مهارت-اجتماعی-روانشناسی- قسمت ۲

در بسیاری از موارد ترس فرد است که باعث بروز برخی از مشکلات می شود نه فقدان مهارت های ارتباطاتی . قبل ازاینکه به یک سری از موفقیت ها دستیابی پیدا کنیم باید بر عدم اعتماد به نفس خود غلبه کنیم . سه نگرش احساسی عمده در رابطه با این مشکل وجود دارد . اگر تنش ها (نگرانی ها ) منجر به قطع گفتگو و محاوره شما می شوند می توانید از موارد زیر استفاده کنید :
۱)قبل از برخورد و یا در حین برخورد از روش ها حساسیت زدایی و یا روش های آرام کننده استفاده کنید . هنگامیکه اولین نشانه اضطراب مخرب را در خود مشاهده کردید نفس عمیقی بکشید و به خود بگویید که آرام باش . گاهی اوقات ممکن است برای برگشتن به حالت عادی مجبور به ترک چند دقیقه ای محیط شوید .
۲)یک روش بازسازی شناختی مناسب (برچسب گذاری انطباقی) نامیده می شود به این صورت که بجای گفتن کارم خیلی بد ، بود خیلی بد شروع کردم ، نمی توانم ادامه اش بدهم ، شروع به گفتن جملاتی نظیر من خیلی دوست داشتنی هستم ، شما هم همین نظر را خواهید داشت ، من مشتاق به ملاقات با آن فرد هستم . این یک بحث و گفتگو است اما من از پس آن برخواهم آمد ، کنید .
به خاطر داشته باشید که مهمترین نکته این است که از اضطراب و نگرانی اجتناب نکنید بلکه گفتگوی خود را با حالتی آرام ادامه بدهید . پس به خود بگویید به گفتگو فکرکن نه به ترس احمقانه .
اگر کسی روی شما را زمین بیاندازد (دعوت شما را قبول نکند ) خیلی هم وحشتناک نخواهد بود . این کار به این معنی نیست که شما برای همیشه بدون دوست خواهید ماند . بلکه این بدین معنی است که شما باید به تمرینات خود ادامه دهید .
گام چهارم : ادامه گفتگو و تعیین قرارهای بعدی
مطالب گوناگونی وجود دارد که شما می توانید در مورد آنها صحبت کنید . چند موضوع را در ذهن خود بیاورید و سوالاتی را در رابطه با آنها مطرح کنید . از پرسش های باز استفاده کنید که نیازمند یک سری توضیحات باشند نه اینکه به صورت سوالات بله یا خیر باشند . هر دو کار را با هم انجام دهید . هم سوال کنید و هم خودتان پاسخ دهید . کوتاه سخن گفتن به نظر منفعل و سست می آید. صحبت کردن طولانی مدت هم این طور به نظر می رسد که فرد خود گفتگو را در دست گرفته و تنها خود او است که آن را هدایت می کند . اگر نظرات شا برجسته و خیلی خوب هم نبودند . نگران نباشید مهم این است که گفتگو را ادامه دهید آنچه که می گویید از اهمیت کمتری برخوردار است . این کار به شما کمک می کند که تشخیص دهید گفتگو با افراد اهداف گوناگونی را خواهد داشت . سرگرمی است، گذراندن وقت است ، باعث می شود که اتفاقاتی که در زندگی دیگران افتاده است را متوجه شویم کمک کردن و اطلاع رساندن به افراد است ، بحث و گفتگو درباره ارتباطات و برنامه های بعدی است . هنگامیکه فرد را ملاقات می کنید تقریباً این طور به نظر می رسد که در حال فروختن خود هستید و در جستجوی اینکه آیا طرف مقابل شما را می خرد و اگر هر دوی شما علاقه مند باشید به دنبال راه های ادامه این برخوردها خواهید بود .
سعی کنید که خوش بین ، مطمئن و مشتاق باشید نه اینکه بدبین و کوتاه نظر باشید . لبخند بزنید ، سرتکان دهید ، تشویق کنید (من هم موافقم ، درست است ، واقعاً خوب است ) و تماس چشمی مناسب را با فرد حفظ کنید . با دقت و صمیمانه نظر خود را بیان کردن بهتر و مهمتر از تنها صحبت کردن راجع به خود است . اگر اطلاعات خصوصی اندکی را به طرف مقابل بدهید او نیز اطلاعات اندکی را در اختیار شما قرار خواهد گذاشت .
بعد از چند دقیقه باید تصمیم بگیرید آیا مایلید که گفتگو را ادامه دهید یا خیر و نیز باید ببینید که آیا طرف مقابل هم مایل به ادامه گفتگو است یا خیر .
تعیین قرار ملاقات بعدی از اهمیت بالاتری برخوردار است بنابراین انجام کار جالبی را پیشنهاد کنید . در مورد کار و زنان انجام آن دقیقاً خاص عمل کنید . کار خود را مشخص کنید . این کار خیلی هم سخت و طاقت فرسا نباید باشد (مثلاً تمام روز را اشغال کند ) نه اینکه بسیار نزدیک و صمیمانه باشد (مثلاً دیدن یک سری فیلم های خصوصی ). جذابیت برنامه را تشریح کنید . اگر طرف مقابل اولین پیشنهاد را قبول نکرد ، فرصت دیگری را به او پیشنهاد کنید. اگر هر دو دعوت شما مورد قبول واقع نشد (با خوش رویی نه با خشونت )، به آن فرد بگویید که شما ناامید و ناراحت شده اید . چرا که شما واقعاً دوست داشتید که او را بشناسید ، شماره تلفن تان را به او بدهید و از او خواهش کنید که در فرصتی با شما تماس بگیرد . از طرف دیگر اگر طرف مقابل دعوت شما را قبول کرد بگذارید که او هم متوجه خوشحالی شما بشود و یک برنامه خاص را برای زمان ملاقات و محل آن ترتیب بدهید .
در برخی از موارد ممکن است مردان رابطه دوستی را یک تفسیر اشتباه از یک رابطه جنسی احتمالی به حساب آورند . هنگامیکه چنین اتفاقی می افتد زنان باید قصد و هدف خود را بطور واضح برای آن مرد بازگو کنند و اجازه ندهند فکر و خیالشان با ارتباط با آن طرف تباه و باطل شود .
گام پنجم : سپری کردن اوقات لذت بخش با یکدیگر
اگر واقعاً علاقمند به ارتباط برقرارکردن و همدردی کردن با افراد هستید احتمالاً از تعامل و برخورد با اکثر افراد لذت می برید. بنابراین تعریف و تمجید و بازخوردهای مثبتی را ارائه دهید . سعی کنید که نظرات مثبت شما از نظرات منفی شما بیشتر باشد . انتقادات مداوم افراد را از شما دور می کند . بر کمک به افراد و لذت بردن از این کار تاکید داشته باشید . خون گرم و مراقب باشید . سوالات باز و شخصی بپرسید . به گوش دادن ، همدردی کردن و بیان درد دل های خود ادامه دهید و احساسات صمیمانه خود را با یکدیگر مبادله کنید . داستان بگویید ، اطلاعات رد و بدل کنید ، موضوعات جالبی را پیش بکشید ، لطیفه تعریف کنید و به فعالیت های سرگرم کننده خود ادامه دهید .
مدت زمان لازم
ممکن است لازم باشد برای انجام هر چه بهتر این گونه مهارت ها به یک سری مطالعات و انجام یک سری نقش گذاری ها نیاز داشته باشید که این کارها چندین ساعت وقت لازم دارد . در غیر اینصورت ، ۱۵ دقیقه وقت لازم است تا در مورد آنچه که می خواهید بگویید و انجام آن تمرین کنید . برخوردهای حقیقی وقت بیشتری را نیاز دارند.
مشکلات رایج
ترس بزرگترین مانع به حساب می اید . اگر مشکل شما هم ترس است باید با این ترس مبارزه کنید و آن را کاهش دهید و برای این کار باید با این ترس روبرو شوید . حتی اگر تمرین را از همین الان هم شروع کنید ، مدت زمانی را برای یادگیری و آموزش نیاز دارید . یکدفعه به یک فرد آرام تبدیل نخواهید شد بلکه مدتی طول می کشد تا با برخی نگرانی ها و اضطراب ها کنار بیایید .
یک نظر عمومی وجود دارد که فرد نباید تمرین کند تا یک فرد اجتماعی خوب باشد بلکه باید تمرین کند که یک فرد طبیعی باشد . نباید آنچه را که می خواهیم بگوییم تمرین کنیم بلکه باید اجازه دهیم که بحث بطور طبیعی پیش برود . اما متاسفانه برای اکثر افراد این کار ساده نیست . اگر این مهارت ها را از قبل یاد گرفته باشید تنها هوش است که در این مورد به شما کمک می کند .
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
واضح است که افراد ممکن است کسانی را که در کسب مهارت ها علاقه مند به خودیاری هستند را به استفاده ناصحیح از این مهارت ها متهم کنند . به عنوان مثال ممکن است از دوستانشان سوء استفاده کنند و یا آنان را فریب دهند . این احتمال وجود دارد که هر علم و دانشی در اهداف شیطانی نیز مورد استفاده قرار گیرد . اغلب موارد مهارت های جدید اجتماعی به صورت غیر اخلاقی مورد استفاده قرار می گیرد . اما من به شما قول می دهم که میزان این فریب دهی از طریق این مهارت ها از میزان فریب دهی افرادی که بطور ذاتی فریبکار هستند کمتر است .
تاثیر ، امتیازات و خطرات
آموزش مهارت های اجتماعی از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد . سرعت این آموزش ها در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ کمی پایین آمد . در این زمان ارتباط بین افراد مورد توجه قرار گرفت اما این ارتباطات نیازمند توصیف و تشریح بیشتری به نسبت آموزش مهارتها بودند . محققان به این نتیجه رسیدند که آموزش به یک سری افراد خاص نظیر دانشجویان ، دانشجویان که قادر به سخن گفتن در کلاس نیستند و افرادی که دارای مشکلات احساسی هستند بسیار مفید و سودمند است . اما آموزش به همه افراد نیز می تواند کمک کند . یافته های اندکی درمورد تاثیر مطالب مکتوب بر اجتماعی کردن افراد وجود دارد. ما هم به عنوان یک مدعی اطلاعات زیادی در مورد تاثیرات طولانی مدت آموزش مهارت های اجتماعی نداریم .
گوش دادن و ارائه پاسخ همراه با همدلی و همدردی
آموزش گوش دادن و همدردی
گوش دادن و همدردی در هنگام معاشرت و ارتباط برقرار کردن با افراد از مهارت های مهم و اساسی به حساب می آید . بسیاری از ما ۷۰% از یک روز خود را با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و ۴۵% از این زمان را به گوش دادن اختصاص می دهیم . همه ما دوست داریم که دیگران به سخنان ما گوش دهند . اینکه فراموش شویم و یا نادیده گرفته شویم برای ما توهین بزرگی است . همه ما معنی گوش دادن را می دانیم . واقعاً گوش دهیم ، گوش دادن فرای شنیدن کلمات است . گوش دادن درک واقعی و پذیرش سخنان و پیامهای طرف دیگر و همچنین درک احساسات و وضعیت وی است . همدردی به معنی فهم و درک فرد دیگر به گونه ای است که احساس وی را تشخیص دهید و مانند وی عمل کنید . سرخپوستان آمریکایی این اصطلاح را بدین صورت بیان می کنند که همدردی راه رفتن یک مایل با کفش دیگری است . همدردی گوش دادن دقیق به سخنان دیگری و تشخیص دقیق احساسات وی است بطوری که شما نیز احساس و وضعیت وی را درک کنید . معالجه گران خوب نیز همین کار را می کنند . یک دوست نیز همین کار را انجام می دهد . چگونه یک گوش دادن خوب و یک همدردی صحیح می تواند به شما کمک کند .
اهداف

