بررسی و نقد آیات ولایت (ابلاغ، ولایت، اکمال، اولی‌الأمر) در کتاب تفسیر المنار- …

بدبینی المنار به روایات تفسیری علاوه برکاهش نقل روایات دراین تفسیر، نتایج دیگری را نیز به همراه داشته است، از آن جمله:
۱- علم آور بودن خبر متواتر ونه روایت دیگر
دانشمندان علم حدیث واصول اهل سنّت،دراین که خبر واحد، علم آور ومعتبر هست یا خیر، چهارنظر ابراز داشته اند:
۱- خبر واحد مطلقاً ظن آور است.
۲- خبر واحد همراه با قرینه علمی، علم آور است.
۳- بیش‌تر خبرهای واحد علم آور است هرچند به همراه قرینه نباشد.
۴- خبر واحد آن گاه که همراه قرینه نباشد درموارد کمی علم آور است.
شیوه نقل روایات در تفسیر المنار
در تفسیر المنار، روایات بدون سلسله سند آمده و تنها به ذکر مآخذ آن روایات بسنده شده است. رشید رضا نه تنها این شیوه نقل را در تفسیر المنار به کار بسته، بلکه معتقد است: بایستی مجموعه روایات تفسیری پس از پالایش و جدا سازی روایات صحیح از نا صحیح، در کتاب جداگانه گردآوری شود، چنان که در مجموعه‌های حدیثی و روایی غیر تفسیری (فقهی) این کار صورت گرفته است، تا مفسر به هنگام ضرورت و نیاز به این روایات، بتواند به آسانی روایت مورد نظر خود را بیابد وانگهی بدون ذکر سلسله آن را در تفسیر خود بیاورد و تنها مرجع روایت را نام ببرد، همان گونه که درکتابهای فقهی به این شیوه عمل می‌شود.[۴۲]
کاستی‌های تفسیر المنار
تفسیر المنار با همه برجستگی ها، دستاوردهای مثبت و سازنده، نوآوری‌های تفسیری و راهبردهای اجتماعی، اخلاقی درجهت پیشرفت و سربلندی جوامع اسلامی و احیای هویت اسلامی در عصر گریز از دین، کاستی‌های بسیار و غیر درخور گذشت دارد. چنانچه کاستی‌ها وبرجستگی‌های این تفسیر را با یکدیگر مقایسه کنیم، اگر نگوییم کاستی‌ها فزون‌تر است، دست کم با هم برابرند. خلأهای تفسیر المنار بیش‌تر ویا تمام آنها، مربوط به قسمت هایی است که به وسیله رشید رضا افزوده و تدوین شده است.
با یک نگاه کلی می‌توان برای کمبودهای موجود در تفسیرالمنار، سه عامل و ریشه اصلی معرفی کرد که عبارتند از:
زیاده روی در عقل گرایی
تجدّد زدگی
تعصّب شدید سلفی
به هر صورت و به طور کلی روش تفسیر المنار و رشید رضا را می‌توان بر اساس موارد زیر شناخت:
۱-اسلام را دین عقل و قانون و مصدر خیر و برکات و اصلاح جامعه دانستن؛
۲-اعتقاد به این که قرآن تابع عقیده نیست بلکه باید عقیده را از قرآن گرفت؛
۳-اعتقاد به این است که بین حقایق علمی موجود و قرآن تعارضی وجود ندارد؛
۴-توجه به این نکته که قرآن مجموعه متشکل و واحدی است؛
۵-حفظ و نگهداری و تأکید بر تفسیر مأثور (تفسیر نقلی) و پرهیز از داستان‌های اسرائیلی و جعلی؛
۶-غفلت نکردن از وقایع تاریخی ای که در فهم معانی قرآن تأثیر دارد؛
۷-به کار گرفتن ذوق ادبی در فهم جوانب مختلف آیات؛
۸-تفسیر کردن قرآن در پرتو حقایق ثابت و قطعی علمی؛
۹-پرداختن به مسائل اجتماعی در اخلاق و سلوک؛
۱۰-پرهیز از ورود به مسائل غیبی که محدوده احساس و ادراک دورند؛
۱۱-گرفتن موضع درست و استوار در برابر سحر ساحران به ویژه در مورد تأثیر آن در شخصیت پیامبر؛
۱۲-گرفتن موضع درست در برابر روایات بی اساس حتی اگر که در کتب صحاح هم آمده باشند.[۴۳]
ب) جایگاه تفسیر المنار نزد اهل سنت و شیعه
با توجه به معاصر بودن تفسیر المنار، نمی توان آن را به طور کامل مورد ارزیابی دیگر مفسران قرار داد و معمولاً به مرور زمان نظرات دیگر مفسران را می‌توان شناخت و قیاس کرد. اما از اظهار نظرهای برخی از مفسرین و محققان علوم قرآنی در بین سبک و روش تفسیر المنار مواردی را ذکر می‌کنند که گرچه از ظاهر عبارات آنها به دست نمی آید که آنان در مقام تمجید از رشید رضا و تفسیر او باشند ولی از قرائن و شواهد و چگونگی روش مفسر به دست می‌آید که چنین تصدی را داشته‌اند‌.
مثلاً تاکیدی که بر حفظ و نگهداری و تأکید بر تفسیر مأثور (تفسیر نقلی) و پرهیز از داستان‌های اسرائیلی و جعلی، غفلت نکردن از وقایع تاریخی که در فهم معانی قرآن تإثیر دارد را ذکر می‌کنند. که البته به نظر محققان شیعی این برداشت‌ها درست نیست بلکه موارد زیادی در تفسیر المنار سراغ داریم که این موارد را نقض می‌کند مانند انکار شأن نزول بعضی آیات مانند مباهله، ولایت، تبلیغ، اکمال،… یا نپذیرفتن روایات پیرامون مهدی (عج) یا اعتماد به اسرائیلات در مورد حضرت علیj که جعل شده است. نزد مفسرین و محققین اهل سنت به دلایلی که در معرض روش تفسیری المنار ذکر شود نزد عموم و غالباً قشر روشنفکر و جوان اهل سنت نیز به دلائل روشنفکری و تکیه بر عقل و بیان جدید و امروزی و معاصر دارای اقبال است. و همچنین بعضی از علما مانند علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در مواردی متعدد به بیان دیدگاه رشید رضا و نقد و بررسی و ارائه ادله و پاسخ برآمده‌اند‌. و المیزان نیز با توجه به معاصر بودن به خوبی و از همان روش امروزی به خوبی و کامل پاسخ‌های مناسب را به انحرافات المنار داده است.
ج) مولف؛ رشید رضا
سید رشید رضا متولد ۱۲۸۲ ق در شهر طرابلس لبنان به دنیا آمده و در سال ۱۳۵۴ ق از دنیا رفت. از استادان وی می‌توان شیخ محمد عبده و سید جمال الدین اسد آبادی را نام برد و شاگردان وی نیز عموماً از دانشجویان الازهر بوده‌اند‌. رشید رضا سوری الاصل بود و تحصیلاتش را در مدرسه ملی اسلامی از مدارس پیشرو آن زمان و سپس در یکی از مدارس دولتی عثمانی به پایان برد و کوشش‌های محمد رشید رضا در جنبش عرب در سوریه بلندی آوازه و شهرت او را در پی داشت

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

که باعث شد وی در سال ۱۹۲۰ و به ریاست کنگره ملی سوریه در دمشق برگزیده شود. پس از تسلط فرانسویان بر سوریه، وی به مصر مهاجرت کرد و در شمار پیروان عبده در آمد. برخلاف عبده که در زمان حیاتش چند بار از اروپا دیدن کرده بود، رشید رضا تنها یک بار آن هم در سال ۱۹۲۱ م به عنوان عضو هیأت نمایندگی سوریه و فلسطین برای اعتراض به قیمومیت انگلستان و فرانسه به جامعه ملل به این سرزمین سفر کرد. با این حال چون مدارسی که او در آنها درس خوانده بود علوم جدید را به دانش آموزان یاد می‌دادند وی بیش از عبده از معارف جدید بهره داشت و مهمترین خدمتش در تبلیغ سلفیه انتشار ماهنامه المنار بود که نخستین شماره آن در سال ۱۸۹۸ م بود. او نخستین بار به هنگام دیدار از کتابخانه هیأت مبلغان مذهبی آمریکایی در طرابلس به فکر تأسیس این انجمن افتاد. وی قصد داشت از این راه هم تبلیغات هیأت‌های مذهبی مسیحی را در کشورهای اسلامی بی اثر سازد و هم واعظان و آموزگارانی جوان برای تبلیغ شعائر اسلامی تربیت کند.
سال‌هایی که رشید رضا به نشر آثار و افکار خود می‌پرداخت با واپسین سال‌های عمر امپراطوری عثمانی مقارن بود. ناتوانی و فساد این دستگاه به عنوان دارالخلافه مسلمانان بسیاری از اهل سنت را بر فرجام خلافت نگران کرده بود. رشید رضا خلافت را مظهر پیوستگی دین و دولت در اسلام می‌دانست و تحقق هم آرمان‌های دین جهانی اسلام را به آن وابسته می‌دید.
گرچه این عقیده او تازگی نداشت بلکه فقهای سنی و به ویژه ماوردی، غزالی و ابن جماعه نیز در قرون پنجم، ششم و هشتم قمری آن را به تفصیل بیان کرده‌اند‌. رشید رضا که به عنوان شاگرد و همفکر عبده بود، بعد از در گذشت عبده نیز به ادامه فعالیت‌های علمی، تفسیری و سیاسی خود پرداخته و در پایگاه اصلی خویش یعنی دانشگاه الازهر فعالیت می‌نمود. که دراین سال‌ها به تألیف المنار در تفسیر قرآن پرداخت. به طوری که توانست ۱۲ جزء قرآن را به روش خود تفسیر کند و علاوه بر آثار سیاسی و اجتماعی خود، تفسیرش را به عنوان اثر شاخص خود باقی گذارد.
فصل دوم
نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیه ولایت
گفتار اول: نظریه المنار در تفسیر آیه ولایت
رشید رضا براساس اعتماد کردن و اعتبار بخشیدن به قاعده سیاق در فهم و کشف مفاهیم الفاظ آیات کریمه کوشیده است تا لفظ ولی در آیه ولایت را با استفاده از این قاعده به معنای یاور و دوست تفسیر کند. وی گوید: «علمنا من السیاق ان الولایه ههنا ولایه النصر لا ولایه التصرف و الحکم لانه لامناسبه له فی هذا السیاق»[۴۴] (از سیاق آیه معلوم می‌شود مفهوم ولایت در اینجا به معنای ولایت در یاری طلبیدن است نه ولایت در تصرف و حکومت؛ زیرا سیاق آیه تناسبی در دریافت این معنا ندارد.)
البته رشید رضا قاعده سیاق را یکی از اصلی‌ترین موارد تفسیر آیات می‌داند به طوری که در جایی بیان می‌کند: «بی گمان مهم‌ترین قرینه در دریافت معنای حقیقی لفظ، سازگاری آن با بخش‌های پیشین کلام گوینده و مجموع محتوایی سخن وی است. »[۴۵]
بر طبق سیاق آیات قبلی وی می‌گوید: «از آنجا که آیات پیشین درباره تمایل منافقان به یهود و نصاری برای یاری خواستن از آنهاست مشخص می‌شود که مقصود از ولایت در این آیه نیز ولایت در نصرت است یعنی مؤمنان یاریگر شما فقط خدا و رسول خداk و مؤمنان هستند»[۴۶]
رشید رضا درباره به کار بردن لفظ «الذین» در آیه ولایت معتقد است: «الذین براساس قانون ادبیات عرب بیانگر معنای جمع و شامل تعدادی از افراد می‌شود. در واقع نمی توان از این لفظ اراده فرد و شخص خاصی را نمود. پس از اختصاص آن در آیه به امام علیj خلاف قانون ادبیات عرب است. » وی می‌گوید: «و لما کان لقب الذین امنوا» یشمل کل من اسلم فی الظاهر وصف هولاء الاولیاء»[۴۷] (مراد از الذین امنوا مؤمنان راستین و ظاهراً شامل تمام کسانی است که اسلام و ایمان آورده و از اولیاء محسوب می‌شوند.)