مقاله – اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب ( صفت و …

– اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع میدهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می سازد. اضطراب واکنش به خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشا با تعارض همراه است (پورافکاری،۱۳۸۴).
۴-۳-۲انواع اضطراب
اضطراب به طور کلی با انتظار وقوع یک پیشامد ناگوار مشخص است و میتواند به اشکال مختلف ظاهرشود.
۱-اضطراب موقعیتی[۱۱۲]: گروهی از واکنشهای مربوط به محرکها و موقعیت های استرس آمیز مثل: امتحان، اعمال جراحی ونظایر آن است.
۲-اضطراب فراگیر[۱۱۳]: در این اضطراب بیمار تقریبا به طور مداوم در یک حالت نگرانی خفیف قرار دارد. این نوع اضطراب تقریبا به هر وجه زندگی و سلامت جسمی و روانی بیمار ممکن است مربوط گردد.
۳-اضطراب تروماتیک[۱۱۴]: نوع خاصی از اضطراب است که در بازماندگان اتفاقات وحشتناک و غیرمنتطره مثل: سوانح طبیعی (سیل، زلزله) و یا پس از بمباران و تصادفات شدید مشاهده می شود (دادستان، ۱۳۸۳).
۱-۴-۳-۲اضطراب صفت و حالت
اضطراب خواه به تنهایی به صورت علامتی بارز و خواه همراه سایر اختلالات حالتی است که هسته مرکزی بسیاری از بیماریهای روانی است. وقتی اضطراب ظاهر می شود، مفهوم آن، این است که در درون شخص چیزی تعادل روانی را به هم میریزد (کاپلان و سادوک ،۱۳۷۱). اضطراب هیجان ناخوشایندی است که با اصطلاحاتی نظیر نگرانی، دلشوره، وحشت و ترس بیان می شود و با درجات مختلفی بروز می کند. مهمترین عاملی که بر اساس نظریه تحلیل روانی علت تمام بیماریهای روانی، محسوب میشود، اضطراب است. مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجستهای دارد. فروید اضطراب را (درد روانی[۱۱۵]) نامیده است. یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری گردد اولین نشانهی آن به صورت تب ظاهر می شود، بنابراین، اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود اولین نشانهی آن به صورت اضطراب جلوه گر میشود. فروید معتقد است، اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد (آزاد،۱۳۷۴). اضطراب را در واقع همه انسانها تجربه می کنند. مضطرب بودن تا اندازه ای به عنوان بخشی از یک پاسخ مقابله ای طبیعی به مسایل روزمره زندگی در نظر گرفته می شود. با این حال، زمانی که اضطراب شدید و یا نامتناسب با موقعیت باشد به عنوان یک اختلال یا مشکل بالینی در نظر گرفته می شود (بلک برن و دیوید سون[۱۱۶]،۱۹۹۰). اضطراب حالت هیجانی نا مطلوبی است که معمولا با احساس دردناک و طولانی بیم و نگرانی همراه می باشد ،سطح معینی از اضطراب نه فقط برای رویارویی با خطر، برنامه ریزی کردن، مطالعه کردن، هوشیار بودن در هنگام امتحان، احتیاط در هنگام رانندگی و …ضروری است، بلکه چنانچه ترس و اضطراب به صورت محدود باقی بماند میتواند بسیار مفید و حتی لذت بخش هم باشد، با این حال، در ورای این سطح معین، اضطراب نقش انطباقی خود را از دست می دهد و به صورت عامل و مسئول تخریب موقعیت ها یا ایجاد حرکات و رفتارهای غیر انطباقی در می آید و همراه با رنجی میگردد که به زحمت میتوان آن را تحمل کرد (بیابانگرد،۱۳۷۸). اضطراب صفت یک ویژگی شخصیتی است که فراوانی و شدت واکنش هیجانی شخص را نسبت به فشار منعکس می کند و در بین مردم از این نظر تفاوت آشکاری وجود دارد.اضطراب صفت، در واقع خصیصه شخص است نه ویژگی موقعیتی که با آن روبروست. اضطراب حالت یک واکنش هیجانی است که از موقعیتی به موقعیت دیگر تفاوت می کند (شریفی، ۱۳۷۶) در واقع قرار گرفتن در معرض فشار روانی ممکن است واکنشهای قابل مشاهده ای را موجب شود که به آن اضطراب حالت می گوییم. این وضعیت یک حالت هیجانی نامطلوبی است که با نگرانی، تنش و تشویق همراه است. هنگامی که مضطرب می شوید، نظام عصبی خود مختار شما فعال می شود، ضربان قلبتان بالا می رود، ضربان نبض افزایش می یابد، کف دستها عرق می کند، مقدار اضطرابی که شخص تجربه می کند، به لحاظی، با شدت محرک ایجاد کننده فشار- آن گونه که شخص آن را درک می کند- بستگی دارد. شدت فشار به ارزشیابی فرد از موقعیت بستگی دارد (اشپیل برگر،۱۹۷۲).
۵-۳-۲نشانه های بالینی اضطراب در سطوح مختلف
بررسی چگونگی بروز نشانه های اضطراب در سطوح مختلف الزامی است. بطور کلی نشانههای اضطراب در چهار سطح مختلف بروز می کند و هر کدام از این سطوح نیز ممکن است نشانه ها و رفتارهای مختلفی را شامل شود (سیلگمن،۱۳۸۲).
اضطراب ۴ سطح را شامل می شود :
۱- عناصر شناختی: انتظار خطری مبهم و آسیب قریب الوقوع.
۲-عناصر بدنی: واکنش اضطراری بدن به خطر، تغییرات مهم در ظاهر ما مثل: تپش قلب، عرق کردن، درد قفسه سینه، تغییرات چهره.
۳-عناصر هیجانی: احساسهای دلهره، وحشت، تشویش و ورم معده.
۴-عناصر رفتاری: جنگ، گریز و پرخاشگری.
۶-۳-۲آسیب شناسی و موضع گیری های نظری درباره اضطراب
از نظر علت مانند بسیاری از اختلالات روانی علت اصلی اضطراب معلوم نیست (کاپلان و سادوک،۱۹۹۸) ولی دیدگاه ها و نقطه نظرات مختلفی در این رد ابطه وجود دارد که به بخشی از آنها به اختصار اشاره می شود.
۱- تبیین های مبتنی برعوامل فرهنگی- اجتماعی
از دیدگاه نطریه پردازان فرهنگی- اجتماعی، اضطراب بیشتر در کسانی مشاهده میشوند که با فشارها و موقعیتهای خطرناک اجتماعی مواجه هستند.
تحقیقات مختلف نشان داده اند که در افرادی که در محیطهای تهدید آمیز زندگی می کنند، احساس تنش گسترده، نگرانی، برانگیختگی، وبیقراری بی

این را هم حتما بخوانید :   بررسی ارتباط بین مسئولیت اجتماعی با افشاء اطلاعات زیست محیطی در شرکتهای کوچک ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

شتر است (بوم و فلمینگ[۱۱۷]،۱۹۹۳).
۲- تبیین های روان پویشی
فروید در مورد اضطراب دوبار اعلام نظر کرده است. ابتدا او اضطراب را نتیجه مستقیم سر کوب گری عنوان کرد، اما بعداً اظهار داشت سر کوب گری نه تنها مبنای اضطراب نیست بلکه در نتیجه اضطراب پدید می آید. از دیدگاه فروید، زمانی که سایق ها یا همان کشاننده های تهدید آمیز سعی می کنند هشیار شوند، در سطح (من) اضطراب پدید می آید و سرکوب گری و سایر مکانیسمهای دفاعی برای مقابله با این اضطراب وارد عمل می شوند (دادستان،۱۳۸۴).
۳- تبیین های انسانی نگر[۱۱۸]
راجرز[۱۱۹] عقیده دارد که اگر افراد نتوانند در خلال کودکی «توجه مثبت بی قید وشرط[۱۲۰]» را از افرادی که برای آنها معنادار هستند دریافت کنند، یک شیوه کنش وری دفاعی در آنها گسترش می یابد و دیدگاهی انتقادی نسبت به خود اتخاذ می کنند. به کاربردن این گونه مکانیسمهای دفاعی موجب می شود آنها به مقدار بسیاری جزئی به احساسات مثبت درباره خویش دست یابند و به اغتشاش فکری و اضطراب گسترده ای دچار شوند که از احساس تهدید شدگی دائم ناشی می گردد ( دادستان، ۱۳۸۴).
۴- تبیین های هستی نگر
نظریه پردازان هستی نگر معتقدند که اختلالهای اضطرابی ناشی از”اضطراب هستی[۱۲۱]” یعنی ترس همگانی درباره محدودیتها و مسئولیتهای زندگی فرد است (تیلیچ[۱۲۲]، ۱۹۵۳).
۵- تبیین های شناختی
یک علت اضطراب را ارزیابی نادرست از موقعیت و یا عدم ارزیابی از آینده می پندارد. بر طبق نظریه یک دو واقعه شناختی بزرگ با اضطراب ارتباط دارد. هر دوی این واقعه در ارتباط با موقعیت است. در ارزیابی اولیه فرد موقعیت را تهدید کننده ارزیابی ثانویه میزان اضطراب و خطرناک شده توسط فرد را نشان می دهد (فری،۲۰۰۰).
۶- تبیین های رفتاری
در این دیدگاه افراد مبتلا به اضطراب نخست از راه شرطی شدن ترس را می آموزند. سپس اجتناب از طیفی از اشیا، موقعیتها یا رویدادها را فرا می گیرند. شرطی شدن کلاسیک، مشاهده و تقلید و یادگیری اجتنابی از جمله مواردی است که در این دیدگاه مورد بحث قرار می گیرد (دادستان، ۱۳۸۴).
۷- تبیین های زیست شناختی
در این دیدگاه توجیه اضطراب بر اساس چند اکتشاف در مورد نارسا کنش وری زیست شیمیایی به عمل می آید. در دهه ۱۹۵۰ تاثیر بنزودپین ها در کاهش اضطراب آشکار شد و در دهه ۱۹۷۰ فنون جدید رادیواکتیو تاثیر بنزویاپین ها را آشکار ساخت. گابا عامل اصلی انتقال پیامهای بازدارنده مضر است، بنابراین اختلال در عملکرد گابا [۱۲۳]موجب ایجاد اضطراب می شود (دادستان، ۱۳۸۴).
۷-۳-۲درمان
موثرترین درمان بیماران مبتلا به اضطراب، روان درمانی و دارو درمانی است (کاپلان و سادوک، ۱۹۹۸). روان درمانی تاثیر دارو درمانی را تقویت و طول درمان را کوتاه می کند (کاپلان و سادوک، ۱۹۹۵). رویکردهای روان درمانی را رغم تفاوتهای بنیادی به دو گروه عمده می توان تقسیم کرد: روشهای درمانگر کلی [۱۲۴]و درمانگریهای متمرکز بر شکل یا اختلال[۱۲۵].
۱-۷-۳-۲ روش های درمانگری کلی
روشهای روان پویشی و درمانگریهای انسانی نگر- هستی نگر، در قلمرو قرار می گیرند که می توان آنها را ” روشهای درمانگری کلی” نامید، زیرا که متخصصانی که این درمانها را به کار می برند، شیوه های مشابهی را به کار می برند.
الف) رویکرد روان پویشی
کمک به مراجعان به منطور درک و حل رویدادهای گذشته، محوراصلی این شیوه درمانگری را تشکیل می دهد. این درمانگران با استفاده از روشهایی مانند: همخوانی ازاد وتفسیرهای کم و بیش القا کننده، کوشش می کنند تا مراجعان را در بازشناسی کشاننده های عمقی، نیازها و تعارضهایی که در زیربنای هیجانها و رفتارهایشان قراردارند، یاری دهند (دادستان، ۱۳۸۴).
ب) درمانگری های انسانی نگر
انسانی نگرهایی که مراجع را محور کار خود قرار می دهند کوشش می کنند تا توجه مثبت و بی قید و شرط و هم احساسی خود را نسبت به او نشان دهند و انتظار دارند که چنین جو توام با توجه و پذیرش کامل بتواند ایمنی لازم را برای بازشناسی نیازهای ذاتی، افکار و هیجاناتش در وی ایجاد کند (راسکین[۱۲۶]و راجرز،۱۹۸۹). هدف اصلی این دیمانگران کمک به مراجع برای”آزمودن” خویش است تا بدین وسیله بتواند در مواجهه با خویشتن، آسوده خاطر و صدیق باشد. بدین ترتیب اضطراب یا دیگر نشانه های نارساکنشوی روان شناختی وی کاهش خواهند یافت.