بررسی و تحلیل شاخص¬های استراتژیک موثر برتوسعه پایدارشهری درمناطق یک و سه شهرکرمانشاه از طریق ﺷﻨﺎﺳـﺎﻳﻲ و ﺗﺒﻴـﻴﻦ ﻧﻘـﺎط ﺿـﻌﻒ و ﻗـﻮت، ﻓﺮﺻـﺖﻫـﺎ و ﺗﻬﺪﻳـﺪﻫﺎی ﺳـﺎﺧﺘﺎر زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ ﺷﻬﺮ کرمان- قسمت ۷

  • بهبود روش های ساخت و ساز صنعتی که باعث کاهش هدر رفت مصالح می شود(مفیدی، ۱۳۸۲).

 

۲-۲-۴-۵-پایداری زیست محیطی- اکولوژیکی و شاخص­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های آن

 

پایداری اکولوژیکی به معنای حفظ و ارتقای کیفیت اکولوژی منظر، وارد بحث توسعه پایدار گردیده است. در این میان نقش کریدورها، فضاهای سبز و باز، چه به صورت پیوسته و چه جدا از هم نقش کلیدی و مهمی را در اکوسیستم شهری ایفا می کنند(مثنوی، ۱۳۸۳).
با توجه به آن که فضای که شهر در درون آن شکل می­­­­­­­­­­­­­­­­­­­گیرد و سپس رشد می­­­­کند، همواره روابط اکولوژیک حاکم است، هر نوع تغییر در یکی از اجزای جاندار یا بی جان سیستم اکولوژیک تغییراتی در کل اکوسیستم به وجود می­آورد. به عبارت دیگر جامعه شهری یک توده، منافع رقابت آمیز و متضاد است و برخورد گسسته با این منافع فقط به بی نظمی و هرج و مرج می انجامد. این بدان معنا است که شهرها منبع اصلی فعالیت اجتماعات انسانی اند. در این فضاها، تعارض میان انسان و طبیعت به حد اعلای خود می رسد. در این میان اهداف شهرسازی می بایست ایجاد رابطه ای خوب و پایدار میان افراد جامعه با محیط زیست طبیعی و مصنوع آن ها باشد(بهرام سلطانی، ۱۳۸۴).
عکس مرتبط با محیط زیست
در حال حاضر حداقل در بین برخی از برنامه ریزان شهری این اعتقاد به وجود آمده است که توجه به دیدگاه­­­­­­­­های حفاظت محیط زیست در ضمن مطالعات، برنامه­­­­­­­­­­­­­­ریزی و طراحی می تواند در افزایش کیفیت محصول برنامه مؤثر افتد. در این مفهوم اکولوژی شهری نیز نیازمند تعمق بیشتری است زیرا در تلقی دانش محیط زیست از مفهوم اکولوژی شهری و تلقی برخی دیگر از زمینه های علمی از این مفهوم تفاوت های بارزی مشاهده می شود و بدیهی است که وجود این تفاوت ها به ویژه زمانی که اکولوژی شهری به عنوان یکی از سرفصل­های مطالعات شهری در آید می ­تواند جریان مطالعات را به مسیرهای کاملاً متفاوت بکشاند(بهرام سلطانی، ۱۳۷۰).محیط زیست در مفهوم هر آن چه فرایند زیستن را احاطه کرده و با آن در کنش متقابل قرار دارد، معمولاً به سه بخش بسیار وابسته به هم یعنی محیط طبیعی، محیط اجتماعی و محیط انسان ساخت تقسیم می­­­­­­­­­­­­­شود. محیط انسان ساخت یا مصنوع، یعنی همان روستاها و شهرهای ما به انضمام تمامی زیرساخت­های فیزیکی است که به منظور سامان بخشیدن به حیات بیولوژیک، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این محیط­ها سازماندهی شده­­­­­­­­­­­­­­­اند. ازسوی دیگر ساخت فیزیکی محیط­­­­­­­­­­­های شهری تبلور عینی شیوه تفکر انسان و در نهایت جوامعی است که به وجود آورنده شهرها هستند. بر این مبنا قبل از هر چیز شناخت وضعیت هنجار اکوسیستم بستر شهر حائز اهمیت است. منظور از وضعیت هنجار، شرایط اکولوژیکی بستر طبیعی شهر پیش از احداث شهر است. این امر در مورد شهرهای جدید بسیار ساده است و با طی مراحل زیر امکان­ پذیر می شود:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
شناخت اکولوژیک بستر طبیعی شهر (وضعیت هنجار)؛
پیش بینی تأثیرات اکولوژیک ناشی از احداث شهر با بهره گرفتن از یکی از روش­های ارزیابی زیست محیطی که قادر به پیش بینی این آثار باشد؛
کوشش در جهت مهار و کاهش تأثیرات ناخواسته؛
همچنین برای مطالعه و ساخت اکولوژیک محیط­های شهری، باید تمامی رئوسی که در مطالعات اکولوژیک مورد بحث قرار می گیرند، مطرح شوند. با این تفاوت که در محیط شهری، تمام این عوامل به شدت تحت تأثیر ساخت کالبدی و زندگی اجتماعی در شهرها قرار می گیرند(مانند اقلیم، هیدرولوژی، خاک و غیره) و یا اصولاً محصول برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی و طراحی شهری اند(مانند فضای سبز شهری) با این وصف، از آنجا که قرار است وضعیت بهنجار ساخت اکولوژیک بستر طبیعی شهر با وضع موجود شرایط اکولوژیک محیط شهری مقایسه شود، موضوع شناخت کل محیط اهمیت می یابد. در این صورت، دو مقوله شناخت ساخت اکولوژیک بستر طبیعی محیط شهری و شناخت کیفیت محیط شهری ضروری است(بهرام سلطانی، ۱۳۷۰).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۲-۲-۵-ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی

 

 

۲-۲-۶-تاریخچه مدیریت شهری

 

نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و دارای اختیارات قانونی سرعت بخشید. در گام آخر تحلیل اندیشه‌های پوزیتویستی در مقابل تفکرات انتقادی و ساخت گرایانه در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و شکست راه حلهای همسان در نقاط مختلف که از روی نمونه‌های غربی الگو­­برداری شده بودند و تأکید بر حل مشکلات به صورت محلی و منطقه­­­­­­­­­­­­­­­­­ای سبب تقویت بیش از پیش مدیریت شهری، علی الخصوص در کشورهای درحال توسعه شد(نکویی ، ۱۳۸۶).
درطول­دهه۱۹۸۰میلادی،اهمیت­وتاثیرنواحی­شهری­درتوسعه­موردتاکیدقرارگرفت.درچنین­­شرایطی،مفاهیمورویکردهایجدیدشکلگرفتند.یکی­ازمهمتریناینمفاهیمورویکردها،مدیریتشهریبود.اصطلاحاتیاترکیباتینظیرمدیریت­­­شهرداری،مدیریتشهریوحکومتمحلیبه ندرتبهطورصحیحتعریفمیشوندومعمولاً­­­­­­­­­­­بامسامحهاستفادهشدهوبهجاییکدیگر بهکارمیروند.حالآنکه مدیریتشهریمیتواندبهعنوانزیرمجموعه ایازحکومتمحلیوباعنوانشهریبهکاررود(همان منبع).

 

۲-۲-۶-۱-تعاریف مدیریت شهری

 

ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻧﻬﺎدﻫﺎ، ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ و اﻓﺮادی ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت رﺳﻤﻲ ﻳﺎ ﻏﻴﺮرﺳﻤﻲ در ﻓﺮآﻳﻨـﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮ اﺛﺮﮔﺬار ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﭘﺲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﻓﻘﻂ ﺷﻬﺮداری و ﺷﻮرای ﺷﻬﺮ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷـﺪ و ﻫـﺮ ﻋﻨﺼـﺮی ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﺷﻜﻠﻲ در ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺷﻬﺮ اﺛﺮی دارد در اﻳﻦ ﺣﻴﻄﻪ ﻗﺮار دارد.
مدیریت شهری عبارت است از اداره امور شهر به منظور ارتقاء مدیریت پایدار مناطق شهری در سطح محلی با در نظر داشتن و تبعیت از اهداف سیاست­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور است .
عکس مرتبط با اقتصاد
مدیریت شهری عبارت است از یک سازمان گسترده، متشکل از عناصر و اجزا رسمی و غیررسمی مؤثر و ذی­­­­­­­­­­­­­­­­­­ربط در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی حیات شهری با هدف اداره، کنترل و هدایت توسعه همه جانبهو پایدار شهر مربوطه. هدف سیستم مدیریت شهری، به مثابه جزئی از سیستم حکومتی، اداره امور شهرها است و ایفای نقشی است که دولت برای این سیستم قائل می­­­­­­­­­­­­­­شود تردیدی نیست که صرف نظر از هر تعریفی که برای مدیریت شهری در نظر گرفته شود هدف سیستم مدیریت شهری در جهت اهداف ملی بوده و با آن همسو است و از کلیات آن تبعیت می­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­کند و به همین دلیل است که برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های این سیستم برای ساماندهی امور شهر، به طور کلی در چارچوب برنامه های کلان و قوانین جاری کشور تدوین می­­­­­­­­­­­­­­­­­گردد و اقدامات این سیستم ناقض مقررات قانونی کشور نیست(نکویی،۱۳۸۶).

 

۲-۲-۶-۲-وظایف مدیریت شهری

 

مدیریت شهری به طور کلی دارای وظایفی در حوزه برنامه ریزی و اداری _ اجرایی می باشد
نقش سیستم مدیریت شهری به مثابه یک برنامه ریزی
برنامه­­­­­­­­­­­­­­­ریزی مجموعه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های از تصمیم­­­­­­­­­گیری سنجیده است که بر اساس قیودات کمی، کیفی، زمانی، مکانی شیوه دخالت انسان را در موضوعی مشخص بیان می کند.
“سیستم مدیریت شهری بنا به تعریف و به لحاظ وظایف عملی موظف به برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی توسعه و عمران شهری و اجرای برنامه ها ، طرح ها و پروژه های مربوطه است. انجام این وظایف تعیین کننده نوع هویت برنامه­­­­­­­­­­­­­­­ریزی اجرایی برای آن است. درواقع مدیریت شهری درقالب نظام برنامه­­­­­­­­­­­­­­­ریزی اقتصادی،اجتماعی و قضایی حاکم بر کشور، اقدام به تهیه برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­های توسعه شهری برای شهر می­­­­­­­­­­­کند نقش سیستم مدیریت شهری به عنوان یک برنامه­­­­­­­­­ریز را می­­­­­­­­­­­­­­­­­­توان در دو قالب روابط برون و درون سیستمی مطالعه کرد. در قالب اول روابط مدیریت و برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی شهری در ارتباط با نظام عمومی برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی و سطوح بالاتر برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی بررسی می­­­­­­­­­شود. مهمترین موضوع قابل توجه در این سطوح ضرورت تأمین هماهنگی این سطوح با یکدیگر است. در قالب دوم تهیه برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی و مالی لازم برای توسعه کارآمد شهر به عنوان اصلی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ترین وظیفه سیستم مورد توجه است”( داداش پور هاشم ، ۱۳۸۰).

 

۲-۲-۶-۳-نقش اداری – اجرایی سیستم مدیریت شهری

 

مدیریت شهری برنامه­­­­­­­­­­­­­­­های تهیه شده را،درچارچوب نظام اداری- اجرایی حاکم ، به پروژه­­­­­­­­­­­­های عملیاتی تبدیل کرده و به مرحله­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ی اجرا می­­­­­­­­­­­­­­رساند. مدیریت شهری به لحاظ اداری- اجرایی یک سازمان بسیار گسترده و مشتمل بر عناصر متعدد و متنوع لازم برای اداره­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ی امور یک شهر است. از آن جمله شهرداری، ادارات آب، برق، گاز،مخابرات و سازمان های اتوبوسرانی، آتش نشانی، مراکز رفاهی وتفریحی و…از عناصر اصلی سازمان اداری _ اجرایی می باشند. هر چند این عناصر طیف عملکردی گسترده ای را شامل می­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­شوند اما به هر حال عناصر مرکزی و اصلی سازمان شهرداری است که در تمامی عملکردهای تدوین شده سیستم به ویژه امور اداری و اجرایی دخیل است. در واقع شهرداری از یک سو جزء عناصر مهم مدیریت سیاسی و اجتماعی شهر محسوب می گردد و از طرف دیگر مهم ترین عنصر اجرایی سیستم مدیریت شهری است. مدیریت شهری باید بتواند پروژه­­­­­­­­­­­­­­­­­های اجرایی از سوی هر سازمانی را به نفع شهروندان سوق دهد( داداش پور،۱۳۸۰).

 

۲-۲-۶-۴-تعیین اهداف و راهبردهای مدیریت شهری

 

“اهداف مدیریت شهری : هدف تئوریک سیستم مدیریت شهری، تقویت فرایند توسعه شهری است. به نحوی که در سطح متعارف جامعه زمینه و محیط مناسبی برای زندگی راحت و کارآمد شهروندان، به تناسب ویژگی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های اجتماعی و اقتصادی فراهم شود”( داداش پور،۱۳۸۰).
۲-۲-۶-۵-راهبردها در مدیریت شهری
در راستای دستیابی به اهداف مطرح شده برای مدیریت شهری و ضرورت جلوگیری از اتلاف منابع در شهر ها، انجام امور شهروندان در کوتاه­­­­­­­­­­­­­­­­­ترین زمان ممکن، جلوگیری ازتداخل وناهماهنگی در بین سازمان های متولی و ارائه خدمات مناسب­­­­­­­­­­­­­­تر به شهروندان، لازم است همه دست­­­­­­­­­­­­­­­­­­اندرکاران و سیاست­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­مداران، دولت­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­مردان و برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزان و قانون­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­گذاران به تشکیل مدیریت واحد شهری توجه ویژه داشته باشند و از راهبردهای مؤثر در این زمینه، موارد زیر را می­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­توان نام برد .
” جلب مشارکت عموم برای مدیریت شهرها
بهبود و توسعه ساختار سازمانی و تشکیلاتی و امور پرسنلی و قانونی
بهبود شیوه های مدیریت مالی و اقتصادی
تأکید بر مدیریت و برنامه­­­­­­­­­ریزی استراتژیک وجامع سیستم
سازمان دهی و بهبود کیفیت محیط فیزیکی زندگی شهری “( داداش پور هاشم ، ماهنامه تدبیر(شماره ۱۲۰)، مدیریت شهری، اهداف و راهبردها).

