بررسی عوامل مؤثر بر وضعیّت اشتغال فارغ التّحصیلان دانشگاهی ۳۴ – ۲۴ ساله استان کردستان- قسمت ۶- قسمت 2

ب) تحقیقات خارجی

 

 

 

    • آنی و هاملی[۱۱] (۲۰۰۶) معتقدندکه، بیکاری دانشآموختگان به خاطر عدم تناسب بین مهارتهای آنان با نیازهای نظام استخدامی در بسیاری از کشورها، در حال افزایش میباشد.

 

    • کاسپی[۱۲] و همکارانش (۱۹۹۸) به تاًثیر سن در اشتغال افراد پرداختهاند و عنوان کردهاند که سن به عنوان یکی از ویژگیهای فردی، تاًثیر زیادی در اشتغال افراد دارد به طوری که زنان جوانتر زمان بیش‌تری برای جستجوی کار میگذرانند.

 

    • هاشیموتو و میلر[۱۳] (۱۹۹۹) دریافتند که عامل تعیینکننده در وضعیّت بازار کار تحصیلکرده ها، ویژگیهای شخصی آنان از جمله سطح تحصیلات است.

 

    • توماس جایان جوز[۱۴](۲۰۰۳) نشان داده است که در کرالا بازار کار با بحران روبرو بوده و نرخ مشارکت نیروی کار کاهش یافته است. همچنین بیکاری تحصیلکرده ها درکرالا از تمام ایالتهای دیگر بالاتر بوده است.

 

    • ولزر[۱۵] (۱۹۸۸ به نقل از محمودیان و رشوند۱۳۹۱) در تحقیق خود با عنوان «بیکاری و فرصت‌های شغلی فارغالتّحصیلان» به این نتیجه رسید که بیکاری در بین فارغالتّحصیلان رشته‌های ادبیات و فیزیک نسبت به سایر رشته ها به مراتب بیش‌تر است.

 

    • روبرت جی کوینلن[۱۶] (۲۰۰۵) درمطالعهی خود با عنوان«خویشاوندی، جنسیّت و مهاجرت از یک جامعهی مناطق روستایی کارائیب» نشان داد احتمال مهاجرت افراد با تحصیلات بیش‌تر برای دستیابی به موقعیّتهای بهتر بیش‌تر است.

 

    • مانگ[۱۷] (۱۹۸۵) در مطالعهی خود با عنوان «مشارکت نیروی کار زنان در میانمار» که برپایه‌ی سرشماری داده‌های نیروی کار ۱۹۸۳-۱۹۷۳ در میانمار انجام داده، بر این باور است که با بالا رفتن سطح سواد، سست شدن هنجارهای سنتی و تشویق زنان، میزان مشارکت آنان افزایش می‌یابد .

 

    • لیپ و دیجک[۱۸] (۲۰۰۲) در مطالعه خود با عنوان « پژوهش تطبیقی بر روی اشتغال زنان » در شش کشور شرق و شمال اروپا به این نتیجه رسیده اند که مادر بودن و حضور فرزندان اثر مهمی بر اشتغال زنان در کشورهای مورد مطالعه داشته است.

 

    • سانیال و نوتودی[۱۹] (۱۹۸۳) در مطالعهای رابطه بین آموزشعالی و بازارکار در منطقه جاوا[۲۰] اندونزی را مورد مطالعه قرار داده و به این نتیجه رسدند که آموزش عالی ابزاری برای دستیابی به شغلهای مناسب در جامعه تلقی میشود.

 

    • گاردکی و نیومارک[۲۱](۱۹۹۸) در مطالعه خود متوجّه شدند که برای زنان آمریکایی تحصیلکرده، پایداری و استقامت اوّلیه در بازار کار دارای اثّرات مثبت بر آینده شغلی آنان به صورت افزایش دستمزد و مزایا است و آموزش در سالهای اوّلیه دارای مزایایی به صورت دریافت مزدهای بالاتر (تقریباً ۱۰ – ۷ درصد) افزایش مزد به ازای هر یک سال آموزش برای هر دو گروه زنان و مردان میباشد.

 

  • تیچلر و کهم[۲۲] (۱۹۹۵) عنوان کردند که ، به طور کلّی رویکرد رایج پیرامون ارتباط بین آموزش عالی و اشتغال، تمرکز بر سرمایهی انسانی، نیازمندیها و تقاضای اجتماعی بوده است، لیکن با توسعه آموزش عالی و ظهور مبارزه طلبیهای اقتصادی – اجتماعی طی دههی ۱۹۹۰ – ۱۹۸۰ رویکرد مذکور محدود شده است و موضوعات جدیدی در راستای بررسی ارتباط بین اشتغال و آموزش با محوریّت مباحث ذیل بهوجود آمده است:
  •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

    1. مکانیزم افزایش انعطاف در آموزش عالی

 

    1. استفاده از آموزش مبتنی بر کار و تجربه

 

    1. تاکید بیش‌تر بر شکلگیری شخصیّت دانشآموزان

 

  1. تأثیر حمایت و پیوندهای آموزشی- شغلی بر استخدام فارغالتّحصیلان

 

 

    • توماس[۲۳](۲۰۰۶) به بررسی تأثیر فرزندآوری بر اشتغال زنان با در نظر گرفتن موقعیّت مهاجرتی فرد (مهاجر و غیر مهاجر بودن) پرداخت. چرا که به گفته وی زن مهاجر از الگوی فرزندآوری مکان مبدأ استفاده میکند لیکن در جامعه مقصد روابط خویشاوندی حمایتکننده مادر در مراقبت از فرزندان وجود ندارد. بنابراین زن مهاجر کمتر میتواند در جستجوی کار برای خود برآید. از طرف دیگر زنان مهاجر مجرد که فرزندی ندارند، نسبت به زنان مهاجر دارای فرزند احتمال جویای کار بودن و اشتغالشان بیش‌تر است. چرا که این افراد درگیر مراقبت از فرزندان خود نیستند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *