پژوهش – بررسی و نقد آیات ولایت (ابلاغ، ولایت، اکمال، اولی‌الأمر) در کتاب تفسیر المنار- …

  • فرضیه اصلی تحقیق
  • آیات ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال در تفسیر المنار مانند دیگر تفاسیر عامه دچار انحراف و اشتباه در برداشت شده‌اند.

    1. فرضیه‌های فرعی تحقیق

    آیات ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال با استفاده از شأن نزول و تفسیر و آیات و روایات و وقایع تاریخی در اثبات ولایت رهبری امیرالمؤمنینj می‌باشد.
    ح) روش تحقیق
    روش تحقیق کتابخانه‌ای می‌باشد و با توجه به اینکه موضوع اعتقادی و بنیادی است و در نظر است تفسیر غلط مفسر عامه را به نقد کشیده و غلط بودن نظراتش را اثبات کرده و به بیان نظر شیعه پرداخته شود. لذا تلاش این نوشتار ابتدا بیان نظرات رشید رضا در مورد تفسیر آیات بوده سپس نظرات وی را با دیگر تفاسیر مهم عامه ارائه و بعد به بررسی و نقد آن‌ها با استفاده از استدلال عقلی و منطقی مورد قبول اهل علم می‌پردازیم که عمده‌ترین موارد به آیات دیگر، روایات و وقایع تاریخی استناد شده است.
    گفتار دوم: مفاهیم
    الف) امامت
    متکلمان در تعریف امامت به دو گروه تقسیم می‌شوند: یک گروه امامت را تعریف نکرده‌اند، گویی بر این تصور بوده که همه مذاهب اسلامی از امامت تصویر روشنی دارند و مورد قبول همگان می‌باشد. از این رو امامت را بی نیاز از تعریف دانسته‌اند مثل سید مرتضی در کتب الشافی و الذخیره فی علم الکلام و شیخ طوسی در کتاب الاقتصاد فی ما یتعلق بالاعتقاد و عبدالجبار مغزلی در کتاب المغنی و قاضی ابوبکر باقلانی در کتاب التمهید و امام الحرمین جوینی در کتاب الارشاد و عبدالقاهر بغدادی در کتاب اصول الدین.
    گروهی دیگر، پیش از بحث درباره وجوب امامت، صفات و مصادیق امامت را تعریف کرده‌اند که دو گونه است: تعاریف عام و تعاریف خاص. تعاریف عام که نبی و نبوت را نیز شامل می‌شود ولی تعاریف خاص فقط جانشینان پیامبرk را شامل می‌شود که ابتدا به معنای لغوی امامت و سپس معانی خاص و عام اصطلاحی امامت به اختصار بیان می‌شود.
    تعریف لغوی امامت
    لغت شناسان سرشناس عرب، معمولا واژه امام را تعریف کرده و به بیان کاربردهای آن نیز پرداخته‌اند. برخی از لغت شناسان دو معنای رهبری عمومی (الرئاسه العامه) و رهبری مسلمانان (رئاسه المسلمین) را برای واژه امامت بیان کرده‌اند.[۶]
    همچنین امام از نظر لغت شناسان عرب به طور کلی عبارت است از هر کسی یا هر چیزی که در کارها به او اقتدا می‌شود: «الامام، کل من اقتدی به وقوم فی الامور»[۷] «الامام کل من ائتم به قوم»[۸] در کتب لغت برای امام مصادیق و کاربردهایی بیان شده است. به طور نمونه قرآن کریم که مسلمانان به آن اقتدا می‌کنند «القرآن، امام المسلمین»[۹]، پیامبر گرامی اسلامk پیشوای امت و نیز امامانb است «رسول امام امت و امام الائمه»[۱۰] و چندین کاربرد دیگر که ذکر شده است.
    از دیگر کاربردهای واژه امام می‌توان به مصادیق گوناگونی که در قرآن به کار رفته است اشاره نمود. که به دو دسته قابل تقسیم هستند: مصادیق بشری و مصادیق غیر بشری.
    مصادیق بشری که دو دسته امام حق و باطل تقسیم می‌شوند. امام حق مانند پیامبر الهی در آیه شریفه «و جعلناهم ائتم یهدون بامرنا»[۱۱]؛ ابراهیم، اسحاق و یعقوب را پیشوایانی قرار دادیم که مردم را به امر ما هدایت می‌کنند، «انی جاعلک للناس اماما»[۱۲]؛ بندگان شایسته خداوند: «و اجعلنا للمتقین اماما»[۱۳] و تعدادی دیگر آیات و امام باطل مانند آیه «فقاتلوا ائمه الکفر»[۱۴] «پیشوایان کفر را بکشید»؛ «و جعلناهم ائمه الکفر یدعون الی النار»[۱۵] و در یک آیه نیز واژه امام به گونه‌ای به کار رفته است که هم پیشوای بشری و هم غیر بشری را شامل می‌شود. «یوم ندعو کل اناسی بإمامهم»[۱۶] روزی که هر گروهی را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم .
    تعاریف متکلمان اسلامی
    همانگونه که بیان شد، شیعه متکلمان اسلامی امامت را با تعابیر مختلفی که به دو دسته کلی تعاریف عام و تعاریف خاص می‌نامیم تعریف کرده‌اند که به نمونه‌هایی از آن‌ها اشاره می‌شود.
    تعاریف عام
    در عبارات با مضمون عام از امامت که از عده‌ای از متکلمان شیعه و اهل سنت نقل شده است، امامت به صورت رهبری عمومی در امور دینی و دنیوی، برای فردی از افراد بشر تعریف شده است. از آنجا که در این تعریف‌ها از خلافت یا نیابت از پیامبر سخنی به میان نیامده است، نبوت را نیز شامل می‌شود. بدین جهت مورد نقد قرار گرفته است.[۱۷] زیرا اگر چه نبوت مشتمل بر امامت است ولی امامت مورد بحث، نبوت را شامل نمی شود. به طور نمونه عبارت‌های ذیل، از تعاریف عام امامت به شمار می‌رود.
    ۱-الامام الذی له الرئاسه العامه فی الدین و الدنیا جمیعا[۱۸] امام کسی است که دارای رهبری عمومی دین و دنیاست.
    ۲-الامام انسان له الرئاسه و هی رئاسه عامه فی امور الدین و الدنیا بالاصاله[۱۹] ؛ امام انسان دارای رهبری است و آن عبارت است از رهبری بالاصاله و عمومی در امور دین و دنیا.
    ۳- الامامه، رئاسه عامه شخص من الاشخاص بحق الاصاله[۲۰] امامت، رهبری عمومی و بالاصاله برای یکی از اشخاص است.
    تعاریف خاص
    بعضی از این تعاریف، امامت به رهبری در دین تعریف شده است، ولی مقصود این نیست که امام فقط به مسائل عبادی و تبیین احکام دینی می‌پردازد و در امور سیاسی و اجتماعی جامعه دخالت نمی کند، به طور مثال در تعریف سید مرتضی، امامت از مصادیق لطف است و یاد آور شده که هرگاه در جامعه، زمامداری عا

    برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

    دل و توانمند وجود داشته باشد، نقش موثری در روی آوردن مردم به فضائل و روی گرداندن از رذائل دارد و این از مصادیق لطف الهی بر بشر است.[۲۱] و همچنین از تعریف ایشان به دست می‌آید که امامت، هم جنبه اصالی دارد و هم جنبه نیابی، نسبت به کسانی که در سرای تکلیف و در عصر امام زندگی می‌کنند، اصالی و نسبت به پیامبر که در سرای تکلیف نیست، نیابی است و برداشت‌های مشابهی که از تعاریف دیگر علما استنباط می‌شود که در زیر به نمونه‌هایی از این تعاریف اشاره می‌شود.
    ۱- الامام هو الذی له الرئاسه العامه فی امور الدین و الدنیا نیابه عن النبی[۲۲]؛ امام کسی است که دارای رهبری عمومی در امور دین و دنیا به صورت نیابت از پیامبرk می‌باشد.
    ۲– الامامه رئاسه عامه فی الدین و الدنیا بالاصاله لا بالنیابه عمن هو فی دار التکلیف[۲۳]؛ امامت، رهبری عمومی در زمینه دین به صورت بالاصاله است، نه به صورت نیابت از کسی که در سرای تکلیف است.
    ۳-الامامه رئاسه عامه فی الدین و الدنیا بالاصاله فی دار التکلیف[۲۴]؛ امامت، رهبری عمومی و بالاصاله در سرای دنیا در امور دینی و دنیوی است.
    ۴-الامامه خلافه عن صاحب الشرع فی حراسه الدین و سیاسه الدنیا[۲۵]؛ امامت، جانشین صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیوی مردم است.
    نکات تکمیلی و نتایج به دست آمده از معنا و مفهوم امامت
    ۱- از تعریف‌های متکلمان اسلامی اعم از شیعه و سنی به دست می‌آید که امامت از دیدگاه آنان هم امور دنیوی را شامل می‌شود و هم امور دینی را به گونه‌ای که امور معنوی و دینی در حوزه امامت و رهبری اسلامی بوده و بلکه حفظ و اجرای دین و ارزشهای دینی نیز از فلسفه وجودی و اهداف امامت می‌باشد. تفاوت شیعه و سنی در مورد رسالت دینی امامت این است که اهل سنت فقط مسئولیت حفظ دین در مقابل دشمنان و اجرای احکام را به عهده امام دانسته و شیعه علاوه بر این مسئولیت تفسیر و تبین درست کتاب و سنت را نیز از وظایف امام می‌شمرد. بدین جهت، عصمت را نیز از شرایط لازم امامت می‌دانند.
    ۲- خلافت و امامت دو مصداق جداگانه ندارند بلکه دو عنوان منطبق بر یک مصداق می‌باشند. آن کسی که پس از پیامبرk رهبری امت اسلامی را بر عهده دارد از این جهت که رهبری او به عنوان جانشین پیامبرk است، مصداق خلافت می‌باشد و از این جهت که پیشوای امت اسلامی است، مصداق امامت می‌باشد. از این رو هم در روایات و هم در عبارت‌های متکلمان اسلامی، هر دو مفهوم خلافت و امامت به کار رفته است . پس این اندیشه که امامت و خلافت را دو مقوله جدا از هم و با مصادیق متفاوت می‌داند و امامت را به شیعه و خلافت را به اهل سنت اختصاص می‌دهد از نظر مبانی روایی و کلامی درست نیست.
    ۳- از جنبه مشروعیت امامت نیز اعتقاد متکلمان اسلامی بر آن است که مشروعیت امامت ناشی از خلافت و نیابت از پیامبرk است، نه وکالت از جانب مردم این مطلب بر مبنای انتصاب که مورد قبول شیعه است آشکار است و بر مبنای انتخاب نیز چنان که در کلمات متکلمان اهل سنت گذشت، انتخاب و بیعت مردم با امام موضوعیت ندارد و منشأ مشروعیت امام به شمار نمی رود، بلکه به عنوان راهی برای کشف رضایت شارع می‌باشد.
    ب) آیات الولایه
    در قرآن کریم آیات شریفی تحت عنوان آیات الولایه شناخته می‌شوند که براساس نظرات عامه تعدادی از آنها در باب فضائل امیرالمؤمنینj ذکر نموده، اما شیعه اعتقاد دارد که شأن نزول تمامی آنها در بیان افضلیت، امامت، زعامت و رهبری امیرالمؤمنینj می‌باشد. در این تحقیق به چهار آیه مشهور به ولایت، اولی الأمر، ابلاغ و اکمال پرداخته و ابتدا در این فصل به معرفی اجمالی آیات می‌پردازیم:
    ۱-آیه ولایت
    خداوند متعال در قرآن سوره مبارکه مائده آیه شریفه ۵۵ فرموده است: «انما و لیکم الله و رسوله والذین أمنو الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون» (سرور (و سرپرست) شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسانی که نماز بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند.) در آثار عالمان و مفسران شیعه و به دنبال روی از آنان اهل سنت این آیه به نام ولایت شهرت یافته است. این آیه کریم یکی از محوری‌ترین آیات قرآن کریم در ارتباط با امامت و ولایت اهل بیتb است که همیشه مورد ترجمه، اسناد و استدلال دانشمندان و مفسران شیعه قرار گرفته است.
    ۲-آیه اولی الأمر
    خداوند متعال در قرآن کریم سوره مبارکه نساء آیه شریفه ۵۹ فرموده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاولی الأمر مِنکمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَیرٌ وَأَحْسَنُ عَمَلاً» (ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و صاحبان امر خود را (نیز) اطاعت کنید. پس هرگاه در چیزی با یکدیگر به نزاع پرداختید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به کتاب خدا و (سنت) پیامبر بازگردانید. این بهتر و نیک فرجام‌تر است.) مهم‌ترین کانون گفت و گوها و اختلاف دیدگاه‌ها و برداشت‌ها در ارتباط با آیه اولولامر میان مفسران مسلمان به معنایابی از واژه اولی الأمر در آیه به لحاظ مفهومی و مصداقی باز می‌گردد. واژه اولولامر دوبار در قرآن کریم به کار رفته است. اولین بار همین آیه مورد بحث تحقیق یعنی سوره نساء ۵۹ و دومین بار در آیه ۸۳ سوره نساء
    که در آن آیه نیز خداوند بحث رجوع به پیامبرk اولی الأمر، را بیان کرده است. که در جای خود بحث خواهد شد.
    ۳-آیه اکمال