بررسی رابطه بین روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی- قسمت ۲

ریشه نا سازگاری های روانی: ۸۰
دیدگاه های کمی و کیفی در مورد ناسازگاری: ۸۰
نظریه های گوناگون در باب سازگاری: ۸۱
روانکاوی ۸۱
درمانهای رفتاری ۸۳
درمانهای میان فردی(تحلیل ارتباط محاوره ای) ۸۴
دیدگاه ان ال پی: ۸۵
پژوهش های خارجی: ۸۵
پژوهش‌های داخلی: ۹۶
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
مقدمه فصل سوم: ۱۰۰
طرح کلی : ۱۰۰
جامعه آماری ۱۰۱
مشخصات نمونه و روش نمونه گیری: ۱۰۱
ابزارهای سنجش: ۱۰۲
الف – آزمون روابط موضوعی بل ۱۰۲
پایایی و روایی آزمون روابط موضوعی : ۱۰۳
شیوه نمره گذاری آزمون روابط موضوعی: ۱۰۳
ب-پرسشنامه سازگاری برای دانش آموزان دبیرستانی: ۱۰۴
پایایی و روایی پرسشنامه : ۱۰۴
ضریب پایایی پرسشنامه ۱۰۴
شیوه نمره گذاری پرسشنامه سازگاری : ۱۰۶
نحوه جمع آوری داده ها: ۱۰۶
روش تحلیل داده ها ۱۰۶
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها
تحلیل داده‌های کمی از زاویه توصیفی ۱۰۸
تحلیل داده‌های کمی از زاویه استنباطی ۱۱۷
یافته‌های مربوط به فرضیه شماره ۱ ۱۱۷
یافته های مربوط به فرضیه شماره ۲ ۱۱۸
یافته های مربوط به فرضیه شماره ۳ ۱۱۹
یافته های مربوط به فرضیه شماره ۴ ۱۲۰
یافته های مربوط سوال شماره ۱ ۱۲۱
یافته های مربوط به سوال شماره ۲ ۱۲۱
یافته های مربوط به سوال شماره۳ ۱۲۳
یافته های مربوط به سوال شماره۴ ۱۲۴
فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری
گزارش یافته ها ۱۲۹
فرضیه شماره ۱- ۱۲۹
فرضیه شماره ۲- ۱۲۹
فرضیه شماره ۳- ۱۳۰
فرضیه شماره ۴- ۱۳۱
سوالهای پژوهشی اول،دوم،سوم،جهارم ۱۳۲
نتیجه‌گیری: ۱۳۲
محدودیت‌های پژوهش ۱۳۳
پیشنهاد‌هایی برای پژوهش‌های آتی ۱۳۴
پیشنهادهای کاربردی: ۱۳۴
پیشنهادهای پژوهشی: ۱۳۵
چکیده
نظریه پردازان روابط موضوعی تصور می‌کنند که ذهن افراد به واسطه تجارب اولیه با مراقبان شکل می گیرد و با رشد و تحول پیچیده تر می شود. همچنین تصور می شود که الگوهای روابط موضوعی اولیه تکرار می‌شوند. بنابر این؛ این الگوها در سراسر زندگی نسبتاً ثابت باقی می‌مانند. آسیب شنا سی بر اساس این الگوهای روابط موضوعی درونی شده تعیین می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین روابط موضوعی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی در دختران سال سوم مقطع دبیرستان انجام شده است. روش پژوهش از نوع همبستگی و برای دستیابی به هدف از تعداد ۱۰ دبیرستان دخترانه منطقه ۳ شهر تهران در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱، تعداد ۲۳۵ نفر دانش آموز دختر کلاس سوم، ۱۷-۱۶ ساله به طریق تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه روابط موضوعی بل (BORI) و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی (AISS)، توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. داده‌ها با بهره گرفتن از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان انجام شد. یافته‌ها نشان دادند بین روابط موضوعی با سازگاری رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد (۰۱/۰ p< )از این رو فرضیه مورد تایید است. در رابطه با تاثیر گذاری روابط موضوعی بر سازگاری نتایج نشان دادند روابط موضوعی به طور کلی می‌تواند پیش‌بینی کننده‌ی چگونگی سازگاری باشد(۰٫۴۲=β، ۰٫۰۰=sig) . نتیجه گیری یافته های پژوهش حاکی از آن است که روابط موضوعی نقش معناداری در سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی ایفا می‌کند و روابط موضوعی بر سازگاری دانش‌آموزان تاثیر دارد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
