نقش توبه در سقوط مجازات- قسمت ۹

۱ـ۲ـ۱ـ۱ـ قرآن
در قرآن آیاتی هست که به عنوان یکی از مستندات توبه می توان به آنها استناد کرد، از جمله:
۱ـ سوره نساء، آیات ۱۶و۱۷: « اللذان یأتیانها منکم فاذوهما فإن تابا و اصلحا فاعوضوا عنها ان الله کان تواباً رحیماً، انما التوبه علی الله الذین یعلمون اَسوءَ بجهاله ثم یتوبون من قریب فاولئک. یتوب الله علیهم و کان الله علیماً حکیماً؛ و آن دو تن از شما که زشت کاری کنند بیازاریدشان، پس اگر توبه کردند و به شایستگی آمدند، از آنها دست بردارید و در گذرید که خدا توبه پذیر و مهربان است. جز این نیست که توبه از آن کسانی است که به نادانی مرتکب کاری زشت می شوند و زود توبه می کنند. خدا توبه اینان را می پذیرد و خدا دانا و حکیم است.»
۲ـ سوره مائده، آیات ۳۳ و۳۴: « انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض ….ذلک لهم خزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخره عذابٌ عظیم . الا الذین تابوا من قبل ان تقدرو و علیهم فاعلموا اَنَّ الله غفور الرحیم؛ جز این نیست که سزای کسانی که با خدا و فرستاده او می جنگند و در زمین به تباهی می کوشند این است خواری و رسوایی آنان، در این جهان و آن جهان عذابی بزرگ دارند. مگر کسانی که پیش از آنکه بر آنان دست یابند، توبه کرده اند و بدانید که خدا آمرزگار و مهربان است.»
۳ـ سوره نور، آیات ۴ و۵: «و الذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعه شهداء فاجلدوهم و ثمانین جلده و لاتقتلوا لم شهاده ابداً و اولئک هم الفاسقون الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فاِن الله غفور الرحیم؛ و کسانی که زنان پاکدامن را به زنا نسبت دهند، آنگاه چهار گواه نیاورند پس هشتاد تازیانه بزنیدشان و هرگز گواهی آنها را نپذیرید و آنانند بدکاران نافرمان. مگر آنان که پس از آن توبه کنند و به کار شایسته بپردازند که خدا آمرزگار و مهربان است.»
۴ـ سوره مائده، آیه ۳۹: « هن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم؛ پس کسی که بعد از ظلمش توبه کند و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند توبه وی را می پذیرد، به درستی که خداوند بخشنده و مهربان است.»
همانطور که ملاحظه می شود آیه اول در مورد جرم لواط، آیه دوم در مورد جرم محاربه، آیه سوم در مورد جرم قذف و آیه چهارم در مورد جرم سرقت به نقش توبه در سقوط مجازات اشاره کرده است. فقها نیز در کتب فقهی خود به ذکر این آیات پرداخته و آن را به عنوان یکی از مهمترین دلائل فقهی توبه در سقوط مجازات پذیرفته اند.[۶۸]
۱ـ۲ـ۱ـ۲ـ روایات
در کلام معصومان علیهم السلام نیز از توبه و اثر آن در سقوط مجازات، بسیار صحبت به میان آمده که به برخی از آنان اشاره می شود:
۱ـ روایت عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام، که ایشان فرمودند: سارق زمانی که توبه کرد و مال مسروقه را به صاحبش رد کرد، پس دستش بریده نمی شود.[۶۹]
۲ـ روایت ابی بصیر از امام صادق علیه السلام، در مورد مردی که بر او اقامه بینه زنا شده بود و فرار کرده بود، قبل از اینکه او را تازیانه بزنند، امام علیه السلام فرمودند: اگر توبه کرد چیزی بر او نیست.[۷۰]
۳ـ روایت ابن جمیل از امام باقر یا امام صادق علیه السلام، در مورد مردی که سرقت کرده، شراب نوشیده و یا زنا کرده است. از حضرت سؤال شد که اگر کسی بر او آگاهی نیابد و او دستگیر هم نشود تا اینکه توبه کند و اصلاح شود. پس امام فرمودند: زمانیکه اصلاح شد، حد بر او جاری نمی شود.[۷۱]
همانطور که ملاحظه می شود روایات به مسئله توبه اشاره کرده و آن را مورد توجه قرار داده اند.
۱ـ۲ـ۱ـ۳ـ اِجماع
اکثر فقها بر مسئله توبه ادعای اجماع کرده و آن را مورد پذیرش قرار داده اند. آیت الله موسوی بجنوردی در این باره می نویسد:« شیخ انصاری از شارح اصول کافی حکایت کرده که او بر وجوب توبه ادعای اجماع کرده و این طور عنوان کرده که ما در اصل وجوب توبه مخالفتی نیافتیم.»
بنابراین در اصل وجوب توبه مخالفتی در میان فقها دیده نمی شود. لکن اختلاف در وجوب توبه تنها سر این است که آیا وجوب آن ارشادی است یا مولوی؟ به این معنی که در صورت ارشادی بودن وجوب توبه ارشاد به حکم عقل است و در صورت مولوی بودن، ناظر بر ثواب و عقاب است.[۷۲]
۱ـ۲ـ۱ـ۴ـ عقل
صاحب کتاب قواعد فقهیه چهار دلیل را در زمره دلیل عقلی بر توبه دانسته اند که به ذکر آنان می پردازیم:
الف) لزوم دفع ضرر محتمل به حکم عقل: شکی نیست که ترک توبه احتمال ضرر عظیم دارد که آن همانا عذاب شدید خداوند است. پس دفع ضرر محتمل به حکم عقل واجب است در صورتی که مراد از عذاب، عذاب اخروی باشد.[۷۳]
ب) شکر منعم: توبه از جمله موارد شکر کردن نعمتهای پروردگار است و عقل مستقلاً حکم به لزوم شکرگذاری نعمتهای پروردگار می کند، بنابراین توبه عقلاً واجب است.[۷۴]
ج) حکم عقل به لزوم درک مصالح ملزمه و عدم جواز فوت آن: حق در نزد امامیه این است که احکام تابع مصالح و مفاسدی است که ما آن را ملاکات احکام می نامیم. پس شخص عاصی یا واجبی را ترک میکند که در اینصورت مصلحت از او فوت می شود یا حرامی را مرتکب می گردد که در مفسده می افتد و توبه یعنی رجوع به طاعت مولی و ترک مخالفت از اوامر. بازگشت توبه به عدم ترک واجب است، پس از او مصلحت ملزمه فوت نمی شود و بازگشت توبه به ترک جرم برمی گردد، پس در مفسده نمی افتد و هردوی اینها (عدم فوت مصلحت ملزمه و عدم وقوع در مفسده) از آن مواردی است که عقل به لزوم این دو حکم می کند، پس نتیجه آن که توبه، به حکم عقل لازم است.[

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

۷۵]
د) حکم عقل به لزوم کمال و ترقی در مراتب حقیقیه: علاج و دواءِ امراض نفس بهتر و سودمند تر و مفید تر از توبه نیست، زیرا توبه قلب را از رذائل تطهیر می کند و سلامتش را حفظ می کند، و به واسطه توبه، انسان از حیوانیت خارج شده و چه بسا برای او مرتبه ای والا از ولایت تکوینی حاصل می شود، به گونه ای که بعضی از علما به این مرتبه دست یافتند.[۷۶]
۱ـ۲ـ۲ـ ارکان و شرایط توبه
در آیات و روایات برای توبه ارکانی برشمرده شده است که بعضی درونی و مربوط به شخص تائب و بعضی بیرونی است. ارکان مربوط به شخص تائب را پشیمانی و ندامت قلبی، استغفار زبانی و تصمیم بر عدم بازگشت به گناه شمرده اند و عمل با اعضاء و جوارح، انجام عمل صالح و ادای حقوق مردم را نیز ارکان بیرونی توبه دانسته اند. خداوند تبارک و تعالی می فرماید:« فمن تاب من بعد ظلمه و اَصلح یتوب علیه.»