جستجوی مقالات فارسی – اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب ( صفت …

شانسی هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خوردند.
فیلتر ذهن تحت تاثیر یک حادثه منفی همه ی واقعیت ها را تار می بیند. به جزئی از یک حادثه منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش می کنید، به خاطر طرز بر خود با همکاران خود تشویق می شوید، اما در این میان کسی از جمع همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد از شما می گوید. روزهای مدید در حالی که همه گفته های مثبت را فراموش می کنید، تحت تایر این تک انتقاد رنج میبرید.

۴– بی توجهی
به امر مثبت
با بی ارزش شدن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارید کارهای خوب خود را بی اهمیت، می گویید که هرکس می تواند این کار را انجام دهد.بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد.
۵– نتیجه گیری
شتاب زده
بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتاب زده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان می دهد.پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود بدون هر گونه بررسی می گویید” آبرویم خواهد رفت ” “از عهده انجام این کار بر نخواهم آمد”. و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید” هرگز بهبودی نخواهم یافت”.
۶– درشت نمایی از یک سو درباره اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید.
۷– استدلال احساسی فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوماً منعکس کننده واقعیتها هستند: مثلاً” از سوار شدن در هواپیما وحشت دارند، حتماً پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است”. یا “احساس گناه می کنم باید آدم بدی باشم”.
۸– بایدها عبارتهای بایددار که بر ضد شما به کار برده می شوند، به احساس تقصیر و نا امیدی منجر می گردند.اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد “نباید اینقدر سمج باشد” خیلی ها می خواهند با بایدها و نبایدها به خود انگیزه بدهند.” نباید آن شیرینی را بخورم “. اغلب بی تاثیر است زیرا بایدها تولید تمرد می کند واشخاص تشویق می شوند که درست بر عکس آن را انجام دهند.
۹– برچسب زدن شکل حاد تفکر هیچ یا همه چیز است. به جای اینکه بگویید اشتباه کردم، به خود برچسب منفی می زنید: من بازنده هستم.گاه اشخاص به خود برچسب احمق یا شکست خورده و غیره می زنند.برچسب زدن غیر منطقی است: شما با کاری که می کنید تفاوت دارید.انسان وجود خارجی دارد اما بازنده و احمق به این شک وجود ندارند. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند.
۱۰– شخصی سازی
و سرزنش
خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشتید.شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و ناشایسته بودن می شود. بعضی ها هم عکس این کار را می کنند وسایرین یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که شاید خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند.