پژوهش – آسیب شناسی کاهش سن گرایش به بزهکاری بین زندانیان با ارائه راهکارهای پیشگیرانه۹۳- …

در تقابل بین دیدگاه های زیست شناختی و روانشناختی ودر مطالعه بزه عده ای نیز عامل اقتصادی را مورد بررسی قرار داده اند. در رویکرد تأثیر عامل اقتصادی به موضوع بزهکاری، مسئله فقر و بیماری به طور گسترده مطالعه شده اند. موضوع فقر و دلایل ارائه شده از تأثیر آن در بروز رفتار بزهکارانه ایجاب می‌کند که محله های فقیر نشین و محله های غنی نشین با همدیگر مقایسه شوند تا بتوان ادعا کرد که فقر به عنوان عامل تأثیرگذار شناخته شده است. در مطالعاتی که از سال های ۱۹۷۰ به بعد انجام شده است، آمارهای موجود حاکی از آنند که درصد زیادی از افرادی که در ۴۹ ایالت آمریکا در پایین تر از خط فقر هستند هیچکدام از هفت بزه مهم را که به عنوان شاخص های جرم از طرف سازمان FBI تعیین شده، مرتکب نشده اند. اما در مقابل به پژوهش هایی بر می‌خوریم که میزان درآمد، تحصیلات و تک والدی را در بزهکاری مؤثر شناخته اند اما سهم وضعیت اقتصادی را تبیین نکرده اند. پژوهش در مورد بیکاری به عنوان یک شاخص درآمد نیز نشان می‌دهد ارتباطی بین بیکاری و بزهکاری نوجوانان یافت شده است (گلاسر و رایس). در ارزیابی رویکرد اقتصادی نیز همانند رویکرد روانشناختی می‌توان ادعا نمود، تأثیر نابرابری های اقتصادی در بزه بیشتر از تأثیر عامل فقر است. اگر چه اکثر پژوهش ها نشان داده اند، ارتباطی بین فقر و بزه وجود دارد؛ لیکن فقر را به عنوان عامل اصلی بزه مطرح نشده است، به طوریکه با افزایش و کاهش افراد فقیر بزهکاری نیز افزایش و یا کاهش یابد. (شامبیاتی۱۳۸۰، ۲۶).
۲-۸-۵ )رویکرد کنترل اجتماعی:………………………………………………………………………………………..
به عقیده هیرشی بزهکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی باید در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همسالان و سایر ارگان ها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی گردد. هیرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می‌افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شوند یا به طور کلی از بین بروند. این قیود را تحت چهار مفهوم کلی خلاصه می‌کند:…………………………………………………………………….
وابستگی : حساسیتی است که شخص نسبت به عقاید دیگران در باره خود نشان می‌دهد، در حقیقت یک نوع قید و بند اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت هنجار های اجتماعی می‌کند. این وابستگی را هیرشی همپایه وجدان و یا مَنِ برتر می‌داند……………………………………………………………………………………………………
تعهد : میزان مخاطره ای است که فرد در تخلف از رفتارهای قراردادی اجتماع می‌کند. بدین معنی فردی که خود را نسبت به قیود اجتماعی متعهد می‌داند از قبول این مخاطرات پرهیز می‌کند. اگر وابستگی را همپای وجدان بدانیم، تعهد همپایه عقل سلیم یا خود است……………………………………………………………………………..
درگیر بودن : میزان مشغولیت فرد در فعالیت ها مختلف است، که باعث می‌شود او وقت برای انجام کار خلاف نداشته باشد. مثل درگیر شدن در سرگرمی های مدرسه، خانه و اشتغال به فعالیت های فوق برنامه.
باورها : میزان اعتباری است که فرد برای هنجار های قراردادی اجتماع قائل است، در حالی که می‌تواند طبق میل خود از آنها تخلف کند، ولی به آن ها پایبند باقی می‌ماند، مانند باور به نیکوکاری، حسن شهرت و غیره. در یک آزمون تجربی در نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، اطلاعات از طریق پرسشنامه از ۷۲۴ دانش آموز در چهار دبیرستان و سه مرکز اصلاح و تربیت به دست آمد. نتیجه حاکی از این بود که نظر هیرشی وقتی برآورده می‌شود که متغیر دوستان بزهکار در تحلیل وارد شود. یافته های این پژوهش بیشتر با نظریه پیوند افتراقی، سازگار بودند تا با نظریه اصلی هیرشی در باره علل بزهکاری…………………………
۲-۸-۶ )رویکرد پیوند افتراقی:…………………………………………………………………………………………….
بنابراین نظریه نزدیکان و همسالانی که بزهکار باشند در تشکیل و تقویت نگرش بزهکاری کمک مؤثر می‌کنند و فرد را به سوی بزهکاری سوق می‌دهند. نظریه پیوند افتراقی محتوای اجتماعی بزهکاری را در نظر دارد و فرد بزهکار را در جایگاه اجتماعی او از حیث رابطه اش با خانواده، با محله و رفقا و مصاحبین در نظر می‌گیرد. این نظریه ابتدا از سوی ساترلند و کرسی مطرح گردید . انگیزه ها، نگرش ها و روش هایی بزهکارانه اند که به طور مؤثر به ارتکاب مکرر جرائم می‌انجامد. پیوستن با بزهکاران یا جدا شدن از غیر بزهکاران (پیوند افتراقی) به فراگیری مطالبی می‌انجامد که موافق تخلف از قوانین است. تکرار و غالب کمّی مطالبی که تعاریفی موافق بزهکاری و قانون شکنی ارائه می‌کنند بر فراگرفته هایی که ضد بزهکاری‌اند منجر به پذیرش بزهکاری می‌شوند .
نظریه کنترل اجتماعی با تکیه بر نیروهای درونی فرد و به اصطلاح با تمرکز به حضور روان شناختی افراد صاحب نفوذ در ذهن کودک و نوجوان به تبیین و چگونگی جلوگیری از بزهکاری می‌پردازد. در همین حال از تأثیر نیروهای منفی محیط بیرون غافل می‌ماند. در عوض در نظریه پیوندهای افتراقی با توجه انحصاری به نیروهای بیرونی از تأثیر حفاظتی نیروهای درونی غفلت می‌کنند. طبیعی است که شخص با توجه به توانایی نسبی این نظریه ها وپی بردن به نقص آنها، بتواند نظریه ای تلفیقی که از ترکیب آن دو پدید می‌آید، بنا نهد.
در یک بررسی تجربی دیگر ناظر به آزمون نظریه پیوند افتراقی، پژوهشگر به کاری فراتر از داشتن پیوند های ارتباط با هما

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

لان بزهکار، والدین بزهکار، و تعاریف بزهکاران از اعمال بزهکاری را بررسی می‌کند. بررسی بر روی پرسشنامه های گردآوری شده از ۱۵۸۸ دانش آموز غیر سیاهپوست، متغیرهای گوناگونی از قبیل نظارت و حمایت خانواده، دوستان بزهکار و تعداد آن ها، محله جرم خیز، شنیدن تعاریف مساعد و نامساعد برای تخلف از قوانین، کیفیت مدرسه از لحاظ وجود دانش آموزان بزهکار و تأثیر آنها بر شدت بزهکاری،موردتحلیلهای گوناگون آماری قرار می‌گیرند. یافته ها حاکی از عدم کفایت نظر ساترلند و کرسی مبنی بر اینکه زندگی خانوادگی وقتی در بزهکاری اهمیت دارد که الگو های بزهکاری برای تقلید وجود داشته باشند، می‌باشد
از مطالب فوق پیداست که با مسئله ای با این پیچیدگی نمی‌توان به وسیله بررسی های ساده و با روش های تحلیلی ابتدایی یک متغیره و با ساده نگری صرف روبرو شد. به همین جهت بررسی جامع در مورد مسئله بزهکاری نیاز به یک چارچوب نظری و طراحی اندیشیده شده برای اندازه گیری متغیرهای دخیل دارد.
۲-۸-۷ )رویکردهای التقاطی:…….
در حالیکه نگرش های اختصاصی به موضوع منجر به استفاده از چارچوب نظری خاص آن رویکرد در پژوهش ها گردیده است، عده ای نیز دیدگاه های التقاطی را مورد توجه قرار داده و با دید وسیعتری به موضوع نگریسته اند. یکی از مطالعات کلاسیک در این زمینه پژوهشی است که توسط مشکانی و مشکانی انجام شده است.نظریه تلفیقی این پژوهشگران شامل دو مؤلفه است که مجموعاً چارچوب نظری پژوهش را تشکیل می‌دهد و به صورت مدل تحلیلی در آلگوریتم ۱ ـ نشان داده شده است. مؤلفه اول را کنترل های خانوادگی، اجتماعی، روابط عاطفی کودک و نوجوان با افراد مهم در زندگی او از قبیل اقوام، معلمین، دوستان صالح و غیره تشکیل می‌دهند که نقش بازدارنده در گرایش به بزهکاری دارند. مؤلفه دوم از نیروهای وارده بر کودک و نوجوان از طرف والدین بزهکار، محله جرم خیز و کسانی که به نحوی گفتار و رفتارشان بر کودک و نوجوان اثر می‌گذارند و او را در جهت بزهکاری سوق می‌دهند، تشکیل می‌دهد. بدیهی است که بین مؤلفه اول و دوم کشمکشی در بین است و تعامل بین آن دو است که نهایتاً موضع کودک و نوجوان را نسبت به بزهکاری تعیین می‌کند. هر چه پیوند های عاطفی نوجوان با خانواده بیشتر می‌شود و روابط پدر و مادر با فرزندان سالم تر و امن تر باشد بزهکاری کاهش می‌یابد . مؤلفه اعتقادات مثل اعتقاد به حلال و حرام و ثواب یا گناه و فکر به گناه از شدت بزهکاری می‌کاهد. مؤلفه های مربوط به پیوند های افتراقی و مؤلفه ارتباط نوجوانان با دوستان و اقوام نشان می‌دهد وجود همسایگان خلافکار و محله جرم خیز در بزهکاری مؤثر است)ستوده ۱۳۷۴، ۱۱(.
۲-۹ ) مبانی نظری آسیبهای اجتماعی
آسیبشناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی گرفته شده و مبتنی برتشابهی است که دانشمندان بین بیماریهای عضوی وانحرافات اجتماعی قائل میشود در واقع با شکلگیری و رشد جامعهشناسی در قرن نوزدهم میلادی بهرهگیری از علوم مختلف برای بیان فرایندهای اجتماعی نیز معمول گردید و در نتیجه بسیاری از اصطلاحات و واژه های رایج در علوم دیگر چون زیست شناسی، علوم پزشکی، زمین شناسی و مانند آن در جامعهشناسی نیز به کار گرفته شد که از جمله می توان آسیبشناسی را نام برد. آسیبشناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشهی بینظمیها در ارگانیسم انسانی بنابراین در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه، اصطلاح آسیبشناسی اجتماعی برای مطالعه وریشهیابی بی نظمیهای اجتماعی بکار میرود. ( ستوده۱۳۷۴، ۱۱).
۲-۱۰) هدفها و مقاصد آسیبشناسی اجتماعی
عمده ترین هدفها ومقاصد آسیب شناسی اجتماعی را میتوان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
۱- مطالعه و شناخت آسیبهای اجتماعی و علل و دلایل پیدایش آنها، زیرا تشخیص درست دردها، نخستین شرط چارهجویی و بیش از نیمی از درمان است. درد تشخیص ناداده را کمتر میتوان ریشهکن ساخت. بیشک هر گونه ساختن بدون شناختن، تیر در تاریکی رها کردن است .
۲- پیشگیری از وقوع جرم و انحراف در جامعه به منظور بهسازی محیط زندگی جمعی و خانوادگی؛ پیشگیری همواره ساده تر، علمی تر و کم هزینه تر از درمان است.