 

۲-۲-۶-۷-رویکرد استراتژیک مدیریت شهری

 

از بررسی ادبیات فوق روشن است که مدیریت شهری نیاز به درک holistically دارد، و برای این کار باید قادر به مدیریت تغییرات و نوسانات در ارتباط با توسعه شهری باشد. بنابراین، این برای موفقیت مدیریت شهری دشوار است اگر درچارچوب سفت و سخت قانونی عمل کند. تحت شرایط خاص، برنامه عملیاتی ساخته شده تحت استراتژی ممکن است به عنوان ابزار برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی قانونی لازم باشد. با این حال، مدیریت شهری خود از طریق قانون تقویت نمی شود. پرداختن به پیچیدگی­های مدیریت شهری، به ویژه در شهرهای ایران که در آن توسعه شهری به سرعت در حال گسترش است، رویکرد انعطاف پذیر که بتواند به طور موثر با نوسانات و روانی کنار بیاید اهمیت دارد.
با تغییر جهانی بافت شهری که در آن تاکید بیشتر قرار داده شده است بر رویکرد رهبری بازار، قانون سنتی مبتنی بر برنامه­­­­­­ریزی به دلیل سختی و سفتی انتقاد گسترده داشته است، و در نتیجه در رویکرد انعطاف­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­پذیر برای برنامه ­ریزی مدیریت شهری ارتباط قوی تر است. کلارک(۱۹۹۲) نشان می­دهد، برنامه های بالادستی سنتی عمدتا بطور طبیعی ساکن شده اند، هماهنگ با یک سناریوی از رشد شهری آهسته، رشد سریع جمعیت، فقدان زیرساخت­­­­­­­­­­­ها و خدمات، وکمبود بودجه و کارکنان در شهرهای کشورهای در حال توسعه، بیشتر پویایی روند برنامه­­­­­­­­ریزی نیاز دارد. روندینلی[۲۰] (۱۹۹۳) نیز نشان می دهد یک روش تطبیقی ​​بر اساس مفهوم برنامه­­­­­­­­­­­­­ریزی استراتژیک باید مورد بررسی قرار گیرد با مقابله، و با هدایت، شرایط در حال تغییرکه تحت آن فعالیت­­­­­­­­­­­­­­­های توسعه باید اجرا شود. راکودی[۲۱] (۲۰۰۱) به این مسئله تاکید میکند و اشاره میکند که کیفیت درمدیریت و برنامه­­­­­­­­­­­­­ریزی شهری باید یک مفهوم قوی تر باشد، بوسیله حرکت از برنامه­­­­­­­­­­­­­­­های غیر منعطف به سوی ترکیبی از استراتژی و طرح­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ها و برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های دقیق عملیاتی .
مدیریت استراتژیک یک مفهوم است که به طور گسترده و با موفقیت در سازمان های کسب و کار برای تقویت رقابت به تصویب رسیده است. که به طور گسترده­ای به عنوان یک فرایند مستمر و سیستماتیک است که در طی آن برنامه ریزی،اجرا،نظارت و ارزیابی مربوط به دستیابی به اهداف، تعریف شده می شود.اگر چه مدیریت در سطح شهر ممکن است بسیار سخت­تر از مدیریت یک شرکت باشد، اصول مدیریت استراتژیک می­­­­­­­­­تواند با تنظیم مناسب برای مدیریت شهری اعمال شود.بر اساس مفهوم مدیریت استراتژیک، DFA (2001) یک مدل استراتژیک از ترکیب اصول زیر را برای هدایت برنامه ­ریزی و مدیریت شهری را توسعه داده­­­­­­­­­­­­­­اند:

 

 

    • تمرکز بر نتایج و نه خروجی که به طور معمول توسط یک سازمان تحویل میشود.

 

    • سازماندهی روند مشکل، با توجه به ماهیت آن وپیچیدگی، ضرورت های سیاسی و اجتماعی، و در دسترس بودن منابع و زمان.

 

    • ساختن آینده ممکن است، شناسایی نوع آینده­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ای که ما دوست داریم به سوی آن حرکت کنیم(این نیازبه توسعه یک دیدگاه جامع در بلند مدت دارد،که در هر جایی می تواند باشد شامل از ۵ تا ۲۰ سال آینده یا بیشتراست).

 

    • ابزار و نتایج_ در نظر گرفتن طیف گسترده ای از ابزارهای موجود برای رسیدن به نتایج در نظر گرفته شده .

 

    • همه ذینفعان را در نظر بگیرید، شامل سازمان هایی که برای دستیابی به نتایج تخطی میکنند و همه کسانی که علاقه به تحقق نتایج دارند.

 

    • داد و ستد خاموش – انتخاب روشن آینده مورد نظر را از سود و زیان مشخص وپیش بینی شده برای هر گروه از سهامداران ساخته میشود.
    • تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)

 

    • استفاده از ‘تکرار’ – بررسی و در صورت لزوم، تغییر در نتایج حاصل از مراحل قبلی فرایند برنامه­­­­­­­­­­­­­ریزی به روشنی از بازخورد نتایج از پس از آن مرحله است.

 

    • زمان – تصمیم گیری زمانی که به انتخاب مهم استراتژیک انجام میشود و جلوگیری قبل از بستن گزینه.

 

    • شفافیت و پاسخگویی – شامل توجه به چرا و توسط چه کسی تصمیم گیری ها ساخته شده است و چگونه و توسط چه کسی مسئولیت و پاسخدهی برای اجرای اختصاص داده شده است.

 

    • نظارت بر استراتژی­ها و اقدامات، اندازه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­گیری اثربخشی در دستیابی به نتایج مورد نظر.در شروع مطالعه و هدف­­­­­­­­­­­­­­­­­­گذاری باید قادر به ارزیابی نتایج کیفی و همچنین نتایج کمی و اندازه­­­­­­­­­­­­­­گیری پیشرفت در تمام جنبه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های رفاه، از جمله ابعاد اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی باشد.

 

    • شناسایی مناطق مخصوص، که ممکن است محلی یا منطقه­­­­­­­­­ای باشد.اگر چه برنامه­­­­­­­­­­­­های استراتژیک همیشه باید در سطحی متمرکز باشد، اما می تواند به جای تمرکز بر روی یک مشکل خاص، لینکهای دستیابی به اهداف برنامه ریزی استراتژیک و عملیاتی دریک سطح مخصوص نیازمند بیان واضح داشته باشد.

 

  • ادغام اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی وفاکتورهای عدالت،تا زمانی­­­­­­­­­­­­­که جدایی ناپذیر هستند.

 

مجموعه فوق از اصول برجسته دو عنصر کلیدی برای مدل استراتژیک مورد نیاز برای مدیریت یک شهر از نظراختلافهای طبیعی از ذینفعان شامل دو بخش اشتراک گذاشته شده است. اول، آن که تاکید دارد بر اهمیت ذینفعان کلیدی، شامل جامعه و کاربرد سازمان­­­­­­­­­­­های درگیر در تمام مراحل برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی به منظور ایجاد برنامه­­­­­­­­­­­­­­­ریزان پاسخگو به نیازهای جامعه و ارزش ها است.دوم، آن­را تاکید می­­­­­­­­­­­­کند که اندازه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­گیری اثربخشی استراتژی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ها و اقدامات در دستیابی به اهداف توسعه شهری باید بر روی پیشرفت همه جنبه­­­­­­­­­­­­­­­­­های عمومی رفاه از جمله فیزیکی، ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی متمرکز است.
چندین عنصر کلیدی به عنوان بخشی از یک رویکرد مدیریت استراتژیک به هدایت برنامه­­ریزی شهری و مدیریت شهری ارائه شده است.نخست، فرایند مدیریت استراتژیک، مجموعه­­­­­­­­­­­­­­­ای از تصمیمات و اقدامات درمورد آنچه که انجام میدهید است، چرا باید آن را انجام داد و چه کسی باید آن را انجام دهد.بنابراین، این کار باعث تشویق و شفافیت و پاسخگویی است.دوم، مدیریت استراتژیک به حساب شرایط داخلی و خارجی موثر بر توسعه یک شهر تعبیر میکند.درک روشنی از نقاط قوت زیست محیطی، داخلی وخارجی، تصمیم گیرندگان را به رسیدگی به تغییرات ونوسانات درتوسعه شهری قادرمی سازد.سوم، مدیریت استراتژیک براساس ارزیابی موثر(داخلی)ونظارت(خارجی) تصویب میشود. این ضروری است که اساسایکفرایندتکرارشوندهکه درآن گام­­­­­­­­­­­­­­­­­­های اساسی تکراری هستند جهت همان تکرارتازمانی که امکان بهبود بیشتر در این طرح قابل توجه نباشد.چنین فرایندی میتواند تعیین اهداف واقع بینانه بر اساس منابع موجود را تسریع کند و پس از آن اطمینان حاصل شود که منابع در دسترس به طور کامل مورد استفاده برای دستیابی به اهداف و مقاصد شناسایی شده هستند. در نهایت، مدیریت استراتژیک معتقد است که اجرای موفقیت آمیز استراتژی نیاز به یک چارچوب حمایت از نهادهای دولتی که شامل همکاری بین تمام سطوح دولت، بخش خصوصی و جامعه دارد.این کار باعث تشویق و تسهیل مشارکت تمام ذینفعان کلیدی و گروه­­­­­­­­­­­­­­های علاقمند در تمام مراحل مدیریت و برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی شهری میشود.به عنوان یک نتیجه، سیاست­­­­­­­­­­­­­­­­­­­های توسعه شهری بیشتر پاسخگو به ارزش­­­­­­­­­های جامعه هستندودرنتیجه شانس بیشتری برای موفقیت دارد(وونگ وهمکاران،۲۰۰۵).
مدیریت استراتژیکازیک جایگزین تطبیقی​​برای مقابله با پویایی وعدم قطعیت توسعه شهری و رسیدگی به مشکلات جاری درمدیریت شهری در بسیاری از شهرهای چین بیشتر است. چنین دیدگاه ­های مشابهی نیزموجب حمایت در میان برنامه­­­­­­­­­ریزان چینی و دانشمندان علوم اجتماعی شده است. یه و وو (۱۹۹۹) اشاره میکند سیستم برنامه­­­­­­­­­­ریزی چین در حال حاضر باید کارآمد باشد و چشم انداز آرمانی ” کنترل وسیع ” باید دور ریخته شود. ژانگ(۲۰۰۱) معتقد است که مدیریت برنامه­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ریزی در چین باید اصلاح شود به طوری که خود را با اقتصاد به سرعت در حال تغییر و جامعه انطباق دهد . CSلین (۲۰۰۴) می­گوید برنامه­­­­­­­ریزان چینی برای مشارکت فعالانه تر در بحث های نظری اصلی و پیشرفت دانش گیر کرده اند.

