سایت مقالات فارسی – ارائه ی مدلی جهت مقایسه سیستم های یکپارچه ی کامپیوتری مدیریت فرآیند کسب وکار در …

۲-۷-۱- مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار
سازمانها برای ماندگاری در کسبوکار جهان امروز، باید به شکل یک تیم کار کنند و وظایف خود را با شناخت کامل از فرآیندهای میان واحدی به صورت مناسب یکپارچه سازند. مهندسی مجدد در واقع، به وجود آورندهی مزیت رقابتی ماندگار است و بهبودهای اساسی در سازمان ایجاد میکند. تعریفی که همر و چامپی[۳۴] از مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار بیان میکنند، این است که مهندسی مجدد، تفکر اصولی و طراحی مجدد بنیادین فرآیندهای کسبوکار برای دستیابی به بهبودهای بنیادین در شاخصهای اصلی عملکرد نظیر هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت است [۳۵].
مهندسی مجدد طراحی دوباره و ریشهای فرآیندهای کسبوکار یک شرکت است. مهندسی مجدد نقش عظیمی برای افزایش بهرهوری از طریق کاهش زمان فرآیند، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و رضایت مشتری دارد و اغلب، این امر به یک تغییر بنیادی در سازمان نیاز دارد. در واقع دیدگاه مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار، یک دیدگاه افراطی جهت بهبود وضعیت سازمان میباشد که با رویکردی بالا به پایین در سطح کل سازمان پیادهسازی میشود. این تکنیک با ریسک بسیار بالایی با هدف کاهش هزینه انجام میشود [۱۵].
۲-۷-۲- بهبود فرآیند کسبوکار[۳۵]:
BPI، رویکردی نظاممند است که هدف آن، کمک به سازمانهاست، تا بتوانند تغییراتی چشمگیر در زمینهی چگونگی انجام کسبوکار، از طریق تعریف مجدد اهداف استراتژیک، همراستاسازی فرآیندها با این اهداف و تعیین روندهای بازار و بهینهسازی خدماتی که برای مشتریان یا ذینفعان ارائه میشود، ایجاد کنند. اصول متعددی در پس بهبود فرآیند کسبوکار وجود دارد که چند مورد از آنها در ادامه آورده شده است:
همراستاسازی مناسب اهداف کسبوکار
بالا بردن ارزش مشتری
تشکیل مالکیت کسبوکار
ساخت نقاط کنترل
باید در نظر داشت که تغییرات باید به طور مستمر اعمال شوند. حتی سیستمهایی که به بهترین نحو مدیریت میشوند هم، ممکن است به مرور زمان با خطا مواجه شوند. فرآیند نوآوری باید همیشه در رأس لیست اولویت های یک کسبوکار باشد.
۲-۷-۳- تفاوت BPM و :BPR
سیستمهایBPM وBPR در سازمان نقشهای یکسانی ندارند؛ چراکهBPR خواستار نابودی رادیکال فرآیندهای کسبوکار موجود است وBPM از فرآیندهای موجود با برنامهریزی عملی، تکرار شونده و افزایشی به وضع مطلوب میرسد [۳۴].
۲-۸- سیستم مدیریت گردش کاری:
سیستم مدیریت گردش کار، سیستمی تعریف میشود که اجرای گردش کار را تعریف، ایجاد و مدیریت میکند و با استفاده از یک نرمافزار و یک یا چند موتور گردش کار، قادر به تعریف و تفسیر فرآیندها و تعامل با کاربران در گردش کار میباشد و در صورت نیاز، با استفاده از فنآوری اطلاعات ابزارها و برنامههای کاربردی را فراخوانی میکند [۱۶].
۲-۸-۱- معایب سیستم WFM
سیستم گردش کار تنها یک نوع ابزار مسیریابی است که بر جنبه‎‌های عملیاتی متمرکز است. در واقع تمرکز آن تنها روی فرآیندهای کاری است نه محتوای فعالیت‎‌ها و وظایف. یعنی صرفاً انتقال داده‌‎ها طبق روال‎‌ها و قواعد از پیش تعیین شده بدون انجام هیچ‎‌گونه تجزیهوتحلیلی روی داده‎‌ها انجام می‎شود.
رویکرد وظیفه‌‎ای دارد؛ نه فرآیندی.
امکان برقراری ارتباط با پایگاه‎‌های دادهی سیستم‎‌های دیگر بهراحتی و سادگی امکان‎‌پذیر نیست.
همراه سیستم گردش کار، سیستم‌‎های فرم‎‌ساز و گزارش‎‌ساز هم باید تهیه شود. چراکه سیستم گردش کار به تنهایی دارای محیط فرم‌‎ساز و گزارش‎‌ساز نیست.
قواعد کاری ساده را پوشش می‎‌دهد.
یکپارچه‌‎سازی آن محدود است.
محیط طراحی فرآیند و فرم‎‌ها، دارای استاندارد جهانی نیست و برای این عملیات، حتماً، باید از متخصصین خبره برنامه‎‌نویس استفاده کرد.
عدم کاربرپسندی محیط طراحی فرآیند به دلیل استفاده از کدنویسی‎‌های طاقتفرسا و زمان‎بر.
امکان اعمال تغییرات و بهبود فرآیندها به راحتی امکان‎‌پذیر نیست.
محدود بودن امکانات کنترلی و مدیریتی مدل‌سازی و طراحی فرآیند.
عدم سهولت و سادگی در عملیات بهبود فرآیندها پس از اجرای آنها.
قابلیت اخذ گزارشات کنترلی و مدیریتی آن در حد مقدماتی و محدود است.
عدم پشتیبانی از دو نسخه از یک گردش کار
عدم توانایی در پایش اطلاعات
۲-۸-۲- تفاوت BPM و WfM
BPMSها توسعه داده شده و تکامل یافتهی WFMها هستند، چراکه در سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار، محدودیتهای سیستمهای مدیریت گردش کار برطرف شده و راه حلهایی برای هرکدام از محدودیتها در نظر گرفته شده است. به زبان ساده میتوان چنین گفت که BPMS نهتنها تمام امکانات و قابلیتهای موجود در WFMS از قبیل ایجاد فرم، تعیین قوانین ساده و ثابت برای گردش فرمهای ایجاد شده و … را پوشش میدهد، بلکه دارای امکانات و قابلیتهای بسیار قدرتمندتری نیز میباشد که از آن میتوان به قابلیت یکپارچهسازی قوی نرمافزار، توسعهی نرمافزار، تجزیهوتحلیل روند و شبیهسازی غنیتر فرآیند و مدل سازی، مدیریت و به روزرسانی نسخههای جدید، پشتیبانی از قواعد کاری پیچیده و… است [۱۱،۳۶].
محققان از دو دیدگاه، تفاوت سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار و سیستمهای مدیریت گردش کار را بررسی میکنند. دیدگاه اول بنابر تحقیقاتی که توسط شرکت گارتنر انجام شده است، بیان میکند کهBPM به عنوان یک نظام مدیریت فرآیندگرا در نظر گرفته میشود و رویکردی فرآیندی به فعالیتهای سازمان دارد و در تلاش است فعالیتهایی از سازمان که در تعریف فرآیند میگنجند را پوشش دهد، در حالیکهWFM به عنوان یک تکنولوژی معرفی میشود که از آن سیستم پشتیبانی میکند. دیدگاه دیگر که از سوی محققانی از جمله آلست[۳۶] و همکاران بیان میشود این است که WFM زیرمجموعهای از BPMتعریف میشود و در واقع یک مرحله از چرخهی حیات BPM میباشد ویک نقش مهم و بحرانی در مدیریت سیستمهای فرآیند کسبوکار بازی میکند. از بارزترین کمبودهای WFM تشخیص خطاها و تجزیهوتحلیل فرآیندها است [۱۵،۳۴،۳۷].
بنابراین میتوان BPMS را به عنوان نسل بعد ازWFMS در نظر گرفت. به وجود آمدن قابلیتهای جدید در سیستمهای BPMS در سازمان، قدرت بهبود مستمر را ایجاد میکند که اساسیترین تفاوت را با سیستمهای سنتی و غیر انعطافپذیر WFMS، سبب میشود.
فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱- مقدمه
مدیریت فرآیند کسبوکار شامل فعالیتهای مختلف میباشد که به نوع طرح، چرخهی حیات BPM و سطح بلوغ سازمان بستگی دارد [۳۸،۳۹]. BPMS، بهعنوان یک ابزار و راهکار مدیریتی به معنای واقعی برای مدلسازی، اجرا و پیادهسازی، پایش و بهبود فرآیندهای کسبوکار سازمانی میباشد. این راهکار، حاکمیتی را درسازمان برای افزایش چابکی و کارایی فراهم میآورد و به مدیران اجازه میدهد، بتوانند عملیات سازمان را با اهداف راهبردی و استراتژیهای کلان، همراستا نمایند. بدین جهت ضروری است این ابزار قابلیت یکپارچگی و پیوند زدن اشخاص، سیستمهای اطلاعاتی، وظایف، کسبوکارها، مشتریان و شرکا را با یکدیگر دارا باشد، بهطوری که بتواند تمام فرآیندهای خرد و کلان سازمان را بهصورت هوشمند و خودکار درآورده و مانع از بروز دوبارهکاریها و تأخیرها در فعالیتهای سازمان شود. بنابراین اهمیت انتخاب یک BPMS مناسب برای یک سازمان از اهمیت فراوانی برخوردار است. از این رو سازمانهایی که به ضرورت وجود این نوع سیستم پی بردهاند، در هنگام خرید و انتخاب BPMS دچار تردید و سردرگمی میشوند، چراکه هنگام انتخاب عواملی مانند: حمایت مدیریت ارشد، استراتژیهای سازمانی، فرهنگ سازمان مبتنی بر سیستم جدید، تکنولوژی و مدیریت پروژه نقش مهمی ایفا میکنند [۴۰].
در حال حاضر طیف گستردهای از ابزارهایBPM برای استفاده در سازمانهای مختلف، در بازار موجود میباشد که برای هر هدف، نمادها، روش ها و ابزارهای مختلف استفاده میشود. همهی ابزارهای BPM ازهمهی فعالیتها یا هدفهای سازمان حمایت نمیکنند. با این حال برخی از ابزارها جامعتر و پیچیدهتر از بقیه میباشند. سازمانها اطلاعات کمی از جنبه های مختلف BPM دارند و همچنین عرضهکنندگان نرمافزار اطلاعات فنی محدودی در اختیار آنها قرار میدهند. از این رو در یک موقعیت آسیبپذیر قرار میگیرند و انتخاب ابزاری که خواستههای آنان را بدون هدر رفتن زمان و هزینهی زیاد برآورده سازد، امری ضروری میباشد [۳۸،۳۹].
امروزه، تعداد زیادی BPMS در بازار داخل و خارج کشور وجود دارد که مشتری‌ها در انتخاب بین آنها، بعضاً با سردرگرمی مواجه می‌شوند. گرچه پیاده‌سازی BPMS در سازمان با مزایای فراوانی همراه است، ولی مسلماً انتخاب یک BPMS مناسب با وضعیت کسبوکار سازمان، توانایی مالی و اجرایی آن و مهارت کارکنان نیز به نوبهی خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می‌باشد [۴۱]. براین اساس، معیارها و راهکارهای اصلی وجود دارد که سازمانها با تکیه بر آنها در تصمیمگیری خود، در نهایت می‌توانند مطمئن شوند که یک BPMS مناسب انتخاب نموده‌اند. در این بخش با بررسی شاخصهای ارزیابی BPMS میتوان به یک الگو جهت تعیین کارایی نرمافزارهای این حوزه دست یافت. باید توجه داشت که همهی ویژگیها در یک محصول خوب از نظر فنی خلاصه نمیشود، چرا که هدف سازمان صرفاً خرید یک BPMS مناسب نیست، بلکه هدف اصلی این است که بتوان این سیستم را در حداقل زمان ممکن و با بالاترین کیفیت و سرعت در سازمان اجرا و پیادهسازی نمود.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.