بررسی ارتباط بین مسئولیت اجتماعی با افشاء اطلاعات زیست محیطی در شرکتهای کوچک …

بحث محیط زیسـت دست کم به معنای امروزی آن، یک بحث نو و تازه است، اما اگر بخواهیم به صورت دقیق تاریخچه ای از محیط زیست بیان کنیم، باید به گذشته های بسیار دور برگردیم و شاید بتوان گفت که تاریخ محیط زیست را باید با تاریخ زندگی انسان بر روی کره زمین مطالعه کنیم که سه مرحله را شامل می شود این سه مرحله عبارتند از:
دوران تسلط طبیعت بر انسان( انسان پیش از عصر نوسنگی)
دوران تسلط انسان بر طبیعت
دوران همگرایی و تعامل انسان و طبیعت
۱) انسان مقهور طبیعت
انسان اولیه بدون ابزار شکار در مقابل حیوانات عظیم الجثه کاملا ناتوان بود، از این رو غذای خود را نه از طریق شکار، بلکه از طریق جمع آوری میوه و صید جانوران کوچک تامین می نمود. در این زمان انسان هنوز در بطن طبیعت می زیست و نحوه زندگی و تاثیرگذاری او بر محیط با سایر جانوران چندان تفاوتی نداشت. به دیگر بیان دخالت های انسان در طبیعت از محدوده تاثیر قدرت ترمیم پذیری طبیعت فراتر نمی رفت و لذا هر خلایی که در نتیجه برداشت های او از طبیعت پدید می آمد، به زودی در نتیجه عملکرد نیروهای طبیعی رفع می شد.
این دوره در بر گیرنده عصری است که در آن بشر کاملا مقهور طبیعت بوده و قادر نبوده است دخل و تصرفی در طبیعت انجام دهد، این دوره که با پیدایش و آفرینش انسان شروع می شود خود به چند مرحله تقسیم می شود مانند مرحله غارنشینی، مرحله روستا نشینی، مرحله ایجاد شهرهای کوچک و بزرگ و مرحله به وجود آمدن تمدن های نخستین. گرچه مرحله اخیر با ایجاد کارابزارهای پیشرفته تر نسبت به قبل هم زمان بوده است و در نتیجه با تصرفات بیشتری در طبیعت همراه بوده است، اما این تصرفات به تخریب محیط زیست منجر نشد. به بیان دیگر، می توان گفت، اگر در این دوره بشر تصرفی جزیی هم در محیط زیست داشته است، این تصرف برای محیط زیست ضرری نداشته و طبیعت به راحتی این تصرفات را تحمل، جبران و بازسازی کرده است به طوری که می توان گفت، در این دوره محیط زیست به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده بود.
۲) تسلط انسان بر طبیعت
در مقایسه با دوره اول، این دوره از زندگی انسان را شاید بتوان دوران غلبه و تسلط انسان بر محیط زیست دانست، حدود یک قرن پیش گویا انسان به اسرار طبیعت دست یافت. و هر روز با اختراع و اکتشافی جدید راه های مهار طبیعت و غلبه بر آن را آموخت. این دوره عصر ایجاد تمدن های صنعتی است، با دست یابی بشر به صنعت ماشینی و به وجود آوردن کارخانه های کوچک و بزرگ، رابطه خود را با طبیعت متحول کرد به این صورت که برای افزایش تولید، منابع بیشتری را مورد بهره برداری قرار داد و در نتیجه صدمات بیشتری به طبیعت وارد کرد و در اثر این امر، طبیعت رو به تخریب و نابودی گذاشت. در این دوره بشر مقهور طبیعت این امکان را یافت که با تصرفات بی رویه تعامل اکولوژیک طبیعت را بر هم زده و علاوه بر تخریب محیط زیست، آلودگی آن را موجب شد.رفتار او در این دوره به گونه ای بود که انسان فکر می کرد که مالک زمین است، نه ساکن آن لذا پیشرفت خود را، پیروزی بر جهان به حساب آورد طوری که این پیروزی تخریب بخش هایی از محیط زیست، طبیعت را در پی داشته است( وارد و دوبوس[۳۵] ۱۹۷۴).
شدت این تخریب و آلودگی زیست محیطی برای طبیعت غیر قابل تحمل، غیر قابل جبران و غیر قابل بازسازی بود انواع آلودگی های آب، خاک، هوا، صوت، شیمیایی، هسته ای، دریایی، آثار زیانباری را بر انسان و محیط زیست داشته است، به صورتی که در طی سال های اخیر به صورت بحرانی بزرگ در آمد و زنگ خطر را به صدا در آورد(کمسیون ملی یونسکو).
مروری بر حوادث یک قرن اخیر عمق این فاجعه را بیشتر نمایان می کند، اگر چه دسترسی انسان ها به تکنولوژی های پیشرفته، زندگی را برای انسان ها راحت تر کرده است اما استفاده نابجا و بی رویه از آن، عوارض مرگباری را نیز در پی داشته است کشف بسیاری از عناصر جدید برای مبارزه با بیماری ها و آفات، باعث ورود آن ها به چرخه غذایی انسان نیز شده است و خود باعث به وجود آمدن بیماری ها و عوارض ناشناخته شده است برای مثال اثر بعضی از آفت کش هاهم چون د. د. ت[۳۶] و آلدرین تا ۱۵ سال در محیط پایداری می ماند که همین امر باعث می شود به تدریج این عناصر وارد چرخه غذایی انسان شوند(سلطانی ۱۳۷۸).
در این دوره، کشف و استخراج بی رویه منابع طبیعی، هم چون انرژی های فسیلی، علاوه بر این که حقوق نسل های آینده را به مخاطره انداخت، باعث آلودگی فراوان آب، خاک، هوا و دریا شد ورود گاز کربنیک یا دی اکسید کربنیک، منو اکسید کربن، در اثر سوخت های فسیلی به محیط زیست، ریزش بیش از پیش فضولات کارخانه ها و سموم مختلف در رودخانه ها، غرق نفت کش های غول پیکر و وارد شدن مواد نفتی و آلاینده های دیگر به دریا، سوانح و رخدادهای هسته ای ، جنگ های اتمی، سوانح شیمیایی، استفاده از سلاح های شیمیایی در جنگ ها، استفاده از محیط زیست به عنوان ابزار جنگی، گرم شده کره زمین، تخریب لایه ازن، تغییرات آب و هوایی، باران های اسیدی، انفجار جمعیت، نابودی جنگل ها و گونه های نادر گیاهی و جانوری. همه و همه به یک فاجعه زیست محیطی بدل شد که آینده تنها کره مسکون را در هاله ای از ابهام فرو برده است(فیروزی ۱۳۸۴).
۳)دوره آگاهی، تعامل و همزیستی
این دوره، عصر همزیستی، طبیعت است، گسترش آلودگی های زیست محیطی موجب شد که در برخی از کشورهای پیشرفته و صنعتی و سپس در سطح جهانی اتفاقاتی برای جلوگیری از محیط زیست صورت گیرد(نقی زاده انصاری ۱۳۸۰) بر این اساس دهه های ۱۹۶

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۰ و ۱۹۷۰را باید دوره بیداری و آگاهی در زمینه محیط زیست دانست(علیخانی ۱۳۷۹). اما از این دوره بشر به علایم تهدید کننده ای که حیات را در این سیاره به خطر انداخته بود، پی برد و دریافت که برای نابودی حیات و زندگی در کره زمین، دیگر احتیاجی به برخوردهای نظامی و به کارگیری سلاح های مخرب غیر متعارف که آثار تخریبی گسترده دارند، نیست. بلکه اگر شیوه زندگی و روش های تولید و مصرف را تغییر ندهند، به همان اندازه یا بیشتر، نابودی را به دنبال خواهد داشت. با توجه به موارد فوق، علاوه بر اتفاقاتی که دولت ها به تنهایی در جلوگیری از گسترش بحران انجام دادند، به همکاری های گسترده بین المللی نیز روی آوردند همین طور جنبش های مردمی و سازمان های غیر دولتی نیز در کشورهای غربی فعال شدند و زنگ خطر از بین رفتن محیط زیست را در دنیا را به صدا در آوردند.اقبال مردم به این گروهها و سازمان ها باعث شد تا آن ها جایگاه ویژه ای را در جوامع خود به دست آورند به نحوی که بعضی از این گروهها و احزاب تحت عنوان صلح سبز امروزه از قدرتمندترین گروههای اجتماعی و سیاسی محسوب می شوند. توجه به محیط زیست در این دوران به حدی رسید که فقط در سال ۱۹۷۲ حدود سیصد کتاب در مورد محیط زیست در آمریکا نوشته شد(عسگری ۱۳۷۳).
بدین ترتیب، از چند سال پیش فکر ایجاد رابطه جدیدی با طبیعت در افکار نضج گرفت، پایه این فکر، این است که مواهب طبیعی مورد استفاده بشر پایان ناپذیر نیست و علاوه بر این، ضایعاتی که بهره برداری بی رویه از طبیعت به آن وارد می کند می تواند حیات نسل حاضر و نسل های بعدی را در معرض خطر قرار دهد. بنابراین، اگر از طبیعت بهره برداری می کنیم، این بهره برداری از آن باید به گونه ای باشد که باعث از میان رفتن این مواهب نشده، و ضامن حفظ آن برای نسل های آینده شود.
بدین ترتیب امروزه می توان موضوع محیط زیست را به عنوان یکی از با اهمیت ترین مباحث دانست که عدم توجه به آن آینده ای اسف بار برای منابع طبیعی رقم خواهد زد(سارا هرسینی ۱۳۸۷).
(۲-۴-۶) موانع حفاظت از محیط زیست
۱) موانع مقررات:
الف: موانع چارچوب نهادی، حقوقی و قانونی ناشی از فرآیندهای در حال توسعه قانون، در سطح ملی و تبدیل و اجرای آن به قانون ملی.
ب: موانع رفتاری در هر دو بخش اعم از تنظیم کننده گان و کسانی که آنها را کنترل می کنند.
ج: فقدان مکانیزم بررسی دقیق و چالش در قانون گذاری و فرآیند نظارتی.
۲) موانع داخلی :
الف: ریشه های فرهنگی نهادینه شده می تواند منجر به عدم تمایل به خلق روش های نوآورانه در دولت و عدم تمایل به مقابله با مشکلات ناشی از تخریب محیط زیست منجر گردد.
ب: خط مشی زیست محیطی خوب نیاز به استفاده از طیف وسیعی از ابزار، از اعمال سنتی و مقررات کنترل بر ابزار اقتصادی، روش مبتنی بر ریسک، مذاکره و یا موافقت نامه های داوطلبانه، مشاوره و آموزش و پرورش دارد.
ج: تغییر ساختار سنتی و رفتارهای تثبیت شده زمانی که روش های جدید می تواند مورد استفاده قرار گیرد می تواند مشکل باشد به عنوان مثال، اجرا و کنترل مقررات بهتر نیاز به خلاقیت و تخیل دارد اما این مهارت ها همیشه وجود ندارد و اگر قانونگذار و یا تنظیم کننده استراتژی، خود را به استفاده از یک رویکرد مبتنی بر ریسک تنظیم کند ممکن است در این زمینه به خطر بی افتد و عدم تجربه در برخورد با خطرات و یا مشکلاتی که بوجود می آیند باعث عدم اجرای آن گردد.
د: توسعه برنامه های آموزشی و توسعه حرفه ای برای ایجاد پایه مهارت، مورد نیاز است همچنین تمرکز بیشتر برشناسایی علل ریشه ای عملکرد ضعیف در حفظ محیط زیست به جای درمان علائم.
۳) موانع ذینفعان:
الف: عدم انطباق کسب و کارها با مسئولیت سازمانی مدیران.
ب: برای روش های تنظیم بهتر کار به طور موثر، باید کسب و کار مربوط به مسئولیت سازمانی تقسیم گردد و درصنایع مادر به طور کلی مسئولیتها، برای تنظیم باید بر اساس اطلاعات کمی و بر اساس نتایج تنظیم گردد که اغلب توسط شرکتها استفاده نمیگردد و معمولا وظایف توسط مدیر تنظیم میگردد که منجر به عدم مسئولیت پذیری افراد خصوص در مورد محیط زیست میگردد.
ج: داوطلبانه بودن در روند نظارتی اجازه می دهد تا عموم مردم و غیر وسازمان دولتی (NGOs[37]) نقش مهمی هم در تدوین قانون جدید و اجرای آن ایفا کنند با این حال، برخی از سازمان های غیر دولتی و عموم مردم ممکن است درک موثر و نوآورانه نسبت به روش نظارتی نداشته باشند که منجربه کاهش استانداردهای حفاظت زیست محیطی و یا مقررات زدایی نامناسب میگردد. اجتناب از این تصور نادرست نیاز به ارتباطات خوب با ذینفعان در توسعه و پیاده سازی مقررات مربوطه دارد.
د: قانونگذار یا تنظیم کننده باید از تجارب به دسـت آمده توسط مقامات صالح، اتحادیه های صنفی و کسـب و کـار ومشاوران دست اندر کار در اجرای قانون موجود استفاده نماید. این تجربیات اغلب ضروری برای تدوین قانون سازگار است چون از کسانی که در اجرای و مطابق با قانون درگیر هستند بازخورد گرفته است. بررسی منظم از اثربخشی، انسجام و ارتباط مداوم مقررات یک عمل حیاتی خوب در حفظ محیط زیست است.
۴) موانع اطلاعاتی
الف: مسائل زیست محیطی اغلب پیچیده و مفصل هستند برای تصمیم گیری درست کشورها، دانش روزمورد نیاز است.
مقامات باید قادر به دسترسی به پایگاه داده های اطلاعات و به اشتراک گذاشتن اطلاعات باشند. از راه های دیگر قابل توجه جهت بهبود وضعیت، دستورالعمل دسترسی اطلاعات محیط زیست نه ت
نها برای مقامات بلکه برای عموم و کسانی که تحت تاثیر قوانین زیست محیطی قرار دارند تنظیم گردد.
ب: برای کاهش بار نظارتی و مقررات کارآمد تر نیاز برای به اشتراک گذاری بیشتری از اطلاعات و مدیریت آنلاین است. هر دو نیاز به سیستم های فناوری جدید برای تنظیم و اجرا دارند. و نیاز به سیستم های بین سازمانی که از لحاظ هزینه مقرون به صرفه و دامنه فنی گسترده ای خواهد داشت.
۵) موانع زیرساخت و اداری
الف: مقررات ضعیف می تواند از عدم بررسی دقیق چالش در تمام سطوح بوجود آیند. اولین روش توسعه یافته برای اجرای یک بند جدید قوانین، همیشه بهترین آنها نیست، پس بررسی دقیق مشکلات و چالش به طور کلی یک رویکرد بهتر ایجاد می کند تا بتوان مقررات را تدوین کرد.