 

۲-۲-۶-۸-ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ شهری

 

وﻇﺎﻳﻒ ﻛﻨﻮﻧﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی(ﺻﺮفﻧﻈﺮازﺗﻨﻮع واﺧـﺘﻼف درﻧﻈﺎﻣﻬـﺎی اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ وﺳﻴﺎﺳـﻲﮔﻮﻧـﺎﮔﻮن) ﺗﻨﻬـﺎﻣﺤﺪودﺑﻪ ﻣﻮاردی ازﻗﺒﻴﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی، ﺧﺪﻣﺎت رﺳﺎﻧﻲ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺤﻠﻲ، اﻧﺠﺎم ﭘﺮوژهﻫﺎی ﻋﻤﺮاﻧﻲو.. . ﻧﻤﻲﺷﻮد. ﺑﻠﻜﻪ ﺟﻬﺖ دﻫﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎی ﺷﻬﺮی و ﺗﺮﺳﻴﻢ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺷﻬﺮ در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎﻳـﺪار ازﺟﻤﻠـﻪ ﻣﻬﻤﺘـﺮﻳﻦ وﻇﺎﻳﻒ ﻣﺪﻳﺮان ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲرود. ﻳﻚ ﻣﺪﻳﺮ ﺷﻬﺮی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ دردﻧﻴﺎی رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ ﺷﻬﺮ ﺧـﻮد را ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ و درﺻﺪد ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﺰاﻳﺎی رﻗﺎﺑﺘﻲ آن ﺑﺮآﻳﺪ. ﺑﺴﻴﺎری ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻳﻨﺪه، ﺟﺎﻣﻌﻪای ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺟﺎی اﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﻜﺎنﻫـﺎﻳﻲ ﺑﻲﺛﻤﺮ ﺑﺮای ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاری اﻗﺘﺼﺎدی ﻳﺎﺗﺮاﻛﻢ ﻛﺎرﮔﺮان ﺑﻴﻜﺎرﺑﺎ اﻧﺒﻮه ﻣﺸـﻜﻼت اﻗﺘﺼـﺎدی،اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻣﺤـﻴﻂ زﻳﺴـﺘﻲﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺮاﻛﺰ رﺷﺪ و ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، در ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﻠﻲ، ﺑﺪل ﺷﻮﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﺮاﻛـﺰ، ﺑﺎﻳـﺪ ﻛـﻪ آﻓﺮﻳﻨﺸﮕﺮ ﻓﺮﺻﺘﻬﺎﻳﻲ ارزﻧﺪه ﺑﺮای رﻓﺎه وﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺳﺎﻛﻦ در آن، ﺑﻠﻜﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻛﺸﻮر ﺑﺎﺷﺪ.
اﻣﺮوزه، ﺷﻬﺮﻫﺎ از دو ﺟﻨﺒﻪ اﻫﻤﻴﺖ ﻳﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ: ﻳﻜﻲ ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺮﻛﺰ ﺗﺠﻤﻊ ﮔﺮوه ﻋﻈﻴﻤﻲ از ﻣﺮدم،دﻳﮕﺮی ﺑﻌﻨﻮان ﻋﻤﺪهﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﻧﻘﺶ اﻗﺘﺼﺎدی، در ﻛﻞ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﻠﻲ. از اﻳﻨﺮو­، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﻜﻼت آﻧﻬﺎ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ و دﻗﻴـﻖﺗـﺮ ﻛـﺮد.زﻳﺮا، در ﺣﺎﻟﺘﻲﻛﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی دﻗﻴﻖ و درﺳﺖ، ﺳﺒﺐ رﺷﺪ اﻗﺘﺼـﺎدی،ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺳﻴﺎﺳـﻲ و اﻓـﺰاﻳﺶ ﻣﺸـﺎرﻛﺖ ﺷـﻬﺮوﻧﺪان دراﻣﻮر ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻣﻲﮔﺮدد، ﺷﻜﺴﺖ در ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺷﻬﺮی، ﺳﺒﺐ رﻛﻮد اﻗﺘﺼﺎدی، ﻧﺎرﺿﺎﻳﺘﻲﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻓﻘﺮ، ﺑﻴﻜﺎری و ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻣﺤﻴﻂ زﻳﺴﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺑﺰرگ را ﻣﻲﺗﻮان، ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺰرگ داﻧﺴﺖ. در اﻳﻦ ﺳﺎزﻣﺎن، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻧﻬﺎدﻫﺎ و ﺷﻴﻮهﻫﺎ، در ﺗﻌﺎﻣـﻞﺑﺮای دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫﺪاف ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻣﺮوزه، ﻣﺸﺎرﻛﺖ و ﺗﻌﺎﻣﻞ، ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﻣﺤﻮری در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­اﻧﺪ. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﻣﻲﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻴﻦ ﻧﻬﺎدﻫﺎی ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺧﺼﻮﺻﻲ و ﻣﺪﻧﻲ، رﻗﺎﺑﺖ و ﺗﻮازن اﻳﺠﺎد ﻛﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ، ﻣﻲﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻴﻦ ﺳﻪ وﺟﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﻌﺎدل و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺗﺎ زﻣﻴﻨﻪﻫﺎی ﭘﻴﺪاﻳﻲ ﺷﻬﺮ ﻳﻜﭙﺎرﭼﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﻨﺪ.
.
۲-۳-پیشینهپژوهشی

 

۲-۳-۱-پیشینه خارجی

 

راکودی[۲۲] (۱۹۹۱) دریافت که هدف مدیریت شهری این است که از عوامل روزانه اثربخش شهر که تسهیل کننده تحول اقتصادی شهر برای ارتقای بهزیستی اجتماعی و اقتصادی هستند مطمئن شود، همچنین مطمئن باشد که خدمات عمومی و ضروری شهر را فراهم کرده است.
پاگ[۲۳] (۲۰۰۰) به این نتیجه رسید که مدیران جهت توسعه پایدار شهری باید دامنه ای از الگوهای رشد و تغییر را که شامل الگوهای محیطی، اجتماعی و اقتصادی هستند مورد توجه قرار دهند.
ویلیز[۲۴] (۲۰۰۱) نشان داد که مدیران شهری برای پایداری توسعه شهری باید در مورد سنت های محلی دانش داشته باشند به آن ها احترام بگذارند و بر ارزش های فرهنگی محلی تکیه کنند.
دیجک (۲۰۰۳) اظهار می کند که عنصر کلیدی مدیریت شهری این است که از طریق هماهنگ کردن و یکپارچه کردن بخش های عمومی و خصوصی شهر رقابتی تر، عادلانه تر و قابل تحمل تر باشد تا ساکنان شهرها از عهده مسائلی که با آن روبرو می شوند برآیند. هنگامی که هدف مدیریت شهری تلاش برای توسعه پایدار شهری در بخش های فیزیکی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی و مؤسسه ای است باید مدیریت شهری را به عنوان مفهومی پیچیده در نظر داشته باشیم.
موسسیوپولوس و همکاران (۲۰۱۰) مدیریت اطلاعات محیطی، اجتماعی و اقتصادی برای ارزیابی پایداری در نواحی شهری را مورد بررسی قرار داد نتایج پژوهش نقش این عامل ها در توسعه پایدار نواحی شهری و برای آینده بهتر را تأیید کرد. پژوهشگران همچنین دریافتند کمترین نقش این عامل­ها ایجاد بحث در میان ذینفعان با دیدگاه و نقطه نظرات متفاوت است و این در نهایت منجر به ایجاد دیدگاه مشترکی به سوی پایداری می شود.
سونگ[۲۵] (۲۰۱۱) در پژوهشی که زیست بوم شهر و توسعه پایدار شهری را مورد مطالعه قرار داد، نقش زیست بوم شهری در توسعه پایدار را مهم ارزیابی کرد.
نیسیسا[۲۶] (۲۰۱۱) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که میراث فرهنگی نقش مهمی در توسعه پایدار شهری دارد.
جیم و شان[۲۷] (۲۰۱۳) در پژوهشی به منظور بررسی اثرات اجتماعی-اقتصادی بر ادراک از فضاهای سبز شهر دریافتند که ادراک مثبت با علائق فردی و خانوادگی از قبیل افزایش سلامت، ارتقای تحول کودکان و کاهش استرس رابطه داشت. نقش اجتماعی تحول جامعه (تعامل اجتماعی) حمایت کمتری را در این پژوهش دریافت کرد.
کنفرانس جهانی توسعه پایدار (WSSD) که در ۲۶ آگوست تا ۴ سپتامبر ۲۰۰۲ در جانسبرگ تشکیل شد توسعه پایدار را به عنوان یکی از مهمترین عنصر دستور کار بین‌المللی مطرح، و مباحث جدیدی برای اعمال جهانی در مبارزه با فقر و حفاظت محیطی ارائه نمود. درک توسعه پایدار از این حیث به ویژه همبستگی فقر، محیط و مصرف منابع محیطی وسیع‌تر و تقویت شد. دولتها دامنه وسیعی از تعهدات دقیق را به ویژه در مورد اهداف هزاره توسعه، همینطور مقصود نهایی اعمال برای نیل به اجرای اثربخش اهداف توسعه پایدار پذیرفتند.
دران و همکاران (۲۰۰۷) در پژوهشی در که چهارچوب توسعه پایدار شهری در کشور مکزیک انجام گرفته است به ساختار جدیدی برای پایداری شهری با عنوان(سامانه پویا) برای دوره بیست ساله دست یافتند.
حرکت های جهانی از کنفرانس استکهلم شروع شد . در این کنفرانس چند اتفاق فکری رخ داد و موضوعاتی چون شهر سالم، توسعه کالبدی سریع، تخریب زمین و اضافه شدن شهرها مطرح گردید(لطیفی،۱۳۸۲؛۱۳۸) علاوه بر این در سال ۱۹۸۷ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمیسیونی را با عنوان کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه متشکل از ۲۲ نفر از کشورهای مختلف ( اعم از توسعه یافته و در حال توسعه ) به ریاست برانت لند نخست وزیر نروژ تا خط مشی زیستی درازمدت جامعه ی بین المللی را روشن سازد. نتیجه کار این کمیسیون با عنوان « آینده مشترک ما » که توسعه و محیط زیست را با هم پیوند می زد مطرح گردید. قاعده ای که این آمیختگی و پیوند جدید را مستحکم می ساخت عبارت بود از« نه توسعه بدون پایداری میسر است و نه پایداری بدون توسعه» (wcde,987:44).در این کمیسیون بود که واژه توسعه پایداری برای اولین باربطور رسمی مطرح شد و « توسعه پایدار را توسعه ای تعریف کرد که نیازهای کنونی را بدون کاهش توانایی نسل های آتی در برآوردن نیازهایشان برآورده کند.» (Hindle et al,2000:37) یا به عبارت دیگر عمل امروز ما در توالی نسلهای آینده برای تامین نیازهایشان اثری جدی دارد.
سویونگ پارک و همکاران(۲۰۱۱) در تحقیقی تحت عنوان کاربرد شاخص ­های تناسب اراضی برای پیش بینی و مقایسه رشد شهری با بهره گرفتن از GIS و RS در کره جنوبی ، به مقایسه شاخص مناسب بودن زمین برای توسعه شهری پرداختند. و در نهایت مشخص شد که در کره جنوبی روش های AHPو LR به ترتیب نقشه های مشابهی برای شاخص تناسب اراضی (LSI) تولید می کنند.

 

۲-۳-۲- پیشینه داخلی

 

زیاری و همکاران(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان بررسی مشارکت شهروندی و نقش آن در مدیریت شهری شهرهای کوچک معتقدند، مشارکت شهروندان در امور از یک دهه قبل تا کنون بعنوان عامل اصلی در بررسی های مورد توجه است. بیشترین تعداد شهرهای ایران در دسته شهرهای کوچک قرار دارند.
قرخلو و همکاران(۱۳۸۸) درپژوهشی تحت عنوان ارزیابی توان اکولوژیک منطقه قزوین جهت تعیین نقاط بالقوه توسعه شهری با بهره گرفتن از سامانه اطلاعات جغرافیایی، توان توسعه شهری را با پارامترهای فیزیکی و زیستی براساس تناسب اراضی و توان اکولوژیکی از طریق منطق بولین مشخص کردند.
از آنجا که عامل فرهنگی در قالب فرهنگ و جزئیات آن نقش ارزنده­ای در توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست دارد، لازم است برای دستیابی به توسعه­­­­­­­­­ای جامع و اکولوژیک، عوامل مثبت و منفی فرهنگ از همدیگر تفکیک شده، عوامل منفی(موانع فرهنگی)حذف و عوامل مثبت تقویت شوند. هویت فرهنگی، فرهنگ بالنده و پیشرو از عوامل ضروری و اساسی توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست است.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *