تعیین خصوصیات فیزیکی و شیمیایی حبه ی پنج رقم انگور استان آذربایجان غربی۹۲- قسمت …

۲-۳-۴- میزان رطوبت محصول
مقدار رطوبت محصول اثر به سزایی در سرعت تنفس آن دارد. به طور معمول، با کاهش رطوبت محصول، سرعت تنفس و فعالیتهای متابولیکی آن کاهش مییابد.
۲-۳-۵- لایههای مومی سطح محصول
دیواره سلولی در درجه اوّل شامل یک پلیمر چربی، کوتین و انواع ترکیبات آلی محلول در حلال ها که در مجموع واکس نامیده میشوند. مخلوط واکس یا موم معمولا پیچیدهتر و متغیرتر از کوتین است اما بطور گسترده شامل مجموعه ای از چربیهای آسیل، مشتق از اسیدهای چرب با زنجیره بسیار بلند و انواع دیگر از متابولیتهای چربی دوست است (Rose et al., 2012). واکسها همرا با کوتین در ماتریکس به عنوان کوتیکول درونی تجمع مییابند، همچنین آنها روی سطح بیرونی بصورت کریستالهای اپی کوتیکول رسوب میکنند (Buschhaus and Jetter, 2011). چربیهای آسیل شامل آلکانها، اسیدهای چرب، الکل و موم استرها است که در بین گونهها و در طول دوره رشد مقدار و فراوانی آنها متفاوت است (Jenks and Ashworth, 1999). در طول ۴۰۰ میلیون سال گذشته تنوع قابل توجهی روی مورفولوژی و ترکیب کوتیکول رخ داده است (Jeffree, 2006). با این حال، تلاش برای همبستگی این تغییر با ویژگیهای عملکردی کوتیکول موفقیت آمیز بوده است (Rose et al., 2012). اپیدرم برگ سبزیها و میوههای گوشتی، به دلیل داشتن لایههای مومی به نام کوتیکول، برای تبادل گازی مانع ایجاد میکند. اما مقدار کمی از بخار آب، از شیارهای ایجاد شده در لایه کوتیکول میتواند خارج شود. ضخامت لایه کوتیکول در کاهش اتلاف آب اهمیت زیادی دارد. عقیده بر این است که کوتیکول ضخیم نسبت به انواع نازک آن، مانع موثری در برابر اتلاف آب است. اما نتایج بررسی نشان میدهد که این موضوع نادرست است. کوتیکولها از سه جزء کوتین، مومها و سوبرین ساخته شده است (جلیلی، ۱۳۹۱). کوتیکول، اپیدرم هوایی از گیاهان را پوشش میدهد و نقش اساسی در تنظیم آب و حفاظت در برابر تنشهای خارجی دارد. در ساختار و ترکیب اجزای سازنده آن، کوتین و موم در گونههای یک گیاه تنوع قابل توجهی وجود دارد (Rose et al., 2012). ضخامت و شکل لایه کوتیکول نسبت به گونههای گیاهی و شرایط اقلیمی متفاوت بوده و حدود یک میکرومتر است. اپیدرم قسمتهای مختلف گیاه را که با اتمسفر در تماس هستند، با لایه کوتیکول که مواد چرب مانند دارد پوشانده میشود. در ضمن این لایه علاوه بر کاهش تلفات آب، مانع ورود باکتریها و قارچ ها به لایههای داخل بافت میشود. مومهایی که شکل ورقهای دارند، نسبت به مومهای بیشکل مقاومت بیشتر در مقابل بیماری زنگار دارند (Buneman, 2003). کوتین مولکول پلیمری است که از تعداد زیادی زنجیره طویل اسیدهای چرب هیدروکسی بوده و با پیوندهای استر به یکدیگر متصل شده و شبکه محکم سه بعدی را تشکیل میدهند. مومها مولکول درشت ندارند اما مخلوط پیچیدهای از لیپیدهای آزاد با زنجیره طویل هستند و به شدت آب گریز هستند. مومها از طریق منافذ دیوارههای سلولی و به صورت قطره مانند سلولهای اپیدرمی را ترک میدهند. سوبرین پلیمری شبیه کوتین است که اسیدهای دارای زنجیره طویل، اسیدهای هیدروکسی و الکلها را شامل میشود. ورود و خروج گازها از راه عدسک، روزنه، خراش و بریدگی سطحی، زخم و روزنههای دیگر بیش از سایر سطوح محصول است. پوشش طبیعی موم یا کوتینی، از نفوذپذیری گازها، تعرق و پژمردگی جلو گیری میکند. پوشش مومی همیشه به اندازهای نیست که نفوذپذیری را کنترل نماید، ولی اغلب این پوشش مقاومت مطلوبی در محصولات، دارد و غلظت اکسیژن داخل بافت را کاهش و دی اکسید کربن را افزایش میدهد (جلیلی مرندی، ۱۳۹۱).
۲-۳-۶- رطوبت نسبی
تاثیر رطوبت نسبی محیط در شدت تنفسی محصولات به طور کامل واضح نیست. در صورت افزایش رطوبت نسبی، ابتدا شدت تنفسی افزایش یافته و سپس کاهش مییابد. اما در اثر کاهش رطوبت نسبی محیط، میزان آب محصولات کمتر میشود. در این شرایط به پوست میوه آسیب رسیده و در نتیجه تبادلات گازی کاهش مییابد (جلیلی مرندی، ۱۳۹۱). .
۲-۴- مرحله رسیدن میوه و سبزی
رسیدن یا بلوغ محصول، مرحلهای است که میوه یا سبزی مراحل مختلف رشد و نمو خود را به اتمام رسانده و متقارن با رسیدن کامل و یا رسیدن قابل خوردن است. مرز مشخصی بین سه مرحله تکامل، یعنی رشد، بلوغ و پیری یا از بین رفتن محصول وجود ندارد، زیرا اغلب گذر از یک مرحله به مرحله دیگر، با کندی و بدون تغییر مشخص صورت میگیرد. اندازه گیری سرعت تنفس و مقدار اتیلن مانند سایر ترکیبات مانند نسبت قند به اسید، روش مناسبی برای تعیین رسیدگی یا بلوغ محصولات است. برخی از تغییرات که همزمان با رسیدن میوههای مختلف به وجود میآید، شامل تغییرات ظاهری میوه، از جمله تشکیل عدسک در پوست میوه، بلوغ و تکامل دانه، تغییرات رنگ (تجزیه کلروفیل، بروز رنگیزههای موجود و سنتز رنگیزههایی مثل آنتوسیانین، لیکوپن و بتا-کاروتن)، تغییر اندازه و شکل سلول، تشکیل پوشش مومی برروی پوست میوه نظیر انگور و سیب، جدا شدن و ریزش میوه از درخت است. اگر برخی از میوهها نظیر انگور، توت و تمشک نارس چیده شوند، بعد از برداشت قادر به رسیدن نیستند و باید بعد از رسیدن کامل از درخت چیده شوند (جلیلی مرندی، ۱۳۹۱). .
۲-۵- عوامل موثر در رسیدن میوه انگور
دمای محیط در رسیدن حبهها نقش اساسی دارد. از زمان گلدهی تا رسیدن میوه واحد حرارتی مورد نیاز در ارقام زود رس بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ درجه روز و در ارقام دیر رس ۳۰۰۰ درجه روز میباشد. در سالهای خنک میوهها دیرتر از سالهای گرم میرسند. در ضمن رقم انگور، محل و موقعیت تاکستان، سن بوتهها، مراقبتهای زراعی، شدت هرس بوته و نوع خاک در زمان رسیدن محصول موثر می با شد (جلیلی مرندی، ۱۳۸۶).
۲-۶- تغییرات شیمیایی ترکیبات حبه انگور در حین رسیدن
در مرحله اول رشد و نمو حبه میزان اسیدهای آلی بیشتر بوده و در مرحله دوم رشد به ویژه میزان اسید تارتاریک و اسید مالیک به حداکثر میزان خود میرسد. میزان اسید تارتاریک (اسید غالب انگور) نسبت به ارقام مختلف انگور ۸۰-۴۰ درصد می باشد و به طور کلی ۹۰ درصد اسیدهای آلی حبه انگور را اسید تارتاریک و اسید مالیک تشکیل داده و در حدود ۰۵/۰-۰۱/۰ درصد مربوط به اسید سیتریک میباشد (جلیلی مرندی، ۱۳۸۶). در بسیاری از ارقام، مرحله اول رشدی با یک دوره تاخیری همراه است. مدت زمان این دوره بویژه برای ارقام مختلف انگور قابل توجه است. بعد از این دوره تاخیر رشد، مرحله دوم دوره رشدی همزمان با شروع رسیدگی اتفاق میافتد. کلمه فرانسوی Veraison برای توصیف تغییرات در رنگ پوست حبه استفاده میشود، که شروع رسیدگی را نشان میدهد و به عنوان توصیف آغاز رسیدگی پذیرفته شده است. بیشترین تغییرات در ترکیبات حبه انگور در طی مرحه دوم رشد یا مرحله رسیدگی اتفاق میافتد. حبهها از یک حالتی که کوچک، سخت و اسیدی، با قند کم هستند به یک حالتی که بزرگ، نرم، شیرین، اسید پایین و خوش طعم و رنگی هستند تغییر مییابند. عطر و طعم انگورها اساسا در نتیجه تعادل اسید به قند است و سنتز آنها و ترکیبات آروماتیک یا پیش مادهها در این زمان اتفاق میافتد. توسعه این خصوصیات کیفیت نهایی محصول را تعیین خواهد کرد (Boss and Davies, 2001). این مرحله رسیدگی در مرداد ماه در نیم کره شمالی شروع میشود و نسبت به شرایط محیطی، حدود ۴۵ روز طول میکشد (Carlos et al., 2007). روی هم رفته اندازه حبهها بین زمان تغییر رنگ حبهها تا برداشت تقریبا دو برابر میشود. بسیاری از مواد جامد تجمع یافته حبه انگور در طی محله اول رشد در زمان برداشت باقی میمانند ولی به علت افزایش حجم حبه غلظت آنها به طور معنی داری کاهش مییابد. به هر حال برخی از ترکیبات تولید شده در مرحله اول رشد بر اساس هر حبه در طی مرحله دوم رشد کاهش مییابند. از جمله آنها مالیک اسید است که متابولیسم شده و به عنوان منبع انرژی در طی مرحله رسیدگی اتفاق میافتد که غلظت آن بعد از تغییر رنگ حبه ها تقریبا ثابت باقی میماند. همچنین تاننها بعد از تغییر رنگ حبهها بر اساس هر حبه، بطور قابل توجهی کاهش مییابند. ترکیبات آروماتیکی تولید شده در طی مرحله اول رشد همچنین در طی رسیدگی میوه کاهش مییابند. این ترکیبات شامل چندین ترکیب متوکسی پیرازین[۲۶] هستند که در خصوصیات گیاهی تعدادی از انگورها مثل Sauvigonon Cabernet and Sauvigonon Blace شرکت میکنند (Hashizume and Samuta, 1999). کاهش پیرازینها در خوشه ها با شدت نور همبستگی دارد. در صورت نامطلوب بودن این ترکیبات، میتوان با مدیریت تاج بوتهها، میزان این ترکیبات را کاهش داد. گرچه دوره رشد اولیه در کیفیت نهایی حبه موثر است، اما افزایش زیاد در ترکیبات بویژه گلوکز و فروکتوز به عنوان تغییر بیوشیمیایی کل در نحوه رسیدگی میوه در دوره دوم رشد اهمیت زیادی دارد (Carlos et al., 2007). در حبههای در حال رسیدن میزان قند ها تدریجا افزایش افزایش یافته و میزان قند گلوکز بیشتر از فروکتوز است. اما هنگام رسیدن میوه میزان هر دو قند ذکر شده تقریبا برابر میباشد. در میوه های بیش از حد رسیده میزان فروکتوز نسبت به گلوکز افزایش مییابد. گلوکز و فروکتوز ۹۹-۹۸ درصد از قندهای حبه را تشکیل میدهند که معادل ۱۷-۱۶ درصد وزن میوه میباشد. قندهای دیگر به مقدار کم در حبه ها موجود میباشد (جلیلی مرندی، ۱۳۹۱). کوتیکول قبل از گلدهی بصورت بسیار سازمان یافته شروع به تشکیل میکند. در طول دوره گسترش سریع، مواد کوتیکولی روی سطح انگور پخش میشود (Casado and Heredia., 2000). رسیدن انگور یا فاز سوم منحنی سیگموئید مضاعف نشان دهندهی توسعه و تغییرات عمیق در ویژگیهای حسی میباشد. در این فرآیند، پوست نقش محوری در سنتز بسیاری از ترکیبات مفید ( به عنوان مثال آنتوسیانینها و مواد معطر) ایفا میکند (Negri et al., 2008). میزان ترکیبات معطر، مواد ازتدار و ترکیبات رنگی نظیر فنولها افزایش مییابد. میزان پکتین در میوههای در حال رشد و نمو تدریجا افزایش یافته، در حین رسیدن میوه پکتینهای نا محلول به پکتینهای محلول تبدیل شده و موجب نرم شدن حبهها میشوند (جلیلی مرندی، ۱۳۸۶).
۲-۷- آب در حبه انگور
آب به عنوان جزء اصلی ترکیبات حبه، به فراوانی موجود میباشد و مقدار آن در میوه انگور ها ۷۵ تا ۸۵ درصد تعیین شده است. آب به عنوان حلال ترکیبات فرار و ترکیبات شیمیایی عمل میکند (Blouin and Cruege, 2003). رشد و توسعه حبه انگور ارتباط نزدیکی با آب قابل دسترس خاک دارد. حجم حبه انگور که تولید را محدود میکند، به تعداد حبه و حجم آب هر حبه بستگی دارد. در تاکستانهای تجاری، اندازه حبه فاکتور متغییری است (Delrot et al., 2001). حجیم شدن میوه ها در نتیجه تجمع آب و تعادل بین انتقال آب و مواد جامد از طریق بافت آوندی در سطح سلولها است. بر اساس یک نظریه هنگامی که شیب مناسبی از پتانسیل کل آب، بین میوه و دیگر بخشهای گیاه وجود داشته باشد، رشد میوه اتفاق میافتد. این شیب توسط تعرق و شیب اسموتیک ایجاد میشود (Matthews and Shackel, 2005).
بطور کلی کمبود آب به دلیل بازدارندگی تقسیم سلولی منجر به ایجاد حبههای کوچک و بویژه توسعه کم سلول میشود. اندازه حبه یک فاکتور تعیین کننده کیفیت انگور است. با حجیم شدن حبهها، نسبت سطح به حجم حبه کاهش مییابد و پس از آن آنتوسیانین و ترکیبات فنولی در پوست تجمع مییابند (Coombe et al., 1987). به طور نسبی حبههای کوچکتر مواد جامد بیشتری نسبت به حبههای بزرگتر دارند. به هر حال اثرات وضعیت آبی انگور روی ترکیبات میوه مستقل از اختلافات اندازه حبه است. اثر وضعیت آبی انگور روی تانن و پوست بیشتر از تاثیر بر روی اندازه میوه در واریتههای یکسان است (Roby et al., 2004). مکانیسم اولیه مسئول برای آن، احتمالا واکنشهای مختلف رشدی پوست و بافت درونی مزوکارپ در نتیجه کمبود آب است (Roby and Matthews, 2003). جذب آب و تعرق هر دو در دوره توسعه حبه کاهش می یابد، یعنی رسیدن به یک حداقل در دوره بلوغ. با پاک کردن کوتیکول حبه، مقدار جذب و تعرق افزایش یافت که نشان میدهد کوتیکول مانع اصلی در حرکت آب به سطح حبه است (Becker and Knoche., 2011). تنش آبی همچنین در تجزیه شیمیایی یا تشکیل اسیدهای مهم حبه و عطر و طعم موثر است و همچنین تنش آبی تبدیل کارتنوئیدها به ترکیبات آروماتیک را افزایش میدهد. کاهش سایه اندازی میوه از اثرات غیر مستقیم تنش آبی است (Goodwin, 2002; Keller, 2005). آب از طریق آوند چوب و آبکش وارد میوه میشود. قبل از تغییر رنگ حبهها بیشترین افزایش حجم حبه به علت ورود آب از آوندهای چوب و بعد از تغییر رنگ حبهها به علت ورود آب از آوندهای آبکش است (Ollet et al., 2002; Keller et al., 2006).
۲-۸- انتقال و تجمع قند در حبه
برای تولید مطلوب محصول توسط گیاه، جذب و استفاده کافی از مواد غذایی اهمیت دارد. حبههای انگور به عنوان اندام های مقصد فیزیولوژیکی بوده و از کربوهیدراتهای تولید شده از فتوسنتز برای رشد و توسعه خود استفاده میکنند. انتقال و تخصیص قند بین منبع و مقصد فیزیولوژیکی تعیین کننده اصلی رشد و باروری گیاه است (Kingston-Smith, 2001). با گذشت زمان و رشد میوه و افزایش درجه بریکس آن، مقدار سفتی حبهی کامل کاهش مییابد. این کاهش میتواند ناشی از کاهش ضخامت پوست و همچنین ناشی از ویسکوز شدن بافت داخلی باشد (اسمعیلی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۹- ترکیبات فنلی در حبه انگور
ترکیبات فنلی به صورت بیولوژیکی و به عنوان بازدارندگان رشد دیگر سیستم های زنده از گیاهان محافظت میکنند. بعلاوه این ترکیبات در رنگ، عطر و طعم مواد غذایی شرکت میکنند. از این رو فعالیت آنتی اکسیدانی خیلی قوی دارند و نقشهای مهمی را در سیستمهای زنده بازی میکنند (Wetson, 2005). کاتشین، تانین و آنتوسیانین، آنتی اکسیدانهایی هستند که به طور طبیعی در انگور قرمز وجود دارند (Mattivi et al, 2002). ترکیب شیمیایی و ویژگی ساختاری اجزای ماکرومولکولی پوست انگور قرمز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از آنالیز شیمیایی مقدار اصلی ترکیبات نشان داد که پلی ساکاریدهای ساختاری (سلولز، ۸/۲۰ %و همی سلولز، ۵/۱۲ %) از فراوانترین اجزای پوست انگور هستند و به دنبال آن پروتئین (۸/۱۸%)، تانن (۸/۱۳%)، قند (عمدتا گلوکز و فروکتوز، در مجموع ۳/۱۲%)، ترکیبات آلیفاتیک (اسیدهای چرب، موم،کوتین و … در مجموع ۱۴%) و خاکستر (۸/۷%) قرار دارند (Mendes et al., 2013). پوست حبه انگور شامل تانن و رنگدانه است، گوشت میوه شامل آب میوه است و رنگدانه ندارد و بذر شامل تاننها است. از لحاظ بیولوژیکی، کوتین نامحلول اپیدرم و لیگنین نامحلول پوشش سخت بذر از ترکیبات فنولیکی هستند (Admas, 2006).
۲-۱۰- عوامل موثر در فیزیولوژی بعد از برداشت و حفظ کیفیت انباری میوهها
میوهها و سبزیها را می توان اساسا به صورت آبی در نظر گرفت که در بستههای ویژه و گران بها قرار دارند، این آب ارزش آن را دارد که در این نوع بستهها قرار گیرد. از دست دادن آب، یعنی کاهش وزن قابل فروش و به طور مستقیم از دست دادن میزان فروش است. بر این اساس اعمال روشهایی که باعث به حداقل رساندن کاهش رطوبت و آلودگی بعد از برداشت میشوند، سودمند و با ارزش هستند. کاهش وزن به مقدار ۵ درصد باعث خواهد شد، بسیاری از میوهها و سبزیها به صورت پژمرده و چروکیده درآیند و باعث از دست رفتن تردی و تغییرات نامناسبی در رنگ آنها میشود. کیفیت میوههای نافرازگرا مانند انگور بعد از نگهداری در سردخانه، هیچگاه نمیتواند از کیفیت اولیه میوه قبل از انبار کردن بهتر باشد. بنابراین لازم است که سالمترین و مطلوبترین میوهها جهت نگهداری در سردخانه انتخاب شوند تا در طول مدت نگهداری از کیفیت آنها کاسته نشود (راحمی، ۱۳۸۴).
۲-۱۱- ترکیبات و محتوای آنتوسیانین در پوست حبه انگور
کیفیت بالای حبه های انگور به رنگ پوست بستگی دارد. در اثر بیوسنتز و انباشته شدن آنتوسیانینها در پوست حبهها، رنگ قرمز در ارقام مختلف انگور ظاهر میگردد (Cantina et al., 2007). رنگ پوست تعیین کننده ارزش بازاری انگورهای رومیزی و همچنین کیفیت رنگ قرمز آب میوه است. رنگ پوست به علت ترکیبات و محتوای آنتوسیانین متفاوت است. ترکیبات آنتوسیانین به طور اساسی تحت تاثیر فاکتورهای ژنتیکی قرار میگیرد و محتوای نسبی هر یک از آنتوسیانینها در پوست انگور برای رقم معین ثابت است. برای مثال درصد یک آنتوسیانین در یک سال با سال آتی تفاوتی ندارد (Pomar et al., 2005).
۲-۱۲- تنظیم بیوسنتز آنتوسیانین در انگورها
ارقام انگور را میتوان از لحاظ رنگ در سه گروه سیاه، قرمز و سفید تقسیم نمود. در ارقام سیاه و قرمز تجمع آنتوسیانین در پوست آنها است و کمیت و ترکیب رنگ پوست را تعیین میکند (Shiraishi et al., 2007).در ارقام سفید آنتوسیانین سنتز نمیشود (Boss et al., 1996). به خاطر اینکه رنگ پوست یک خصوصیت مهم انگورهاست، مطالعات زیادی درباره اثرات شیمیایی، محیطی و دیگر فاکتورها روی تجمع آنتوسیانین در پوست انجام شده است. تجمع آنتوسیانین توسط آبسیزیک اسید، نور، دما و دیگر فاکتورها تحت تاثیر قرار میگیرد (Motosugi et al., 2007).
۲-۱۳- شاخصهای کیفیت و برداشت میوهها و سبزیها
بلوغ و میزان رسیدگی محصول تعیین کننده زمان مناسب برداشت است. بطور کلی، می توان شاخصهای تعیین بلوغ را به دو گروه شاخصهای فیزیکی و شیمیایی تقسیم نمود. ویژگیهای فیزیکی متعددی نظیر اندازه، رنگ، سفتی بافت میوه و وضعیت جدا شدن میوه از شاخه به منظور تعیین بلوغ مورد استفاده قرار میگیرند که نسبت به نوع محصول متغییر است. ویژگیهای فیزیکی را که در تعیین بلوغ و زمان برداشت به کار میروند، میتوان با روشهایی بدون استفاده از وسایل یا دستگاه بر اساس خصوصیات ظاهری اندازه گیری نمود. بسیاری از افراد با تجربه بدون استفاده از روشهای دستگاهی و فقط با توجه به خواص ظاهری، تاریخ مناسب برداشت را تشخیص میدهند. تعیین دقیق زمان برداشت گاهی اوقات نیاز به ابزار و دستگاههای اندازه گیری خصوصیات فیزیکی نظیر دستگاه اندازه گیری رنگ میوه و یا دستگاه سفتی سنج دارد (جلیلی مرندی،۱۳۹۱).
