اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب …

اولری و همکاران (۱۹۸۸) و اسمار و همکاران (۱۹۹۷) دریافتند که ارتقاء خودبسندگی با تغییر در میزان درد و افسردگی در ارتباط است. آنها همچنین توضیح می دهند که چرا مداخلات نامتمرکز برروی تغییر متغییرهای شناختی رفتاری (مثل آموزش بیمار در مطالعه ی پارکر و همکاران(۱۹۸۴): گروه کنترل توجه در مطالعه ی پارکر و همکاران (۱۹۹۵): و درمان حمایت اجتماعی گروهی ساختار یافته در و مطالعهی برادلی و همکاران (۱۹۸۷) در کاهش درد و افسردگی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید موثر نیستند. اولین معنی این نتایج نیاز کارمندان مراقبت سلامت به آگاهی از فواید مداخلات روانشناختی در کاهش درد و افسردگی است که رابطه ی معناداری با وضعیت سلامت بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید دارد. دوم اینکه، درمان شناختی برای افراد دچار آرتریت روماتوئید باید برروی تغییر و افزایش متغییرهای شناختی-رفتاری (مثل ادراک اثربخشی مقابله، درماندگی کمتر، وخودبسندگی بیشتر باشد). مثلا پارکر و همکاران (۱۹۹۵) تفاوت معناداری از لحاظ آماری بین گروه مدیریت استرس، گروه کنترل توجه و گروه مراقبت استاندارد در میزان افسردگی پس آزمون نیافتند. از طرف دیگر، تحلیل دوباره ی داده های آنها بیان می کند که افراد گروه مدیریت استرس نسبت به آنهایی که در گروه کنترل بودند، تغییرات مثبت و معنادار بیشتری را در متغییرهای شناختی – رفتاری تجربه میکنند و اینکه تغییرات مثبت متغییرهای شناختی- رفتاری به طور معناداری با کاهش افسردگی رابطه داشت.
از ۴ مطالعه در مورد افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید که مورد بررسی قرار گرفت همگی دارای اندازه های عینی از شدت بیماری (یعنی تعداد مفاصل قرمز و متورم، قدرت پنجه، نرخ رسوب اریتروسیت / پروتئین ( C-reactive) بودند. مدستاد و همکاران (۱۹۹۷) ۲۳۸ بیمار نروژی مبتلا به آرتریت روماتوئید اولیه را بررسی کردند. شدت التهاب از طریق اندازه گیری های عینی اندازه گیری شد و اضطراب و افسردگی از طریق پرسشنامهی AIMS اندازه گیری شد. رگرسیون چندگانه ی پایه نشان داد که حتی بعد از کنترل شاخص های التهاب عوامل دموگرافیک، شدت درد بیشتر به طرز معناداری با افسردگی( ۳۱/۰ r=) و اضطراب ( ۳۳/۰ r=) همبستگی داشت. پیگیری طولی یکسال و دو سال نشان داد که درد بعد از کنترل عوامل دموگرافیک و طول مدت و شدت بیماری به طور معناداری با اضطراب به ترتیب (۲۳/۰ و۳۱/۰ r=) و افسردگی به ترتیب (۲۹/۰ و ۲۷/۰r=) همبستگی داشت. نکتهی قابل توجه این بود که نه قرمزی مفصل و نه نرخ رسوب اریتروسیت هیچ واریانس اضافی را در آشفتگی روانی توضیح نمی داد.
ولفه و هاولی (۱۹۹۳)، ۷۱۳ بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید را در دو ملاقات اخیرشان با پزشک مورد بررسی قرار دادند تا ارتباط احتمالی بین شدت استرس و فعالیت بالینی آرتریت روماتوئید را تعیین کنند. شدت بالینی از طریق شدت مفاصل ملتهب، مدت زمان خشکی صبحگاهی، قدرت پنجه، نرخ رسوب اریتروسیت و درد مورد ارزیابی قرار گرفت واضطراب و استرس از طریق AIMS اندازه گیری شد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که نمرات شدت درد ۰۰۰۱/۰P= و شاخص ناتوانی ۰۰۰۱/۰P= معنادارترین ارتباط را با نمرات تغییر استرس داشتند و بعد از آنها تعداد مفاصل ملتهب (۰۱/۰>P، ۹/۶F= ) قرار می گرفت. نه تغییر در ESR و نه قدرت پنجه با استرس در ارتباط نبودند.
هاولی و ولفه (۱۹۸۸) یک گروه شامل ۴۰۰ بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید را که به کلینیک روماتولوژی مراجعه کرده بودند را به طور متوسط به مدت ۳ سال و یکماه مورد بررسی قرار دادند (طیفی از ۶ تا ۵۴ ماه). ارتباط درد با افسردگی و اضطراب همراه با کنترل عوامل دموگرافیک، خط پایه ی درد، و ناتوانی مورد بررسی قرار گرفت. افسردگی و اضطراب پایه و درد دارای همبستگی بالا بودن (۰۰۱/۰> P ،۱۳/۰R2= ) افسردگی به طور معناداری با سطوح بالای درد در طول مدت پیگیری مرتبط بود (۰۵/۰>P ).
فصل سوم
۳-۱ طرح کلی پژوهش
این پژوهش از نوع تجربی است و با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با دو گروه آزمایشی و کنترل انجام شده است. در این طرح ، متغییر مستقل شامل: هشت جلسه درمانهای شناختی – رفتاری و متغییر وابسته: اضطراب (صفت – حالت)، استرس و کیفیت زندگی بود که به شیوه ی گروهی و در گروه آزمایش انجام شد و تأثیر آن بر نمرات پس آزمون در بیماران گروه آزمایش بررسی شد و با گروه کنترل مورد مقایسه قرار گرفت. جدول ۳-۱ طرح کلی پژوهش را نشان می دهد.
جدول ۳-۱: طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با دوگروه آزمایشی وکنترل

گروه ها حجم نمونه قبل از ریزش پیش آزمون اعمال متغییر مستقل حجم نمونه بعد از ریزش پس آزمون پیگیری
آزمایش ۳۰ T1 x ۲۸ T2 T3
کنترل ۳۰ T1 ۲۸ T2 T3

۳-۲ متغییرهای پژوهش

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است