۳- درمان کجروان اجتماعی با بکارگیری روشهای علمی و استفاده از شیوههای مناسب برای قطع ریشه ها وانگیزههای این کجروی هامی باشد.
۴- تداوم درمان برای پیشگیری و جلوگیری از بازگشت مجدد انحراف اجتماعی.
بنابراین، آسیبشناسی اجتماعی، مطالعهی سازمانها وآسیبهای اجتماعی نظیر فقر، بیکاری، تبهکاری، خودکشی، اعتیاد، روسپیگری، ولگردی وگدایی همراه با علل وعوامل وشیوههای پیشگیری ودرمان آنها به انضمام مطالعهی شرایط بیمارگونه اجتماعی است.ازاین رو، مفهوم آسیبشناسی اجتماعی دارای گسترهای بسیار وسیع و از ابعاد ارزشی فراوانی برخوردار است، اما در قلمرو آن اتفاق نظر نیست، از این رو به عنوان مثال بررسی در مورد احزاب یا گروههای سیاسی رادیکال و به طور کلی رادیکالیسم نیز در همین زمینه قرار میگیرد. همچنین کارکرد گرایان به هنگام طرح تمامی امور دارای دژ کارکردی آنها را در همین قلمرو جای میدهند و کشمکش ( تضاد) را در حالت آسیبشناسی حتی یک پیکر سالم اجتماعی و نه حالت عادی آن به حساب میآورند بدین ترتیب آسیبشناسی اجتماعی مطالعه خاستگاه اختلالات بینظمیها و نابسامانیهای اجتماعی است. اگر در جامعهای هنجارها مراعات نشود، کجروی پدید میآید و رفتار آسیب میبیند. مطالعه علمی این گونه نابسامانیها و بینظمیها
را درجامعه انسانی آسیبشناسی اجتماعی میگویند.البته باید دانست که تشخیص نظم و بینظمیهای اجتماعی و درست یا نادرست بودن رفتارها درارتباط با ملاک ها و معیارهای فرهنگی، ارزشها و هنجارها حاکم بر جامعه است.(ستوده۱۳۷۴، ۱۳) .
۲-۱۱ ) دیدگاهها و نظرات جامعه شناسی انحرافات و آسیبهای اجتماعی
۲-۱۱- ۱ )دیدگاه کارکردگرایی ساختی:
براساس دیدگاه کارکرد گرایی، جامعه سیستمی از بخش های مرتبط است که هماهنگ با یکدیگر در جهت حفظ وتعادل وتوازن اجتماعی کار میکنند. از منظر این دیدگاه هریک ازنهادهای اجتماعی نقش مهمی در جامعه ایفا میکنند و برنهادهای دیگر تأثیر میگذارند.کارکردگرایان ساختی برای تعریف تأثیرات عناصر اجتماعی بر جامعه اصلاحات کارکردی وکژکارکردی را به کار میبرند، اگر عناصر اجتماعی به ثبات جامعه
کمک کند کارکردی واگر ثبات جامعه را مختل کنند کژکارکردی هستند دو نظریه عمده مسائل آسیبها وتهدیدات اجتماعی از دیدگاه کارکرد گرایی ساختی نتیجه می شود.
۱ – آسیبشناختی اجتماعی
۲- بیسازمانی اجتماعی
براساس مدل آسیبشناسی اجتماعی مسائل اجتماعی نتیجه نوعی بیماری در جامعه است. اگر بخشهایی ازجامعهای از جمله عناصر ساختاری و فرهنگی درست عمل نکنند بیماری حاصل خواهد شد. به عنوان مثال جرم، خشونت، فقر و نابرابری از فروپاشی نهاد خانواده و بیکفایتی در نهادهای اقتصادی، آموزشی و سیاسی حاصل میشود.
این نظریه بیان میدارد بیماری اجتماعی زمانی به وجود میآید که افراد آنقدر جامعهپذیر نشدهاند که هنجارها و ارزشهای جامعه را بپذیرند. لذا برای پیشگیری از مسائل اجتماعی و حل آنها افراد باید به درستی جامعه پذیر شوند و آموزش های اخلاقی و فرهنگی مناسبی را دریافت کنند.در نظریه بیسازمانی اجتماعی تأکید میشود که تغییرات سریع اجتماعی هنجارهای جامعه را دچار اختلال میکند.وقتی هنجارها ضعیف یا با یکدیگر در تعارض باشند، جامعه در وضعیت بیسازمانی یا بیهنجاری قرار میگیرد. براساس این نظریه راه حل مسائل اجتماعی کم کردن سرعت تحولات اجتماعی وقوت بخشیدن به هنجارهای اجتماعی است. (آشتیانی۱۳۷۸، ۲۴).
۲-۱۱-۲)دیدگاه کنش متقابل نمادین
این دیدگاه برخلاف دو دیدگاه قبل منعکس کننده دیدگاه جامعه شناسی فرد است و بر این نکته تأکید دارد که رفتار انسانی تحت تأثیر تعاریف ومعانی قرار دارد که در کنش متقابل نمادین با دیگران خلق میشود و تداوم مییابد. تصویری که ما از خود داریم با مشاهده این که دیگران چگونه با ما وارد تعامل میشوند و برداشتی از ما دارند ساخته میشود.یکی از نظریههای عمده دیدگاه کنش متقابل نمادین درباره مسائل و آسیبهای اجتماعی نظریه بر چسبزنی است. این نظریه میگوید یک موقعیت یا گروه اجتماعی زمانی مشکل ساز به نظرمیآید که با این عنوان بر چسب خورده باشد براساس این نظریه گاهی حل مسائل اجتماعی شامل تغییر معانی و تعاریفی میشود که به افراد یا موقعیتها نسبت داده میشوند. براساس این دیدگاههای مطرح شده درجامعهشناسی انحرافات، چارچوب نظری تحقیق به منظور تعریف و شناخت آسیبها وتهدیدات اجتماعی ایران عمدتاً مبتنی بر دیدگاه کارکرد گرایی ساختی بوده است.
در این مبحث چهار نظریه مهم و بر حسب مورد بررسی قرار میگیرد:
الف)نظریه های هنجاری
بیهنجاری، حاصل وضعیت آشفتهای است که هنجارها از بین رفته یا در تضاد قرار گرفتهاند. جامعههایی که در آنها به طورگسترده بیهنجاری وجود داشته باشد، درخطر تلاشی قرارمیگیرند، زیرا اعضای آن جامعه برای نیل به مقاصد مشترک خطوط راهنما در اختیار ندارند واغلب مواقع احساس جدایی و بیجهتی میکنند. رابرت مرتون مفهوم بیهنجاری را برای نشان دادن اختلاف بین هدف مورد تأیید جامعه ودسترسی به وسایل حصول به آن به کار میبرد.
ب) نظریه تضاد
نظریه تضاد نیز مانند نظریهی انحراف به طور کلی برعواقب شخصی واجتماعی تمرکز ثروت و قدرت در دست عده ای معدود تکیه میکند. نقطه عطف عمده این نظریه آن است که گروههای قدرتمند جامعه علایق مشترک اقتصادی وسیاسی دارند و اکثر برگزیدگان قدرت از قدرت سیاسی خود برای تدوین واجرای معیارهای قانونی حامی منافع خود استفاده یا در واقع سوء استفاده میکنند.طرفداران این نظریه تا حدی تبیین های متفاوتی را دربارهی چرایی بروز موقعیت مورد بحث در جوامع جدید عنوان میکنند. چامبلیس وسیدمن(۱۹۷۱) عقیده دارند که چنین شرایطی در هر جامعهی پیچیدهای که دارای نظام طبقاتی متعددی باشد، به وجود میآید .
ج) نظریه پیوند افتراقی
نظریه ادوین ساترلند تحت عنوان پیوند افتراقی براین نکته دلالت دارد که فرایند یادگیری رفتار مجرمانه به وسیلهی دوستان فرد مجرم تعیین می شود. چهار گام زیر فرایند نظریه پیوند افتراقی را به اختصار نشان میدهد.