نقش توبه در سقوط مجازات- قسمت ۷

اگر هدف از مجازات، پشیمانی مجرم از کار خویش و عزم جدّی بر تکرار نکردن عمل مرتکب باشد، در این صورت مجازات کاری نامعقول به نظر می رسد. دین اسلام چنین تأسیسی را در حقوق کیفری پیش بینی کرده است و اِعمال کیفر را در صورت توبه مجرم، تحت شرایطی منتفی می داند و این یکی از امتیازات بارز و منحصر به فرد حقوق جزای اسلام است. در قانون مجازات اسلامی، توبه یکی از اسباب شرعی سقوط مجازات است که به عنوان یک مبحث از فصل یازدهم با عنوان سقوط مجازاتها از مواد ۱۱۴ تا ۱۱۹ به آن پرداخته است، که این امر بیانگر میزان اهمیت نهاد فقهی توبه، نزد تدوین کنندگان این قانون است. توبه در جرایم مستوجب حد، چنانچه قبل از اثبات جرم باشد، موجب اسقاط مجازات خواهد شد. البته مطابق شرع وقانون، توبه در مواردی مجازات حدی را به مجازات تعزیری تبدیل خواهد کرد.
از جمله تبصره ۲ ماده ۱۱۴ قانون مجازات اسلامی، توبه شخص زانی و لائط را که به عنف مرتکب جرم زنا یا لواط شده باشدف به مجازات حبس یا شلاق تعزیری تبدیل می کند.
مقررات مربوط به توبه در قانون مجازات اسلامی در یک مبحث گنجانده شده است که این روش بهتر از مقررات پراکنده در جرایم مختلف در قانون مصوب ۱۳۷۰ است. ضمن اینکه در قانون مجازات به طور کلی به نقش توبه در جرایم مستوجب تعزیر هم اشاره شده است که در مواردی توبه مجرم موجب اسقاط و در مواردی دیگر موجب اختیار دادگاه در تخفیف مجازات مرتکب جرم تعزیری خواهد شد که این موضوع یعنی تعمیم تأثیر توبه به جرایم تعزیری از نوآوردهای قانون مجازات به شمار می آید. نکته قابل توجه دیگر در قانون این است که در صورت تکرار جرم، توبه تأثیری در سقوط مجازات نخواهد داشت. زیرا تکرار جرم، با دلیل وجودی توبه که ندامت از ارتکاب عمل مجرمانه و تلاش برای جبران آن است، مغایرت دارد. در واقع کسی که قبل از دستگیری، خود را معرفی و به جرم خود اعتراف کند، توبه او پذیرفته می شود و در واقع اَمان نامه ای می گیرد که طبق آن از تعرض مصون است. توبه در جرایم سنگین و سبک می تواند مؤثر باشد. اما تشخیص اینکه در مورد کدام مجرم و کدام جرم ارتکاب یافته، می توان از توبه استفاده کرد، از اختیارات قاضی است؛ یعنی اینکه وقتی مجرمی برای معرفی خود به عنوان شخصی که توبه کرده، مراجعه می کند تشخیص پذیرش توبه و اِعمال تخفیف در مجازات مجرمان تفاوت هایی دارد. از جمله اینکه کسی که توبه کرده و برای برطرف شدن آثار جرم همکاری می کند، می تواند از تخفیف های قانونی و قضایی که در قانون پیش بینی شده است، برخوردار شود. فرد توبه کننده از ارتکاب عمل مجرمانه، در برخی موارد می تواند از مزیت تعلیق مجازات استفاده کند، در بعضی مواد در قانون مجازات، توبه مجرم این امکان را برای او فراهم می آورد که به تقاضای قاضی، وی مشمول عفو رهبری شود.
توبه مجرم بعد از ارتکاب جرم می تواند برای او مزایای متعددی داشته باشد؛ برای مثال هرگاه کسی به زنایی که موجب حد است،اقرار و بعد توبه کند، قاضی می تواند تقاضای عفو او را از ولی امر درخواست کند یا مجازات حد را بر او جاری سازد. در جرایم دیگری چون شرب خمر و لواط نیز توبه پیش بینی شده است. بنابراین متوجه می شویم که قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ نگاهی متعالی به این نهاد فقهی داشته و به نحو اَحسن به این امر اشاره کرده است.[۲۳]
۱ـ۱ـ۲ـ توبه در ادیان
در این مبحث توبه در دین اسلام، توبه در دین یهود و توبه در آیین مسیحیت مورد بررسی قرار می گیرد.
۱ـ۱ـ۲ـ۱ـ توبه در دین اسلام
از منظر اسلام کسانی که دچار لغزش و گناه می شوند، می توانند از دریای بی انتهای رحمت الهی به واسطه توبه وندامت قلبی برخوردار شوند و از هلاکت ابدی نجات یابند. حتی فقها و متکلمان اسلامی بر وجوب توبه اجماع دارند.[۲۴] توبه یک وظیفه واجب است و قرآن کریم هفت مرتبه با عبارت «توبوا» همه مردم را به آن فرمان داده است، از جمله:«و توبوا اِلی الله جَمیعاً اَیها المُؤمنونَ لعلَکم تفلِحون؛ ای مؤمنان همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.»[۲۵]
امیر مؤمنان(علیه السلام) توبه را چنین معنا می کند:«التوبه نَدم بالقَلب و اِستغفارٌباللِسان وَ ترکٌ بالجَوارِح و اِضمارٌ اَن لا یَعود؛ توبه عبارت از پشیمانی قلبی، آمرزش خواهی زبانی، ترک عملی گناه با اندام و تصمیم بر عدم بازگشت به گناه است.»[۲۶] توبه گناهان را می شوید ودل ها را از زنگار پاک می کند و زمینه عبودیت و بندگی انسانها را فراهم می آورد.«التوبه تُطَهِرٌالقلوب و تَغَسِلٌ الذنوب؛توبه،دلها را پاک می کند و گناهان را می شوید.»[۲۷]
شهید مطهری در این باره می فرمایند: « توبه عبارت است از یک نوع انقلاب درونی، نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. این جهت از مختصات انسان است. گیاه تغییر مسیر می دهد، ولی علیه خودش قیام نمی کند، این استعداد را ندارد.»[۲۸]
اما در مورد توبه در عصر ظهور حضرت دو دسته حدیث به ظاهر متفاوت وجود دارد. پاره ای از احادیث، دوران غیبت را عصر فرصت ها و ظهور را زمان پایان یافتن فرصت ها معرفی کرده اند که با آمدنش مجال توبه و بازگشت از گمراهان ستانده می شود.
تعدادی دیگری از احادیث،عصر ظهور را دوران رشد و تربیت و زمان جبران ضعف های بشر می دانند. از این رو در این زمان باب توبه همچنان باز و زمینه جبران کاستی ها فراهم است. در جمع میان این دو دسته روایات، میتوان دسته دوم را به

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

زمان آغازین ظهور ناظر دانست که امام مهدی(عج) به هدایت و روشنگری خواهند پرداخت، دسته اول به زمانی اشاره دارد که آن حضرت پس از روشنگری برای تصفیه جامعه ی بشری دست به شمشیر می برند و قیام مسلحانه خود را آغاز می کنند. همچنان که می توان موضوع دسته نخست را کسانی دانست که عالمانه و عامدانه حقایق را انکار می کنند و موضوع دسته دوم را کسانی که از سر جهل در ورطه ی گمراهی می افتند. اگر جمع یاد شده پذیرفته نشود، ترجیح با دسته دوم در روایات است، زیرا این دسته افزون بر اینکه با ضابطه کلی توبه پذیری در قرآن، هماهنگی دارد از نظر کمیت و اعتبار بسیار بیشتر از دسته نخست است.[۲۹]
۱ـ۱ـ۲ـ۲ـ توبه در دین یهود
در دین یهود رهایی بسته به توبه و حسنات قوم است که طبق گفته برخی این امر به رهایی کل جهانیان راه می برد.[۳۰] یکی از ارکان مهم توبه شناخت خدای (یهوه) مهربان است و اینکه او چنین لطفی به بندگانش دارد و دستور توبه داده است. « من، خداوند متعال میگویم : بنابراین ای قوم اسراییل مطابق کردارتان داوری خواهم کرد. توبه کنید و از گناهان خود بازگردید، درغیراینصورت گناه، شما را هلاک خواهد کرد. برای توبه، اول باید به گناه خود معترف شد.»[۳۱]
ای خداوند، خدای اسراییل، تو عادلی، اما باز هم اجازه داده ای عده ای از ما زنده بمانیم. ما به گناهان خود در حضور تو اعتراف می کنیم، ما هیچ شایستگی برای آمدن به حضور تو نداریم.[۳۲]
به لطف کرم او امید داشت چون تو دعاهای ما را مستجاب می فرمایی. همه مردم به خاطر گناهانشان نزد تو خواهند آمد. گناهان ما بر ما چیره گشته است اما تو ما را می بخشی. خداوندا هیچ خدایی مانند تو نیست. تو گناه بندگانت را می آمرزی و تقصیرات بازماندگان قومت را می بخشی و چون بر بندگانت رحمت و شفقت داری برای همیشه خشمگین نمی مانی.[۳۳] در یهودیت توبه ارتباط با آمدن موعود دارد چون اعتقاد مسلم بر ربانیون بود که اگر بنی اسراییل حتی برای یک روز از گناهان خود توبه کنند، آمدن او جلو خواهد افتاد.[۳۴]امروزه معتقدند که نجات و آزادی [ صهیون ] فقط با عدالت و آنهایی که گناه خود توبه می کنند امکان پذیر است و راه دیگری وجود ندارد.[۳۵]
۱ـ۱ـ۲ـ۳ـ توبه در آیین مسیحیت
تعلیم اساسی حضرت عیسی (علیه السلام ) در دو بخش خلاصه می شود:
۱ـ توبه کنید؛ یعنی دست از گناه بردارید و به سوی خدا برگردید.
۲ـ ولایت و سرپرستی خدا ( ملکوت آسمان ) را بر زندگی خود پذیرا شوید.[۳۶]
مراد از توبه در مسیحیت این است که: توبه تغییری می باشد که در فکر شخص حادث شده و پس از آن مُولّد ندامت و پشیمانی برعملی می گردد که برای زندگی جاودانی می باشد آنست که قلبی گناه را بغض نماید و از ارتکاب آن کاملاً محزون و پشیمان باشد و کوشش نماید که بر خداوند متوکل شود و از روح القدس کمک یافته، از گناه دوری جوید و مطیع اراده و اوامر مقدس حضرت احدیت گردد.[۳۷]
سابقه توبه در مسیحیت به حضرت یحیی بر می گردد. چون او به مردم می گفت: « توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.» از دیدگاه بنی اسراییل، ملکوت آسمان گونه ای حکومت الهی بود که آرمان مقدس آنان به شمار می رفت. به همین دلیل ( به گفته اناجیل در موارد مختلف ) یحیای تعمید دهنده در دعوت خود موفقیت چشمگیری به دست آورد و تأثیر عمیقی بر مردم گذاشت، به طوری که همه طبقات اجتماعی گروه گروه، نزد او می آمدند و توبه می کردند و وی آنان را غسل تعمید می داد.[۳۸]
کتاب مقدس مسیحیان تأخیر در توبه را موجب نابودی می داند. « مطمئن باشید اگر توبه نکنید، همه شما مانند آنان نابود خواهید شد.»[۳۹]
در مسیحیت دستور توبه ازجانب پطرس صادر شده، پطرس به ایشان گفت: « توبه کنید و همه شما فردا برای آمرزش گناهانتان به نام عیسی مسیح غسل تعمید بگیرید که روح القدس یعنی عطیه خدا را خواهید یافت.»[۴۰]
پس توبه کنید و به سوی خدا بازگشت نمایید تا گناهان شما آمرزیده شود.[۴۱] در مسیحیت برای توبه کننده ارزش والایی قائل می شوند.«بدانید که به همان طریق برای یک گناهکار که توبه می کند، در آسمان بیشتر سرور و شادی خواهد بود تا برای نود و نه شخص پرهیزکاری که نیاز به توبه ندارند، و به همان[۴۲] طریق بدانید که برای یک گناهکار که توبه می کند، در میان فرشتگان خدا شادی و سرور خواهد بود.»[۴۳]
۱ـ۱ـ۳ـ حقیقت، اهمیت و اقسام توبه
در این مبحث مطالبی راجع به حقیقت توبه، توبه نصوح، اهمیت و فضیلت توبه، اقسام توبه و جایگاه توبه در قرآن بیان می شود.
۱ـ۱ـ۳ـ۱ـ حقیقت توبه
حقیقت توبه، بازگشت گناهکار به سوی خداوند کریم و غفور است که با ندامت از گناه و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدد آن تحقق می یابد. برخی، عزم بر ترک را در تحقق توبه معتبر ندانسته اند.[۴۴]
توبه، امر قلبی و درونی است از این رو لازم نیست به زبان آورده شود.[۴۵]
انسان گناهکار وقتی از قبح گناه و معاصی آگاه می گردد و متوجه می شود که چه فاصله ای بین او محبوب و خالقش افتاده است، پشیمان و متألم می شود و این آتش پشیمانی و تألم سراسر وجود و روح و جانش را فرا می گیرد و یک انقلاب و دگرگونی درون او رخ می دهد و تمامی آثار شوم ریشه های گناه و سیئات توسط این آتش سوزانده شده وضمیری پاک و نهادی آرام و قلبی مملؤ از عشق مخلوق به محبوب باقی می ماند.در بسیاری از روایات ندامت و پشیمانی از ارتکاب گناه و جرم را توبه دانسته و آمده است که پشیمانی و
ندامت واقعی مانع از بازگشت شخص تائب به سوی اعمال مجرمانه و گناه می شود. در حقیقت، توبه حقیقی ندامت و پشیمانی خاصی را در پی دارد که مانع از تکرار اعمال سابق می شود.
رسول خدا (صلی الله علیه) می فرماید: « الندم التوبه؛ یعنی پشیمانی و ندامت توبه است.»
امیر المؤمنین (علیه السلام) در جایی می فرماید: «الندم احد التوبتین» و امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
« کفی باالندامه توبه » و قریب به این مضامین در روایات دیگری نیز به چشم می خورد.
در مورد عدم بازگشت به گناه و جرم که ثمره ندامت و پشیمانی حقیقی است، امیر المؤمنین اینگونه می فرمایند: «الندم علی الذنب یمنع عن معاودته؛ یعنی پشیمانی بر گناه مانع بازگشت به گناه می شود.»
همچنین اقرار حُسن اعتراف را نیز توبه و اقرار به گناه را موجب غفران و بخشش دانسته اند. خداوند تبارک و تعالی در آیه ۱۰۲ سوره توبه می فرماید: « و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً عسی الله ان یتوب علیهم.» امیر المؤمنین (علیه السلام ) می فرمایند: « المقر بالذنب، تائب؛ یعنی توبه کننده کسی است که اعتراف و اقرار به گناه می کند.» امام باقر (علیه السلام ) اثر توبه را که دفع عقاب و رهایی از آثار سوء آن می باشد مشروط به اقرار به آن کرده و می فرماید: « و الله ما ینجوا من الذنب الّامن اقتربه.»
ممکن است این سؤال مطرح شود که مراد از اقرار آیا اقرار نزد امام و حاکم و قاضی است یا خیر؟
در جواب باید گفت: خیر؛ مراد اقرار و اعتراف نزد خداوند تبارک و تعالی وعذر خواهی و اعتذار از خداوند است؛ چه اینکه امیر المؤمنین می فرماید: « الاقرار الاعتذار.» بیان خواجه عبدالله انصاری در کشف الاسرار در این باب شنید نی است:«حقیقت توبه، پشیمانی است که در دل پدید آید، دردی که از درون سینه سر بزند،آتش خجل در دل وی افتد، آب حسرت از دیده فرو ریزد، ندیدی که شاخی از یک سر آن آتش زنی و از دیگر سو آب قطره قطره می چکد.» بنابراین: جان و روح توبه، همان سوز درد انقلاب درونی و آتش ندامت است.[۴۶]

این را هم حتما بخوانید :   تعیین سطح هوش سازمانی کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاهی شهر اهواز بر ...