من دست به قتل تو نمی‌گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‌ترسم من می‌خواهم تو گناه من و گناه خودت را بر عهده گیری و از دوزخیان گردی و همین است سزای ستمکاران ، نفس سرکش تدریجا او را مصمم به کشتن برادر کرد، و او را کشت، و از زیان‌کاران شد.
نکته جالب اینکه در اولین جنایت تاریخ بشری و به اصطلاح امروزی جرم حقوق کیفری برای قابیل مجازات دنیوی ذکر نشده وصرفا درآیه ۳۱سوره مائده بیان شده خودداری حضرت یوسف علیه السلام از پذیرش درخواست زلیخا به صراحت آیات قرآنی با روشن شدن برهان الهی به آن حضرت صورت گرفته است:…………………………………………………………………………..
«وَ لَقَدْ هَمتْ بِهِ وَ هَم بِها لَوْ لا أَنْ رَأی‏ بُرْهانَ رَبهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ.»
آن زن قصد او را کرد، و او نیز – اگر برهان پروردگار را نمی‌دید – قصد وی را می‌نمود، اینچنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود نهی خداوند متعال از کشتن بچه‌های بی‌گناه مشرکین مکه که توسط پدرانشان صورت می‌گرفت مؤید نگاه پیشگیرانه قرآنی به جلوگیری از ارتکاب قتل است و اگر چه مقتول فرزند یک مشرک یا کافر بوده باشدو نهی ازاین جنایت باتهدید به عذاب الهی درروزقیامت صورت می‌گیرد
«وَ إِذَا الْمَوْؤُدَه سُئِلَتْ‏بِأَی ذَنْبٍ قُتِلَت‏» «پرسند زان دخترک زنده به‏گور به کدامین گناه کشته شده است»
– امر به معروف و نهی از منکرمبنای نظری پیشگیری
ضرورت و مفهوم امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی برای محافظت جمعیت است زیرا اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد عوامل مختلفی که دشمن بقای «وحدت اجتماعی» هستند ریشه‌های اجتماع را می‌خورند و آن را از هم متلاشی می‌سازند بنابراین حفظ وحدت اجتماعی بد

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

ون نظارت عمومی ممکن نیست در آیه ۱۰۴ سوره آل عمران دستور داده شده که همواره در میان مسلمانان باید امتی باشند که این دو وظیفه بزرگ اجتماعی را انجام دهند مردم را به نیکی‌ها دعوت کنند و از بدی‌ها بازدارند و در پایان آیه تصریح می‌کند که فلاح و رستگاری تنها از این راه ممکن است.» (مکارم شیرازی ۱۳۸۰،۳:۳۴).
۲-۳۰ ) نقش دین در کاهش جرایم …………………………….
همه مذاهب و ادیان الهی، انسانها را به درستی، راستی و فلاح و رستگاری دنیوی و اخروی فرا خوانده اند.به تعبیری شاید بتوان گفت که علت انتخاب پیامبران الهی و انزال وحی و نیز دستورات دینی، نجات انسانها از رذایل اخلاقی و منع آنها از کارهای زشت و نامناسب و تشویق مردم به ایمان و نیکوکاری بوده است. تحقیقات انجام شده در جوامع مذهبی نیز این مطلب را ثابت کرده است که در ایام خاص نظیر ماه مبارک رمضان و… میزان جرم وجنایات کاهش قابل توجهی دارد که این امرگویای نظریه فوق است.
نویسنده در این مقاله کوشیده است عوامل کاهش دهنده جرم و نیز راهکارهای دینی جلوگیری از جرایم را بررسی نماید. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم: ………………………………………………………………………………
در مورد نقش دین، تأثیر آن در جلوگیری از جرائم در بین جرم شناسان و غیر آنها حداقل دو دیدگاه وجود دارد:
الف: برخی بر این پندارند که عناصر سه گانه عقل، دست آوردهای علمی و وجدان اخلاقی، برای ایجاد نظم عمومی و تعیین حدود و اختیارات افراد و نحوه مناسبات آنها و کاهش جرم کافی است و هیچ نیازی به مذهب نیست و اصلا مذهب توانایی انجام آن را ندارد (تاریخ ادیان حکمت۲۲).
ب: برخی که اکثریت را تشکیل می دهند اگرچه برای عقل و دست آوردهای علمی و وجدان اخلاقی، احترام قائلند و به ارزش آنها در قلمرو جلوگیری ازجرم معترفند. به عقیده طرفداران این نظریه، مبانی اعتقادی، احکام تکلیفی فقهی و اصول اخلاقی دینی بهترین عوامل بازدارنده از انحراف، بزهکاری و تباهی است.( مبانی جرم شناسی، ج ۱و ۲، ص .۲۴۳- مثل حدیث «ایاکم و خضراء الدمن…» از گیاه سبز روییده در مزبله بپرهیزید. گفته شد یا رسول الله! خضراء دمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویی که در خانواده ای فاسد رشد کرده است). …………………………………………………………………………………………………………………………
جرم شناسان درباره عواملی که از پیش در تشکیل شخصیت بزهکار تأثیر دارد پس از مطالعات و تحقیقات گسترده نهایتاً به تأثیر دو دسته عوامل فردی یا درون زا و عوامل محیطی یا بیرون زا اعتقاد پیدا کردند. در عوامل فردی، عوامل وراثتی و روانی مورد مطالعه قرار می گیرد. اسلام هم به عنوان دین مترقی و آخرین دین آسمانی به نقش وراثت و اهمیت آن در شکل گیری ساختار شخصیتی افراد به دور از اعتقاد به اصالت و یا عدم تأثیرگذاری آن، توجه داشته و آن را زمینه بسیاری از سعادت ها و شقاوت ها معرفی کرده است. در روزگارانی که بشر اطلاعات چندانی از زیست شناسی، علم ژنتیک، توارث، چگونگی پیدایش جنین و انتقال خصوصیات والدین به نسل جدید را نداشت معارف وحیانی و ربوبی اسلام با لسان آیات و روایات و تعابیر بسیار ساده و روان، اذهان اندیشمندان را به سوی موضوعات مهمی در این باره رهنمون ساخت.
اما عوامل محیطی یا برون زا دامنه بسیار گسترده ای پیدا می کند؛ جرم شناسان، عوامل مزبور را با استفاده از مقیاس های متفاوتی تقسیم بندی کرده اند که از جمله آنها می توان محیط طبیعی یا جغرافیایی، محیط اجتماعی عمومی، محیط اجتماعی شخصی، محیط اجتناب ناپذیر، محیط اتفاقی و محیط انتخابی را نام برد.
مذهب که ریشه در فطرت انسان دارد باتوجه به تمام تقسیمات عوامل محیطی، رهنمودهایی ارائه داده است که اولا جنبه پیشگیری دارد و ثانیاً اگر کسی به هر دلیل، از وقوع جرم جلوگیری نکرد باید به روش های درمانی دین اسلام پناه ببرد. مثلا در بعد پیشگیری چون خانواده نقش فوق العاده ای در شکل گیری شخصیت بزهکار و مجرم ایفا می کند به گونه ای که پژوهش های متعدد ثابت کرده است وقتی فسادی موجب بروز اختلال در عمل طبیعی خانواده نسبت به طفل شود پس از مدتی شاهد بروز بزهکاری خواهیم بود. قابل ذکر است که عامل مزبور می تواند به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم در شکل گیری شخصیت کودک مجرم، تأثیر بگذارد اما در بیشتر موارد نفوذ جرم زایی خانواده به نحوی غیرمستقیم بر کودک اعمال می شود، از این رو اسلام نقش خانواده را در به وجود آمدن یا نیامدن تبهکاری و انحراف در حالات و مراحل متفاوت بسیار مهم دانسته و توصیه های پیشگیرانه متعدد و ارزشمندی را به پیروان خود و سایر افراد بشریت برای بهسازی نسل بیان کرده است. چنانکه قبل از هر چیز درباره انتخاب همسر و ویژگی های او و چگونگی تشکیل خانواده سخن گفته است و انسان ها را از ارتباط مشروع ولی نامناسب و چه بسا جرم آفرین چه رسد به آمیزش نامشروع و بدون قید و بند، به دلیل مفاسدی که در آن نهفته است برحذر داشته و در مقابل، آنان را به سنت ازدواج و تشکیل کانون گرم خانواده، تشویق و ترغیب می نماید.آیات و روایات ذیل نمونه ای از این رهنمودهاست: : «وانکحوا الایامی منکم…؛( نور. .۳۲) اشخاص بی همسر و غلامان و کنیزان شایسته تان را همسر دهید…»
«و من ءایته ان خلق لکم من انفسکم ازوجا…؛( روم ..۲۱) و از نشانه های او این است که برای شما از خودتان جفت هایی آفرید تا بدان ها آرام گیرید..». (سفینه البحار، ۳:۵۰۶).
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرگاه بنده ازدواج کند نصف دین را کامل کرده است…»( کنزالعمال، ۳:۴۴۴)r/>پیامبر اکرم(ص) فرمود: «زوجوا…؛( بحارالانوار، ۱۰۳، ص ۲۱۷) عزب های خود را زن دهید زیرا با این کار خداوند اخلاق آنان را نیکو می گرداند و روزی هایشان را زیاد می کند و بر جوانمردی های آنان می افزاید.»نقش عامل رافت خانوادگی و عدم انحرافات اخلاقی و منکرات در والدین و نقش عدم وجود موانع تربیت صحیح و وجود خلق نیک در والدین یا تأثیر بی مهری والدین بر بزهکاری فرزندان خردسال و بزرگسالشان، ابتلای والدین به مسکرات و میگساری و… کیفیت برقراری ارتباط جنسی آنها حتی نگاه های آنها به یکدیگر، تأثیر مسکن و جایگاه زندگی و روابط تنگاتنگ آنها بین اعضای خانواده همه و همه در صالح یا ناصالح شدن فرزندان مؤثر است و دین اسلام برای تمامی این موضوعات و مراحل و مراتب آنها دستورالعمل هایی داده است که پاییبندی به آنها سد محکمی در برابر ارتکاب جرم است. توبه و انابه و راز و نیاز به قاضی الحاجات و اعتراف به گناه فقط در برابر او، رهنمودهای تأدیبی و تربیتی و مجازاتی که در باب حدود و دیات و قصاص در احکام منور دین مبین آمده است هر یک به جای خود در عین پیشگیری برای بعضی، حکم درمان علت و مرض و جرم و گناه را دارند. احکام و مقررات دین مبین اسلام به عنوان مجموعه ای منسجم و نظام مند متشکل از مسائل اعتقادی، اخلاقی، عبادی و حقوقی تنظیم یافته است از این رو با آن که که برای جرمی مجازات مناسب با آن پیش بینی شده، ولی پیشاپیش مقرراتی به صورت «بهداشت جنایی» مقرر کرده، تا با رعایت آن، انگیزه و علل ارتکاب جرم تقلیل یافته و ارتکاب به حداقل رسیده یا نابود شود.
۲-۳۰-۱ )عوامل کاهش دهنده جرم
-راهکارهای اعتقادی
مذاهب آسمانی تمام پیامبران خدا بر دو اصل اساسی استوار است: ………………………………………………………..
الف) ایمان به خدا؛ ب)ایمان به قیامت
الف- ایمان به خدا
مقصود از ایمان به خدا این نیست که فقط به صورت یک نظریه علمی، همانند فلاسفه الهی، جهانی را مخلوق آفریدگار دانا و با اراده بدانیم و به گروه الهیون بپیوندیم و تئوری فلاسفه مادی را باطل و مردود بشناسیم؛ بلکه مقصود باور داشتن خداوندی است که مالک واقعی انسان و جهان است و یگانه معبود شایسته پرستش. خداوندی که سمیع و بصیر است گفته های مردم را می شنود، کارهای آنها را می بیند و به تمام آنچه بر آنان می گذرد بینا و آگاه است. خداوندی که بر همه انسان ها احاطه کامل دارد و در تمام لحظات، مراقب حرکات و سکنات آنان است و بر کلیه واقعیت های آشکار و پنهانشان واقف است.بشر از آن جهت که در اندیشه کمال مطلق است و خواسته های بی نهایت دارد؛ مادیات محدود نه تنها پاسخگوی تمنیات نامحدود او نیست، بلکه با نیل به لذت ها و نعمت های مادی و دست یافتن به ثروت ها و مقامات دنیوی- که بعضا عواقب سوئی به دنبال دارد و وی را آلوده به گناه می کند- سیر و دل زده می شود و همچنان به جستجوی بی نهایت می رود تا خواهش نامحدود خویش را اقناع نماید و به ضمیر ناآرام خود تسکین بخشد این هدف عالی جز با یاد خداوندی که کامل مطلق و واجد تمام کمال است دست یافتنی نیست.دریک جمله جوابگوی مطلق خواهش های بشر فقط خداست
«آندره لالاند» می گوید : مذهب نظام احساسات و اعتقادات و اعمالی است که هدفشان خداوند است.( تاریخ ادیان، به نقل از نقش پیامبران درتمدن انسان، حجازی، ص .۵۳) و همین خداوند است که نیکی جامعه را می خواهد و رابطه جامعه با او مذهب را تشکیل می دهد. مذهب از طرفی وجود قوای اعلا را که بشر به آنها وابسته است اعلام می دارد و از طرف دیگر امکان برقراری رابطه با آنها را ممکن و ضروری می شمارد.( تاریخ ادیان بزرگ، همان، ص .۵۲) مذهب به منزله ایمان به قوای مافوق بشر است که سیر خوی و شخصیت و زندگی بشر را اداره و بازرسی می کند(شاخه طلایی،همان) . .
انسان با ایمان چون با سراسر هستی انس و الفت دارد(طه..۱۲۳) و در معیت خدا زندگی می کند(محمد . .۳۵)وهمنشین پیامبران وصدیقان است (نساء. ۶۹)پیرامون گناه نمی گرددانسان با ایمان به عوامل آرامش زایی چون دعا و نماز مسلح است(بقره، ۱۵۳) با کاش واگر زندگی نمی کند(حدید .۲۲ و .۲۳)انسان با ایمان راضی و خشنود است هم از خود و هم از خدا و هم از جهان(طه ،۵۰) انسان با ایمان احساس عمیق نسبت به نعمت های خدادادی دارد(فاتحه..۲) احساس رضایت مؤمن، مصدر قوت و نیروی اوست چرا که اوایمنی درونی یافته است (انعام. ۸۳)
«مؤمن تبهکار نیست » ( مؤمن ..۲۷)، «بی وجدان نیست»(ملک ،۱۳)، «بی تحمل نیست»( بقره ،۴۵)، «ناامید نیست»( حجر..۵۶)، «نمی ترسد».( احزاب ،۳۹ ق) ……………………………………………………………………………
مؤمن به واسطه ایمانش بینشی نسبت به جهان، فرمانروایان جهان و حقوق جهانیان پیدا می کند که برای او در زندگی کارساز و وی را به سوی انسانی کامل سوق می دهد این طرز تفکر که براساس آگاهی و باور حقیقی است مؤمن را در اجتماع امین می کند به طوری که دیگران در پرتو امنیت او زندگی می کنند و این نقش مؤثر مثبت مذهب است.

این را هم حتما بخوانید :   نقش توبه در سقوط مجازات- قسمت ۷