[۷۷]همچنین خدای تبارک و تعالی در آیه ۵۴ سوره انعام می فرماید:« انه من عمل منکم سوءَ بجهله ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفورٌ رحیم.» در این آیه اصلاح بعد از توبه موجب غفران الهی دانسته شده است. همچنین آیه دیگری غفران الهی را شامل کسانی دانسته که توبه کرده و ایمان آورد و سپس عمل صالح انجام دهد.[۷۸]در این زمینه روایات وارده از پیامبر اکرم صلی الله علیه و ائمه طاهرین علیهم السلام به صورت روشن تری به بیان ارکان و شرایط توبه پرداخته است و به تفضیل آن را بیان می کند. پیامبر اکرم می فرماید:« توبه کننده باید اثر توبه را آشکار کند که در غیر اینصورت تائب نخواهد بود. این آثار عبارتند از:
۱ـ راضی ساختن دشمن و کسانی که با آنها در حال نزاع و درگیری باشد، ۲ـ اعاده نمازهای فوت شده،۳ـ تواضع بین مردم، ۴ـ دوری از شهوات، ۵ـ روزه گرفتن.»[۷۹]
به نظر می رسد که موارد ذکر شده در حدیث شریف مصادیق اصلاح عمل و عمل صالح باشد که به کرّات در آیات شریفه از شرایط پذیرش توبه و صحت آن شمرده شده است. همچنین امیر المؤمنین علیه السلام در بیان حکیمانه اش می فرماید:« التوبه علی اربعه دعائم: ندم بالقلب و استغفارٌ باللِّسان و عمل بالجوارح و عزم ان لا یعود.»[۸۰] در این سخن شریف بصورت روشن ارکان و ستون های توبه از سوی امیر المؤمنین مشخص می شود که ارکان درونی و بیرونی را در بر می گیرد که قبلاً اشاره شد. در روایت شریفه دیگری امیر المؤمنین به جای «عمل بالجوارح» عبارت «ترک الجوارح» را به کار می برد که کنایه از دوری از شهوات و ترک محرمات و هر آنچه که سبب بازگشت به گناه می شود، می باشد. در روایت دیگری امیر المؤمنین علیه السلام، استغفار را از درجه علیّین دانسته و برای آن شش مرحله برمی شمارد: ۱ـ پشیمانی بر گذشته، ۲ـ تصمیم همیشگی بر عدم بازگشت به گناهان،۳ـ ادای حقوق مردم، ۴ـ ادای فرائض و واجبات فوت شده، ۵ـ گوشتهایی را که از گناه روییده است به حزن واندوه آب کند که پوست به استخوان بچسبد و دگر بار گوشت بین آنها بروید، ۶ـ همچنانکه حلاوت و شیرینی کاذب معصیت و گناه را به تنش چشاند، همانگونه اَلم و سختی طاعت را به تنش بچشاند. در این هنگام می توانی بگویی استغفرالله.[۸۱] موارد ششگانه فوق، ارکان یک توبه واقعی است که تا عمق روح و جان گناهکار و مجرم رسوخ پیدا می کند و از او انسانی پاک، صالح و شایسته و خدوم جامعه، درست می کند و اثرظاهری بیرونی آن نیز نزد همگان آشکار و روشن می شود. این تحول باطنی مرهون عنصر احیاگر توبه در مکتب اسلام است که به صورت کمرنگ در بعضی مکاتب حقوقی دیده می شود؛ و پر واضح است که بین آن دو تفاوتهای فاحشی وجود دارد که مجال بررسی آن در این مقال نیست. همچنانکه گذشت، یکی از ارکان توبه ادای حقوق مخلوقین و مردم از سوی توبه کار است. در این زمینه علاوه بر روایات فوق،آیات و روایات دیگری نیز بر این رکن تکیه و اصرار دارد.
آیه شریفه قرآن می فرماید:« و ان تبتم فلکم رؤسٌ اُمورالکُم.»[۸۲] و نیز از ابی جعفر علیه السلام نقل شده که بزرگی از قبیله نخع نزد ایشان رفته و عرض کرد، از زمان حَجّاج تا کنون والی بوده ام. آیا راه توبه ای برای من است؟ حضرت ساکت شد، بار دیگر سؤال خود را تکرار کرد که حضرت فرمود:« خیرمگر اینکه حق تمام حق داران را به آنها برسانی.»[۸۳]
فیض کاشانی در محجه البیضاء پیرامون ارکان و شرایط توبه چنین می گوید:[۸۴]« توبه دارای چهار شرط است: ۱ـ حقوق مردم را که به ناحق ضایع کرده است، چه مالی و چه جانی به آنان برگرداند، همانطور که مولا علی علیه السلام می فرماید:« اَن تؤَدی اِلی المخلوقین حقوقهم.»[۸۵]
۲ـ واجباتی را که ترک کرده، قضا نماید. علی علیه السلام می فرماید:« الرابع ان تعمد الی کل فریضه ضیعتها تؤدی حقها.»
۳ـ با ریاضت، خون و اندوه و چشانیدن درد و اَلم طاعت، آثار لذت معصیت را از بین ببرد، به فرموده علی علیه السلام:« ان تذیق الجسم اَلم الطاعه کما اَذقته حلاوه المعصیه.»[۸۶]
۴ـ با ریاضت وحزن واندوه باید تمام گوشتهای بدنت را آب کنی تا گوشتهای جدید در بدنت ایجاد شود، به قول علی علیه السلام :« الخامس ان تعمد الی اللحم الَّذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشاُ بینهما لحمٌ جدیدٌ.»[۸۷]
خواجه عبدالله انصاری این چنین می گوید:« توبه نشان راه است؛ اول پشیمانی در دل است، پس عذر بر زبان، پس بریدن از بدی و بدان. در خبر آید، هر که توبه کند شرط توبه آن است که از همه موجودات دل برکند و روی در حق آرد و خون و گوشتی که بر هفت اندام دار
د به ریاضت فرو گذارد.»[۸۸]
و هم او در منازل السایرین می فرماید:[۸۹]« شرایط توبه سه چیز است: ۱ـ ندامت و پشیمانی، ۲ـ اعتذار و پوزش خواهی[۹۰]، ۳ـ اقلاع و برکندن.
۱ـ۲ـ۳ـ زمان انجام توبه
توبه که به فرموده رسول اکرم صلی الله علیه « ندامت و پشیمانی از گناه است»[۹۱]، اگر پس از انجام گناه هر چه سریعتر انجام گیرد، بهتر و آثار بازدارندگی آن بیشتر آشکار خواهد شد. علما گفته اند:« توبه واجب فوری است؛زیرا گناهان مانند سم های کشنده مضرند. همچنانکه بر خورنده سم واجب است که در معالجه خویش عجله نماید و مسامحه نکند تا بدنش هلاک نشود و از بین نرود، بر شخص گناهکار نیز ترک گناه و سرعت در توبه از آن، واجب است تا دینش ضایع نگردد. گناهکاری که در توبه مسامحه نماید و آن را به تأخیر اندازد، بین دو خطر بزرگ خود را قرار داده است که اگر از یکی سالم بماند، به دیگری مبتلا خواهد شد:
رسیدن مرگ ناگهانی، به طوری که از خواب غفلت بیدار نشود، مگر مرگ خود را ناگهان ببیند. چنانکه در قرآن کریم آمده است:« آیا در امانند اهل قریه ها که مرگ آنها فرا رسد، در حالی که خوابیده اند؟»[۹۲]در آن حال باب توبه مسدود است و گناهکاران یک ساعت مهلت می خواهند، ولی اجابت نمی شود.قرآن مجید می فرماید:« انفاق کنید از دارایی خود و پیش از آنکه مرگ شما فرا برسد و بگویید: پروردگارا، مرگ مرا به تأخیر انداز؛ به مدت کمی تا تدارک گذشته کنم ولی خدا مرگ کسی را هنگام رسیدنش به تأخیر نخواهد انداخت.»[۹۳] در تفسیر این آیه شریفه آمده است، شخص محتضر به ملک الموت می گوید: یک روز مرا مهلت دِه تا از گناهان خود توبه کنم و برای سفر آخرتم توشه ای تدارک ببینم. ملک الموت می گوید: روزهای عمرت به سر آمد. محتضر می گوید: یک ساعت مرا مهلت بده، پاسخ می شنود: ساعتهای عمرت تمام شد، پس باب توبه بر او بسته می شود و روح از بدنش با هزاران حسرت و ندامت بر عمل گذشته اش خارج می گردد، گاهی هم می شود که در آن حال اصل ایمان به خطر می افتد.
به علت پاک نکردن آلودگی از گناه به وسیله نور توبه، تاریکی و تیرگی گناهان بر دل زیاد می شود به حدّ «رین و طبع » میرسد که دیگر قابل پاک شدن نیست. زیرا هر گناهی که شخص مرتکب می شود، ظلمتی در دلش بوجود می آید؛ مانند نَفَسی که به آینه دمیده می شود. چنانکه ظلمت گناهان بر قلب زیاد گردد،رین (چرک) زیاد می شود. آنگونه که بر اثر زیادی نفَس به آینه، صفحه آن را زنگ فرا می گیرد و هرگاه رین قلب زیاد شود، «طبع» می گردد؛(یعنی مُهر و بسته می شود، به طوری که در تشخیص حق و پذیرش آن دچار تردید و اشتباه می گردد. بر اثر زیاد شدن زنگ آینه سطح آن را جِرم فرا می گیرد، به گونه ای که دیگر قابل صیقل نخواهد بود.) چنین قلبی در منابع روایی اسلام قلب «مَنکوس» و «اَسود»نامیده شده است. از مطالب مزبور در می یابیم که توبه از گناه، واجب فوری است و بر مرتکب واجب است که پیش از دیدن مرگ، توبه کند تا خداوند توبه اش را بپذیرد.[۹۴] اگر چه توبه تا به هنگام مرگ از انسان گناهکاری که توفیق توبه را پیدا نکرده، پذیرفته می شود، لکن در آیات و روایات، تأخیر در آن مذمت شده و به تعجیل آن توصیه شده است. از آیه شریفه «انما التوبهعلی الذین یعلمون السوءُ بجهاله ثم یتوبون من قریب»،[۹۵] فهمیده می شود که پذیرش توبه از سوی خداوند منوط به دو شرط است: ۱ـ عمل گناه و جُرم و سوء از روی جهالت باشد. ۲ـ توبه، به فاصله اندکی از گناه انجام گیرد، که در اینجا تأکید بر قسمت دوم آیه ( ثم یتوبون من قریب) می باشد. در روایات نیز به تعجیل در توبه و عدم تأخیر آن بسیار تأکید شده است. رسول خدا فرمود: « یا بن مسعود، تقدم الذنب و تؤخر التوبه، ولکن قدم التوبه و آخر الذنب، فان الله تعالی فی کتابه “بل یردو الانسان لیفجُر الامامه.”[۹۶]همچنین علی علیه السلام می فرماید:«ان فارقت سیئه فعجل محوها باالتوبه.»[۹۷]
نکته شایان توجه اینکه تا زمانی که شخص مرگ را به چشم ندیده است، توبه پذیرفته می شود. اما هنگام رؤیت یأس و مرگ مورد قبول واقع نمی شود، چنانکه به اجماع علما، چنین توبه ای باطل و بی فایده است. قرآن کریم می فرماید:« و نیست کسانی که گناهانی را بجا می آورند و از آن توبه نمی کنند تا هنگامی که مرگشان فرا رسد، آنگاه می گویند: اینک توبه کردم و نیست توبه برای کسانی که با کفر می میرند، که برایشان عذاب دردناکی آماده کرده ایم.»[۹۸] در روایتی نیز آمده است که شخصی از امام رضا علیه السلام پرسید: با اینکه فرعون به خدا ایمان آورده و به وحدانیت خدا اقرار نموده بود، چرا خداوند او را غرق نمود؟ حضرت در پاسخ فرمود: او هنگامی ایمان آورد که مرگ و یأس را دید و ایمان هنگام رؤیت مرگ و یأس مورد قبول واقع نمی شود.[۹۹] امام باقر علیه السلام می فرماید: « اذا ظلمت النفس هذه ( و اهوی بیده الی خنجرته ) لم یکن العالم التوبه و کانت للجاهل توبه »[۱۰۰]

این را هم حتما بخوانید :   اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علائم اضطراب ( صفت ...