۲-۱۴- تحلیل تغییرات رنگ در طی رسیدن
۲-۱۴-۱- مدلهای رنگی
سه مدل رنگی شامل مدل RGB ،CMYK و مدل Lab، برای تعیین رنگ مواد غذایی مورد استفاده قرار میگیرد. در میان این مدلها، مدل Lab کامل ترین طیف رنگی را نسبت به RGBو CMYK دارد (فرحناکی و همکاران، ۱۳۸۸). با توجه به اینکه این مدل رنگی مناسبترین مدل است اما میبایستی محدودیتهای آن نیز در نظر گرفته شود. برای مثال طیف رنگی قابل مشاهده توسط چشم انسان بیشتر از تعداد رنگهایی است که میتواند روی صفحه نمایش یک کامپیوتر نمایش داده شود (Yam and Papadakis, 2004). در سال ۱۹۷۶ مدل Lab بوسیله کمیسیون بین المللی روشنایی (CIE) به عنوان یک استاندارد بین المللی برای اندازه گیری رنگ شناخته شد. مدل رنگی Lab مرکب از جزء روشنایی (مقدار L که دامنه ای از صفر تا ۱۰۰ دارد) و دو جزء رنگی (دامنه ای از ۶۰- تا ۶۰+) شامل جزء a (دارای طیف رنگی سبز تا قرمز) و جزء b (دارای طیف رنگی آبی تا زرد) میباشد. از مدل Lab اغلب برای مطالعات تحقیق رنگ مواد غذایی استفاده میشود (Yam and Papadakis, 2004).
فصل سوم
مواد و روشها
۳-۱- مکان و زمان پژوهش
به منظور بررسی خواص شیمیایی و فیزیکی میوهی پنج رقم انگور( بیدانه سفید، بیدانه قرمز، قزل اوزوم، ریش بابا و صاحبی) موجود در استان آذربایجان غربی، این پژوهش طی سال ۱۳۹۱ در باغ مادری انگور ایستگاه تحقیقات باغبانی دکتر نخجوانی (کهریز) به اجرا در آمد. میوهها برای مطالعات بیشتر به آزمایشگاهی واقع در ایستگاه تحقیقات و آزمایشگاه گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه انتقال داده شد.
۳-۲- روش نمونه برداری از بوتههای انگور
برای اینکه نمونههایی که از تاکستان گرفته میشوند، معرف میوههای کل تاکستان باشند و صفاتی که در تمامی میوهها موجود هستند شانس یکسانی داشته باشند، از نمونه برداری تصادفی استفاده گردید.
۳-۳- برداشت نمونهها
خوشههای سالم و یکنواخت انتخاب و چیده شدند. برداشت در زمان تغییر رنگ حبهها[۲۷](دگرفامی) و از ۲۱ مرداد ماه با فاصله زمانی ۱۰ روز یکبار بصورت متوالی در ۴ نوبت انجام شد. برداشت در ساعات خنک صبح انجام شد و خوشهها با چاقوی تیز و با حداکثر دم خوشه از بوته جدا شده و به آرامی در جعبههای پلاستیکی قرار گرفتند و بلافاصله جهت انجام آزمایشات مقدماتی به آزمایشگاه فیزیولوژی پس از برداشت گروه باغبانی دانشگاه ارومیه منتقل گردیدند. سپس خوشههای مورد آزمایش تا زمان اتمام آزمایشات لازم در سردخانه نگهداری شدند. آخرین برداشت در ۲۲ شهریور ماه انجام گرفت و میوههای این دوره در دو گروه برداشت شد و یک گروه به مدت یک ماه در سردخانه نگهداری شد و سپس صفات مورد نظر اندازه گیری گردید.
۳-۴- مشخصات سرد خانه
برای نگهداری میوهها از سردخانه گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه استفاده شد. درجه حرارت سردخانه روی صفر تا یک درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی حدود ۹۰ درصد تنظیم گردید. در داخل سرد خانه، ظرفهای انگور در ردیفهایی با فاصله تقریبی ۱۵ سانتی متر و عمود بر جهت جریان هوای سرد قرار گرفتند.
۳-۵- طرح آزمایشی
پژوهش حاضر در قالب دو آزمایش انجام گرفت. آزمایش اول به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح آماری کاملا تصادفی به مورد اجرا گذاشته شد که فاکتور اول نوع رقم و فاکتور دوم زمان برداشت بود. آزمایش دوم شامل نتایج بدست آمده بعد از یک ماه سرد انباری میوههای برداشت شده در زمان چهارم بود که در قالب طرح آماری کاملا تصادفی اجرا شد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.