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

    • نشان می دهد که شما به سخنان طرف مقابل توجه دارید . درباره وی نگران هستید و او را خوب درک می کنید . بنابراین افراد از صحبت کردن با شما لذت می برند و با شما مرتب ارتباط برقرار می کنند .

 

    • اگر سوء تفاهمی پیش آید آن کسی که صحبت می کند سریع ادراک را تصحیح می کند . شما از افراد چیزهای زیادی یاد می گیرید .

 

    • معمولاً ارتباطات کلامی با موضوعات مهم کشیده می شود .

 

    • به سخنگو این امکان را می دهد که متوجه شود شما او را قبول دارید و منتظر شنیدن مسائل خصوصی تر و شخصی تر وی هستید . شما او را دعوت می کنید که داستان خود را برای شما بازگو کند و احساسات خود را بروز دهد .

 

    • از آنجا که صحبت درباره موضوعات عمیق مطمئن تر است سخنگو احساسات خود را نشان می دهد و با دقت تمام جنبه های احساساتی را در نظر می گیرد به نتایج این احساسات و این انتخاب ها دقت می کند . بنابراین این کار یک فرایند درمانی نیز به حساب می آید .

 

    • حتی ممکن است تعصب و تفکرات منفی را درباره دیگران داریم نیز کاهش پیدا کند چرا که اکنون ما ابراز درک آنچه که افراد واقعاً دوست دارند را در دست داریم . علاوه بر این ، این مطلب را کشف کرده ایم که همه افراد قابل فهم هستند .

 

  • معنی دارتر و یاری دهنده تر است و روابط دوستی نزدیک را تقویت می کند .

 

همدردی یکی از مهمترین مهارتهایی است که بدست خواهید آورد . و شگفت آور است که چرا افراد کمی هستند که این مهارت را کسب کرده اند و از آن به خوبی استفاده می کنند .
گام ها
گام اول : یاد بگیرید که یک شنونده خوب و فعال باشید
گوش دادن نیازمند این است که:

 

 

    1. واقعاً بخواهیم طرف دیگر را بشناسیم و دوم از موانع رایج برای ایجاد یک ارتباط شنوایی خوب اجتناب کنیم . این موانع شامل مقایسه مدام خود با کسی است که با ما صحبت می کند . (کدام یک از ما خوشکل تر و خوش تیپ تر هستیم ؟ کدام یک از ما خشن تر هستیم ؟

 

    1. سعی در خواندن ذهن طرف مقابل (آیا او واقعاً همسرش را دوست دارد؟فکر می کند من احمق هستم و نمی فهمم که او دروغ می گوید)

 

    1. حدس زدن اینکه بحث بعدی چه خواهد بود .

 

    1. حذف بعضی از موارد گوش دادن تنها به برخی از موضوعات خاص و یا نشنیدن برخی از صحبت های انتقاد آمیز .

 

    1. قضاوت در مورد سخنان افراد قبل از تمام شدن مطلب «خسته کننده است » «احمقانه است » «بدون تفکر وخصمانه است» .

 

    1. پرواز در رویاهای روزانه خودمان .

 

    1. به خاطر آوردن تجارب قبلی خودتان بجای توجه و گوش دادن به سخنان فرد

 

    1. تصمیم گیری و ارائه سریع برخی از نصایح و پیشنهادات قبل از اینکه بطور کامل به سخنان فرد گوش دهیم .

 

  1. هرگونه بحث و گفتگویی را به عنوان یک بحث عقلانی در نظر بگیریم و سریعاً به دنبال مخالفت با آن باشیم .

 

۱۰) باور این نکته که شما همیشه صحیح عمل می کنید و هیچ نیازی به گوش دادن ندارید .
۱۱) تغییر سریع موضوع و یا خندیدن در هنگامی که موضوع بسیار جدی است .
همیشه گوش دادن به صورت فعالانه آسان و ساده نیست . تمرکز ما تنها ۲۰-۱۵ دقیقه طول خواهد کشید و ادامه خواهد یافت . همه ما ممکن است بعد از این مدت حواسمان به جای دیگری پرت شود . اما یک شنونده خوب بحث را دنبال می کند و اگر مطلبی برایش مبهم و یا گنگ بود سوالاتی در مورد آن می پرسد . در کنار تمامی مواردی که به عنوان موانع گوش دادن به آن اشاره شد تعصب ، عقاید بسته ، دفاع و ترس را نیز بایاد برشماریم . علاوه براین ما باید آنچه را که می شنویم با توجه به موقعیت و ماهیت افراد تطبیق دهیم . باید بپرسیم : احساس سخنگو و نظرش در مورد خودش چیست ؟ او جهان را چگونه می بیند ؟ بالاخره باید به حرکات صورت و بدن وی نیز درکنار کلمات گوش دهیم و توجه داشته باشیم .
سرعت گوش دادن دو برابر سرعت صحبت کردن است . پس یک وقت اضافی را برای مرور آنچه گفته شده و نگفته شده اختصاص دهید .
اگر قرار بود بیشتر از آنچه که می شنویم صحبت کنیم ، پس باید دو دهان و یک گوش داشتیم .
یک شنونده خوب به چشمان سخنگو نگاه می کند سرش را تکان می دهد و در کنار وی می نشیند و سخنگو را با لبخند هایش تشویق به سخن گفتن می کند و با دقت مراقب موانع و حواس پرتی هایی که ممکن است اتفاق بیافتد است . تا پایان سخن طرف مقابل مشتاقانه به سخنان او گوش می دهد و هنگامیکه نوبت سخن گفتن وی شد آزادانه عقاید و تجارب خود را در اختیار وی می گذارد .
گام دوم:آنچه را که در پاسخ همدردی وجود دارد به خوبی درک کند.
یک شنونده خوب باید پاسخ دهد و با سخنگو بداند که شنونده حرفهای او را فهمیده است . این پاسخ همدردی نام دارد . این مرحله حتی از گوش دادن هم مهمتر است . هیچ کس کامل نیست . هیچ لزومی هم ندارد که شما کامل باشید . اما هر اندازه که یک همدرد مناسب تر باشید عملکرد بهتری خواهید داشت . اغلب هنگامی که ناراحتیم درصدد تقسیم ناراحتی و احساسات خود با دیگران هستیم . پس یک همدرد خوب بر احساسات سخنگو توجه دارد نه به رفتار و شرایط محیطی وی . به عنوان مثال : هنگامیکه با فردی که از طرف معشوقش ترد شده است صحبت می کنیم نباید بپرسیم او چه گفته است . یا چه موقع به او ظنین شدی ؟ بلکه به جای این حرفها باید به حرف های او گوش دهیم و توجه داشته باشیم و احساسات او را منعکس کنیم . واقعاً اذیت شدی یا احساس طرد و ناامیدی می کنی ؟ توجه به این گونه احساسات سخنگو را تشویق می کند که اصل مشکل خود را بیان کند . هنگامیکه ناراحت هستیم نیاز داریم که قبل از حل مشکل خود آنرا بیان کنیم و احساسات خود را در مورد آن بازگو کنیم.
درک این موضوع که تا چه اندازه موانع سر راه خوب گوش دادن می تواند ما را از یک همدردی خوب دور کند واضح و روشن است . مقیاس های زیر پاسخ های همدردی ضعیف و خوب را نشان خواهند داد (پاسخ خوب شامل عکس العمل صحیح و مناسب نسبت به آنچه که سخنگو گفته و ارائه پیشنهاداتی که ممکن است به سخنگو کمک کند است ) . قبل از اینکه ازهمدردی استفاده کنید و یک همدرد خوب باشید باید درک صحیح و واضحی از این واژه داشته باشید پس این مقیاس را به خوبی مورد مطالعه قرار دهید .
عکس العمل ناصحیح یا پیشنهادات منحرف کننده

 

 

    • پاسخ تغییر موضوع : دوست شما در مورد تکلیف مدرسه شکایت می کند و شما می گویید دیشب کانال ۲فیلم قشنگی پخش کرد .

 

    • پاسخ من بهتر از شما می دانم : گفتن اینگونه نظرات و ادعاها کار ما نیست . مثلاً ما نمی توانیم بگوییم که هیچ اتفاقی نیافتاده ، فردا بهتر خواهید شد یا اصلی ترین مشکل این است که مادرت تو رالوس کرده است یا تو خیلی عاشق هستی و نمی دانی او چقدر آدم احمقی است .

 

    • پاسخ قضاوت گونه : فردی به شما می گوید که شب قبل مقدار زیادی آبجو و مشروب خورده است . و شما به او می گویید : امیدوارم که رانندگی نکرده باشی …. می توانستی در این حالت یک نفر را به کشتن دهی . این عکس العمل ممکن است که یک عکس العمل منطقی باشد اما همدردی به حساب نمی آید.

 

    • پاسخ نصیحت گونه : یک فرد ۳۵ ساله به شما می گوید که تعدادی از رفتن به کلاس درس وحشت دارند و فوراً شما به او می گویید که این افراد چه واحدهایی را باید بگیرند .به چه دانشکده ای باید بروند و چه نوع دفتری را خریداری کنند .

 

    • کم اهمیت جلوه دادن و یا اطمینان بخشی بی جا : همکار شما به شما می گوید که دیشب شوهرش به خانه نیامده است و شما به اوپاسخ می دهید که هر کس ممکن است اشتباه کند . امشب حتماً به خانه خواهد آمد . نگران نباش . این یک مسئله پیش پا افتاده است . هیچ وقت در مورد چنین موضوعی با من صحبت نکن .

 

    • تحلیل های روانشناسانه : دوست شما (مرد است ) به شما می گوید که از ازدواج کردن وحشت دارد و شما به او توضیح می دهید که این امر بدین علت است که مادرش در کارهایش بسیار دخالت می کند و او می ترسد که همسرش نیز همانند مادرش در کارهای او دخالت کند . ممکن است این قضاوت درست باشد . اما اجازه دهید که او خودش به این نتیجه برسد.

 

    • پرسش وسوال کردن : یکی از دوستان به مشکلاتی که در زمینه ازدواج دارد اشاره می کند شما شروع به بازجویی و استنطاق می کنید . آیا با هم صحبت کردید ؟ آیا با هم بیرون رفتید ؟ روابط جنسی چطوری است ؟ سوالات کنترل کننده می پرسید و گفتگو را هدایت می کنید (خیلی بد است ) اجازه دهید که فردی که سخن می گوید داستانش را آنطور که خود می خواهد بیان کند . (ازطرف دیگر سوالاتی که به دنبال روشن کردن موضوع هستند سخنگو را از ادامه صحبت ها و بیان درد دل خویش باز می دارد .

 

  • گفتن داستان خود : ممکن است مشکلات دوستتان شما را به یاد تجربه مشابهی که قبلاً خود داشته اید بیاندازد . ما مسئول برخی از رفتارهایی هستیم که همدردی به حساب نمی آیند .

 

یک پاسخ همدردی صحیح باعث تسخیر روح و ماهیت اصلی احساسات سخنگو می شود .
خودتان را به جای آنها بگذارید . توصیه های شما دقیقاً انعکاس دهنده آنچه که سخنگو به شما گفته است ، می باشد . مختصر و مفید باشد . از کلمات ساده ای که متعلق به خود شما است و تشریح و توصیف نامیده می شود استفاده کنید . در غیر اینصورت اینطوربه نظرمی رسد که شما طوطی وار سخن می گویید و با این روش کسی که با شما صحبت می کند می فهمد ک شما به اوتوجه دارید و برای او نگران هستید . این نکته بسیار مهم است که هیچ کس نمی تواند یک همدرد مناسب درهر زمان ممکنه باشد وپاسخ صحیح همدردی را به طرف مقابل ارائه کند . مرتباً امتحان وآزمایش کنید چرا که جملات بیان همدردی به صورت سوال هستند . به عنوان مثال وقتی شما می گویید حال شما خوب نیست درواقع شما می پرسید ناراحت هستی درست می گویم ؟ وقتی که در پاسخ دادن سریع نیستید. هیچ اشکالی ندارد ، چرا که به سخنگو و کسی که با شما صحبت می کند این فرصت را می دهد که فوراً صحبت های خود را جمع بندی کند و در مسیر صحیح هدایت کند تا شما این امکان را پیدا کنید تا با او هم قدم باشید . پس ارائه یک سری پیشنهاداتی که انعکاس دهنده درک شما از آنچه که گفته شده است باشد بسیار مهم و ضروری است . اگر دو یا سه دقیقه سخنگو هیچ پیشنهاد و توصیه ای را از طرف شما دریافت نکند نخواهد فهمید که شما در چه فکری هستید و ممکن است علاقه خود را برای بیان و ابرازاحساساتش از دست بدهد و ممکن است به این نتیجه برسد که شما آنچه که او گفته اصلاً نفهمیده اید .
یک دوست خوب کسی است که شما بتوانید آنچه که در دل دارید را به او بگویید . بتوانید غم و خوشحالی را با یکدیگر تقسیم کنید . دست یکدیگر را بگیرید و اندوه ها را کناربزنید . آنگاه اصل سخنانی را که به یکدیگر می گویید را متوجه شوید .
مدت زمان لازم
احتمالاً چند ساعت نقش بازی کردن با دوستانتان برای ارائه یک پاسخ همدردی و آگاهی از احساسات با بهره گرفتن از پرسش ها و قضاوت در مورد خوبی و بدی سخنگو ، توجه به آنچه که بعداً خواهد گفت و فکر کردن به مباحثی که ذکر شده کافی خواهد بود . اما ترک کردن عادات اجتماعی و روش های قدیمی مشکل است . به همین علت است که تمرین در شرایط واقعی زندگی بسیار لازم و ضروری است . در حقیقت ، تخمین لازم برای یک همدرد خوب بودن ناممکن است چرا که تقویت این مهارت هیچوقت پایان نمی پذیرد . اما اگر هر روز تمرین کنید، تغییرات مهم و عمده ای را در تعاملات صمیمانه خود ظرف یک یا دو هفته مشاهده خواهید کرد. هیچوقت به سطح تکمیل این مهارت ها نمی رسیم . چون رفتارهای بشری بسیار پیچیده اند . افراد بسیار متفاوت هستند ، روابط آنها بسیار پیچیده و بغرنج است ، و دانش روانشناسی بسیار وسیع و گسترده است . هرچه که بیشتر بدانید بهتر عمل خواهید کرد .
مشکلات رایج
اگر چه این راه یکی از بهترین راه های پاسخ در هنگام بروز مشکل است اما در هنگام استفاده از این روش و بروز برخی از سوء تفاهم ها خطراتی در مورد این روش وجود دارد.

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *