دسته بندی علمی – پژوهشی : ارائه ی مدلی جهت مقایسه سیستم های یکپارچه ی کامپیوتری مدیریت فرآیند کسب …

قابلیتهای کلیدی سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار [۱۵]:
مشارکت نزدیک کسبوکار و فنآوری اطلاعات،
قابلیت یکپارچهسازی افراد و سیستمهایی که در فرآیندهای کسبوکار شرکت دارند،
توانایی شبیهسازی فرآیندهای کسبوکار جهت طراحی بهینهترین فرآیندها برای اجرا در سازمان،
قابلیت نظارت، کنترل و بهبود فرآیندهای کسبوکار در زمان واقعی
قابلیت ایجاد تغییر در فرآیندهای کسبوکار موجود در زمان واقعی.
۳-۲- معیارهای انتخابBPMS مناسب
شاخصهای انتخاب شده، براساس چرخهی حیات مدیریت فرآیند کسبوکار، اجزاء مدیریت فرآیند کسبوکار و نظر خبرگان در زمینهی BPMS، به ۱۴ گروه اصلی طبقهبندی شدهاند. همانطور که اشاره شد، چرخهی حیات BPMS، به ۴ قسمت عمده تقسیمبندی میشود که به بهبود مستمر فرآیندهای سازمان منتج میشود. آن ۴ گروه عبارتند از: مدلسازی و طراحی، توسعه و استقرار، مدیریت و تعامل، تحلیل و بهینهسازی. جهت سنجش میزان کارایی نرمافزار هرکدام از این بخشها به چند زیر مجموعه تقسیم میشوند که برای تعیین شاخصهای نرمافزار از آن زیرمجموعهها استفاده میشود.
برخی از شاخصها به دلیل اهمیتی که در زیرساخت و فنآوری سیستم دارند، جزء شاخصهای اصلی محسوب میشوند که شامل معیارهای فنی و اجرایی هستند و برخی دیگر به دلیل نقش حمایتی جزء شاخصهای فرعی محسوب میشوند. اما این موضوع به منزلهی بی اهمیت بودن و حذف شاخصهای فرعی نیست، چراکه در ارزیابی سیستم و نرمافزار، نقش خاص خود را ایفا میکنند. معیارهای اصلی که در چرخهی حیات BPMS میگنجند، عبارتند از: قابلیت مدلسازی، قابلیت شبیهسازی، قابلیت پیادهسازی، تجزیهوتحلیل فرآیند، فنآوری نرمافزار، سازگاری نرمافزار، همکاری فرآیند، مدیریت امنیت، مدیریت فرمها، پورتال گردش کار، مدیریت و نظارت، بایگانی و گزارشات، قواعد کسبوکار و معیارهای فرعی شامل تأمین کننده، خدمات و پشتیبانی و سابقهی محصول میباشد (شکل ۳-۱).
 
شکل ۳-۱- شاخصهای اصلی مدیریت فرآیند کسبوکار [۴۲]
۳-۲-۱- قابلیت مدلسازی:
فاز اول بسیاری از پروژهها از جمله بهبود فرآیندها، مهندسی مجدد، معماری سازمانی و… با مدلسازی فرآیندهای وضعیت موجود سازمان آغاز میگردد. به بصریسازی توالی فعالیتهای کسبوکار و اطلاعات مرتبط با آن مدلسازی فرآیند اتلاق میگردد. هدف از مدلسازی فرآیندهای کاری یک سازمان، ایجاد یک زبان مشترک مفهومی (مبتنی بر استاندارد) و ساده (در قالب اشکال گرافیکی که هم حجم کمتری دارند و هم بهراحتی توسط کاربر قابل درک هستند)، بین مدیران و کارشناسان سازمان، و تحلیلگران سیستمی، با هدف استخراج فرآیندهای موجود و نمایش فرآیندهای جدید می‌باشد. در چنین فعالیتی تحلیل‌گران از ابزارهای مدل‌سازی برای مدل کردن وضعیت فعلی و وضعیت آینده سازمان استفاده می‌کنند. بنابراین بایستی تجزیهو تحلیل مناسب جهت ارتقاء سطح سازمان صورت گیرد. تصویر گرافیکی در مدلسازی باعث سهولت ارتباط و درک مشترک گروههای ذینفع از فرآیند میشود. با استفاده از ابزار مناسب، مدلها را میتوان با اطلاعات در مورد مسائل، خطرات، مفروضات، فرصتها، و غیره غنی نمود و با عناصر اطلاعات سایر مدلها از جمله دادهها و نمودار سازمانی، برای تجزیهوتحلیل دقیقتر و بهترو گزارشهای گسترده سازمانی ارتباط برقرار کرد. مدلها باید به راحتی در دسترس افراد متصدی فرآیند قرار گیرند و توسط صاحبان کسبوکار نگهداری و بهروزرسانی شوند، چراکه پایهای برای پیادهسازی فرآیندها و بهبود مستمر آنها در سازمان محسوب میشوند. این ابزار به یک مخزن مرکزی جهت سهولت دسترسی و بدون محدودیت الگوسازان برای کمک به تولید مدلهای صحیح و کامل نیاز دارد [۳۸،۳۹].
در سیستمهای BPMS، لزومی ندارد قبل از استقرار سیستم، مدل مطلوب فرآیندی احصاء شود. با توجه به سرعت تغییر نیازمندیها در سازمان تهیه مدل مطلوب، بدون ضمانت اجرایی، مؤثر نخواهد بود. بنابراین میبایست از روش بهبود مستمر استفاده نمود و پس از مدلسازی وضعیت موجود و اجرای فرآیندها براساس وضعیت موجود، اقدام به بهبود فرآیندها نمود. هدف از مدلسازی فرآیند کسبوکار شناسایی و مستندسازی فعالیتهای جاری و شناسایی و مستندسازی فعالیتهای وضع مطلوب است. در واقع چالشی است برای تشخیص این مسئله که راهکارها و فرآیندها در حال حاضر چگونه انجام میشود و برای رسیدن به وضعیت بهینه چه اقداماتی شامل سیستمهای فنآوری اطلاعات، دادهها، آموزش، اختیارات و مسئولیتها، تعاملات و مستندسازی در اولویت قرار میگیرند [۴۳].
۳-۲-۱-۱- سطوح متفاوت مدلسازی فرآیندها:
نقشهی فرآیند (فلوچارتهای ساده)
توصیف فرآیند (فلوچارت به همراه اطلاعات جزئی)
مدلهای فرآیند (فلوچارت به همراه اطلاعات کامل که فرآیند بتواند تجزیهوتحلیل، شبیهسازی و یا اجرا شود.)
BPMN که هر یک از سطوح نام برده در فوق را پوشش میدهد.
 
۳-۲-۱-۲- برخی از مهمترین مزایای استانداردسازی علائم مورد استفاده در مدلسازی فرآیند به شرح زیر است:
ایجاد تفکر مشترک و گروهی
تسهیل ارتباطات
ایجاد درک متقابل
راهکار دسترسی به کیفیت
راهکار بهبود مستمر
عامل اعتماد و رضایت مشتری
راهکار تشخیص، پیشگیری و کنترل
کاهش هزینه و ضایعات
۳-۲-۱-۳- افراد درگیر در تیم مدلسازی فرآیند:
کارشناس کسبوکار: کسی که دانش زیادی درباره فرآیند دارد.
صاحب فرآیند: فردی که مسئول اجرای کل فرآیند است و اصلاحات فرآیند را تأیید میکند.
مدیر یا میانجی: مسئول قرار ملاقاتها و سؤال جهت راهنمایی برای گرفتن تصمیمهای درست
کارشناس مدلسازی: مسئول طراحی مدل فرآیند.
مدلسازی فرآیندها، هدف نهایی پروژه‌های فرآیند محور محسوب نمیشود، بلکه می‌توان آن را یک مرحله گذرا و موقت جهت حرکت به سمت هدف اصلی دانست. هدفی که بهطور معمول از دو حالت زیر خارج نیست:
بهبود افزایش عملکرد فرآیندها و در طی آن افزایش بهرهوری سازمان
مکانیزاسیون فرآیندهایی که اغلب بهصورت دستی و سنتی انجام میشوند.
در این راستا رویکردهای مختلفی پیش روی سازمان قرار میگیرد. رویکرد اول، این است که در ابتدا تمامی فرآیندهای موجود در سازمان استخراج شده و سپس نسبت به بهبود و یا مکانیزاسیون آنها اقدام نمود و رویکرد دیگر، این است که تک به تک، فرآیندهای سازمان را استخراج کرده و بهصورت تدریجی آنها را وارد چرخهی BPMS نمود. مدل کردن کلیهی فرآیندهای سازمان امری زمان‌بر است، بهطوریکه در بسیاری از پروژههای مدلسازی فرآیند، در انتهای پروژه (مثلاً بعد از گذشت ۶ ماه)، به دلیل پویایی بالای کسبوکارهای کنونی و عوامل مختلف تأثیرگذار بر آنها (مثل نوسانات ارزی، تغییرات مدیریت، تغییر اسناد بالادستی و…)، تعداد قابل توجهی از فرآیندها تغییر می‌یابند.
بنا به دلایل فوق، می‌توان نتیجه گرفت که، ضرورتی ندارد که ابتدا، کلیهی فرآیندهای سازمان استخراج و حتی بهبود داده شوند و سپس آنها را وارد چرخه BPMS نمود، بلکه می‌توان ابتدا با چند نمونه از فرآیندهای اصلی سازمان، مدلسازی را آغاز کرد. به این صورت که به ازای هریک از فرآیندهای منتخب لازم است مراحل زیر طی شود:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.