واژه‌های کلیدی: روابط موضوعی، سازگاری (عاطفی، اجتماعی، آموزشی)
فصل یکم:
کلیات تحقیق
مقدمه :
مطالعه تحول انسان علمی است که فهم چگونگی و چرایی تغییر افراد را میسر می‌سازد، و اینکه چگونه و چرا به همان وضع باقی می‌مانند، در حالی که پیرتر می‌شوند. (برگر[۱]،۱۹۹۷؛ نقل از ساعدی،۱۳۸۲). سازگاری فرایندی است در حال رشد و پویا که شامل توازن بین آن چه افراد می‌خواهند و آن چه جامعه‌شان پذیرا است. به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دو سویه است، از یک طرف فرد به صورت موثر با اجتماع تماس برقرار می‌کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می‌‌بیند که فرد از طریق آن‌ ها توانایی‌های بالقوه‌ خویش را واقعیت می‌بخشد، در این تعامل، فرد و جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده و سازشی نسبتا پایدار به وجود می‌آید(اسلبی[۲] و گورا [۳]،۱۹۸۸، نقل از عابدینی ۱۳۸۱) .به طور کلی سازگاری به تسلط فرد بر محیط و احساس کنار آمدن با خود اشاره دارد. هریک از ما به محیط و تغییراتی که در آن روی می‌دهد پاسخ می‌دهیم. از این رو سازگاری مهارتی است که باید آموخته شود ، محیط خانواده (رابطه والد و فرزند ) مدرسه و وسایل ارتباط جمعی در فراهم ساختن امکان یادگیری با محیط نقش و مسئولیت مهمی دارند. محیط خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است و در بر گیرنده‌ی عمیق ترین روابط انسانی و اولین محیط برای شکل گیری باورها و تعاملات می باشد. از دیدگاه نظریه پرازان روابط موضوعی تعامل کودک با مادر مهم ترین نقش تعیین کننده تحول روانشناختی محسوب می شود(سادوک،[۴]و سادوک۲۰۰۷؛ترجمه رضاعی،۱۳۸۷) زیرا ذهن کودک به وسیله تجربیات اولیه با مراقبین شکل می گیرد. این الگوهای ارتباطی اولیه در طول زندگی ثابت هستند و اختلال در این روابط، آسیب روانی را توضیح می دهد(سیچتی [۵]وکوهن[۶]،۲۰۰۶؛).به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران حضور هیچ انسانی در زندگی دیگری تصادفی رخ نمی دهد و روابط میان فردی ،آیینه‌ای از توانمندی‌ها و نیز کاستی‌های شخصیت فرد را در برابرش می‌گشاید. مقصود از روابط موضوعی، روابط بین شخصی است. نظریه پردازان روابط موضوعی بر روابط اوایل زندگی متمرکز می‌شوند که اثری دیرپا دارند؛ یعنی اثرات و بقایایی در روان فرد به جا می‌گذارند. این بقایای روابط گذشته، این روابط موضوعی درونی، ادراک فرد و روابط او با افراد دیگر را شکل می‌‌دهد. افراد نه فقط با دیگری واقعی، بلکه با دیگری درونی نیز وارد تعامل می‌شوند. مورد اخیر، باز نمودی روانی ست و ممکن است نسخه‌ای تحریف شده[۷] از برخی اشخاص واقعی باشد.(سنت کلر ۱۹۴۰,ترجمه طهماسب، علی‌آقایی، ۱۳۸۶) نظریه پرداز روابط موضوعی وینی کات در بحث از اهمیت سازگاری محیط نوزاد، از مفاهیم خود حقیقی[۸] و خود کاذب[۹] سخن می گوید که هردو در نتیجه‌ی تعامل کودک با محیط شکل می‌گیرد به نظر آدمیان عابر از گذرگاه زندگی هریک از ما بر آنند، تا با آموزش درس‌هایی به ما، وجودمان را به سطحی بالاتر از آگاهی رهنمون گردند.شاید انسجام و استحکام درونی (با ارزش‌های عمیق خویشتن میزان گردند) پس از تلاقی چندین و چند پاره‌ی، پاره‌هایی از خویشتن ما با بخشی از هستی سایرین میسر گردد. سازگار شدن با محیط مهمترین منظور و غایت تمام فعالیت‌های ارگانیزم است به طوری که تمام افراد در تمام دوران زندگی خود، در هر روز و ساعت سرگرم آن هستند که خود دگرگون شده را با محیط دگرگون شده سازگار کنند. در واقع، زندگی کردن چیزی جز عمل سازگاری نیست.

بیان مسئله:
آمار تکان دهنده و روز افزون خودکشی‌ها، اعتیاد‌ها، افسردگی‌ها و انواع اختلالات بی‌شمار، گواه این است که جهان امروز شاهد ناسازگاری‌های‌‌ بسیاری از سوی مردم است. در این روزگار، انبوه تفکرات منفی اذهان مردم را تسخیر کرده و چه بسیارند مردمی که با احساس ملالت و افسردگی و انواع تعارضات شخصی و مشکلات اجتماعی زندگی را بر خود حرام می‌کنند و بی‌آنکه از آن درست لذت ببرند خود را تسلیم انگاره‌‌های انفعالی می‌نمایند (مالتر[۱۰]؛(۱۹۹۷) ترجمه قراچه داغی،۱۳۸۰نقل ازحسینی۱۳۸۳۰) عده‌ا‌ی سازگاری را مترادف با مهارت اجتماعی می‌دانند و مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه‌ی خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. در حالی که اسلاموسکی[۱۱] و دان[۱۲] (۱۹۹۶) سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایند‌ی می‌دانند که افراد را قادر می‌سازند تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند. عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه‌ها و دیدگاه‌های مختلف تربیتی، روانشناسی و جامعه شناسی بر آن تاکید کرده‌اند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
ایواتا[۱۳] و همکاران (۲۰۰۰) در مروری جامع عوامل موثر در سازگاری را به شش دسته عمده تقسیم کرده‌اند. – محرومیت‌های جسمانی ناشی از( نقص عضو، تغذیه‌ی نادرست و بد، محرومیت از خواب و خستگی روانی، آسیب‌های مغزی )۲- عوامل روانی اجتماعی- محیطی نظیر (بیکاری، جنگ، بلایای طبیعی، فقر و اعتیاد )۳- عوامل تربیتی نظیر( فقدان رابطه والد –کودک، طرد کردن فرزندان، حمایت افراطی، خود مختاری بیش از حد، انتظارات و خواسته‌های غیر واقع گرایانه‌ی والدین) ۴- ساختار خانوادگی نا سازگار از جمله(خانواده‌های بی‌کفایت، از هم پاشیده، ضد اجتماعی و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر) ۵- فشارهای ناشی از (زندگی صنعتی مانند رقابت‌های تاسالم، تقاضاهای شغلی و تحصیلی و پیچیدگی‌های زندگی جدید) ۶- عوامل ژنتیکی و ارثی نظیر اختلالات جسمانی، روانی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می‌کنند. از طرفی در نتایج پژوهش‌های (روشن،۱۳۶۹؛ مسعودی‌نژاد ،۱۳۷۲؛قهاری،۱۳۷۵؛نوری،۱۳۸۰؛ حسینی،۱۳۸۳؛ خدایاری‌فرد،۱۳۸۵؛ صفوی،موسوی، لطفی،۱۳۸۸؛ مرادی ،واحدی،۱۳۸۸ ) عوامل مرتبط با سازگاری بررسی شده است و قمری(۱۳۷۰)تاثیر تکنیک خود آموزی کلامی در کودکان مبتلا به ناسازگاری رفتاری بعلت کمبود توجه که همراه با بیش فعالی مشاهده می‌شد را بررسی کرد.
همانگونه که سازگاری یکی از موضوعات تخصصی روانشناسی است و هدف ، ایجاد سازگاری مناسب و مطلوب در افراد می‌باشد. اختلالات مربوط به سازگاری در جامعه امروز رواج فراوان دارند. به نقل از موریسن[۱۴](۱۹۹۵) اختلالات سازگاری از نظر روان شناسی اینطور تعریف می‌شود: هنگامی که فرد در پاسخ، به ‌استرس‌های خاص محیطی یا شخصی علائم عاطفی یا رفتاری خاصی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری در مدرسه ، دانشگاه ، افت عملکرد تحصیلی واخراج ، عدم اعتماد به نفس، نزاع با مردم، مشکلات شغلی، تعارضات، سرپیچی‌های اجتماعی و نیز شکایت‌های جسما نی را از خود بروز دهند، دچار ناسازگاری رفتاری شده است، به عبارت ساده‌تر، اگر افراد فشار عصبی خاصی را تجربه می‌کنند و در پاسخ به آن، نشانه‌های روانی خاصی را از خود بروز می‌دهند که این نشانه‌ها به انجام وظایف اصلی در جامعه یا عملکرد شخصی‌شان لطمه می‌زنند. منظور از این وظایف اصلی، کارهایی مانند سازگاری در محیط مدرسه، سازگاری عاطفی و درونی و سازگاری اجتماعی و سازگاری خانوادگی……. می‌دانند.. هرچند که برای شناسایی عوامل مرتبط با سازگاری تلاش‌های نظری و تجربی زیادی صورت گرفته است (بارلو[۱۵]،۲۰۰۴؛ موریسن۱۹۹۵؛ افر[۱۶] و سبشین[۱۷] ۱۹۹۱) عمدتاً علت اصلی ناسازگاری‌های روانی به استرس‌ها و فشارهای شدید عصبی در زندگی روزمره برمی‌گردد اما هنوز مشخص نیست چه افرادی، در مقابل استرس‌های معینی به ناسازگاری و اختلال رفتاری دچار می‌شوند و رفتار ناسازگار از خود نشان می‌دهند. ویژگی‌های روان شناختی انسان‌ها ارتباط زیادی در سازگاری‌ها دارند. همانطور که ذکر شد عوامل بخصوص ساختار خانوادگی و چگونگی ارتباط اعضای خانواده به ویژه روابط والد – فرزندی نفش مهمی را در سازگاری روان شناختی و اجتماعی افراد برعهده دارد.تحقیقات(ساعدی،۱۳۸۲؛ خسروی، ۱۳۸۲؛ شهابی زاده،۱۳۸۳؛ اسرف[۱۸]،بادن[۱۹]،۱۹۹۳؛فیوری[۲۰] و همکاران،۱۹۹۷؛هازان [۲۱]و شو[۲۲]ر،۱۹۸۷ ؛کهن[۲۳]،۱۹۹۰؛) با دلبستگی اولیه ورابطه والد – فرزند همسو است. اولین و مهمترین اجتماعی که هر نوزاد پس از تولد در آن پا می‌گذارد خانواده است .تاثیرانی که به شکل‌گیری شخصیت هر فرد دارد بی‌شک بسیار عمیق و انکار ناپذیر است. همانطور که فروید [۲۴]به حق گفته است، اثر این سالها برای تمام عمر در انسان باقی می‌ماند و فرد، والدین خود را در خود حل و با خود حمل می‌کند. رابطه‌ها از هر نوع؛ ولی- فرزندی، زن و شوهری، دوستی و یا هر رابطه‌ی‌ دیگری با خارج شدن یکی از طرفین، آن رابطه به پایان نمی‌رسد. اندرسون [۲۵] (۱۹۷۰) می گوید: مرگ به زندگی خاتمه می‌دهد. اما به رابطه پایان نمی‌دهد، رابطه‌ای که ذهن فرد بازمانده را برای تجزیه و تحلیل و حل گره‌های رابطه که ممکن است هرگز میسر نشود، همچنان به خود مشغول می‌کند (ثنایی، ۱۳۷۸؛ به نقل از خسروی،۱۳۸۲).
در این نظریه فرض بر این است که اگر ما قالب ذهنی یک فرد را بشناسیم، قادر خواهیم شد تا رفتار‌های او در روابط میان فردی‌اش را بهتر درک و پیش‌بینی کنیم. روابط بیرونی هرکسی همواره باز تاب رابطه‌ای است که فرد با خودش دارد مراد از ارتباط درونی علاوه بر میزان عشق ‌ورزی به خود، تصویری که از خودمان داریم و بیاناتی که در مورد خودمان با خود تکرار و به خود تلقین می‌کنیم نیز هست، و مراد از ارتباط بیرونی درعشق‌ ورزی و دریافت عشق به شکل آزادانه، مسئله داشتن در ابراز احساسات شخصی، احساس گناه به خاطر خشمگین شدن در تقابل عزیزان، مسئله داشتن در مورد معنی دادن به روابط صمیمانه‌ی جنسی، فقدان هدف، معنا، هویت شخصیت یا اشتیاق به زندگی، چطور به مراحل تحول شخصیت در کودکی ربط دارند. می دانید که در صورت عدم پرداختن به آنها چگونه به تفاسیر ما از آینده‌ی ما حکمفرمایی خواهند کرد. (وین[۲۶]؛ ترجمه کرمانی،۱۳۸۳؛نقل از حسینی۱۳۸۹).
همانطور که در بالا ذکر شد روابط موضوعی به طور کلی شخصیت انسان را ثمره رابطه اولیه‌ی مادر – فرزند می‌داند. وینی کات[۲۷](۱۹۶۰) بر این باور است که توسعه و پرورش خویشتن[۲۸] کودک از طریق هماهنگ شدن‌های ‌مادر با نیازهای کودک صورت می‌گیرد. اگر نیازهای کودک به اندازه کافی توسط والدین برآورده شود، والدین و کارکردهای موضوعی آنها (مانند انعکاسگری ،آیینه سازی و همدلی) توسط کودک درونی خواهد شد ، زیرا تجربه‌ی میان فردی اولیه ، نمونه‌ی نخستین روابط میان فردی بعدی است. آنچه از تجارب تحولی –میان فردی اولیه[۲۹] باقی می‌ماند، به شکل نوعی قالب روانی[۳۰] سازمان‌دهی می‌شود. از آنجا که این” قالب روانی”، خویشتن افراد در رابطه با موضوع هایشان را در برمی‌گیرد، بر تجربه پدیداری[۳۱] فرد و نیز رفتارهای میان فردی او تاثیر می‌گذارد. به همین خاطر در این رویکرد، اختلالات شخصیت [۳۲] بعنوان جلوه‌ها و. تظاهرات بیرونی یک قالب روانی نادرست که خود نتیجه‌ی نقص‌های خاص تحولی[۳۳] و در رابطه با مراقبان شکل گرفته، در نظر گرفته می‌شود. الگوی روانی مذکور، در شکل‌دهی به مواضع ناسازگارانه انعطاف ‌ناپذیر میان‌فردی سهمی اساسی دارد و فرد را از شکوفا شدن در حیطه‌های مهم زندگی، سازگاری عاطفی، سازگاری اجتماعی، سازگاری آموزشی (مانند عشق، کار، تحصیل) محروم می‌سازد. یکی از مفروضه‌های بنیادین رویکرد روابط موضوعی چنین مطرح می‌کند که “راه تغییر دادن قالب روانی افراد دچار تعارض، اصلاح و تعدیل این قالب‌ها به واسطه‌ی تجارب تصحیحی[۳۴] در کنار موضوع‌های جدید است. وقتی افراد در مورد خویشتن احساس یکدستی و انسجام می‌کنند خودشان را با زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، نسبتاً با ثبات تجربه می‌کنند. . به همین دلیل افرادی که ثبات خویشتن دارند، درهرموقعیت خودشان را به‌ صورت شخصی ادراک می‌کنند که عموماً بخشنده و حمایتگر است. نه خود خواه ونه نیازمند توجه. روند پیوستگی خویشتنی که، نخستین بار از طریق همانند سازی با ادراکات والدین، در کودک شکل گرفته وهریک از این بخشها را نه بعنوان موجودیت‌هایی گسسته از یکدیگر، بلکه در قالب بخشهایی متصل به هم و بخشی از یک کل یکپارچه به تصور در می‌آورد.(کرنبرگ[۳۵] ۱۹۸۲،۱۹۸۴)
با توجه به مطالب ذکر شده و با توجه به مدل زیستی – روانی-اجتماعی انجل[۳۶] (۱۹۸۰،۱۹۹۱؛نقل از نظری ۱۳۹۱،ترجمه حسینی۱۳۹۱) که شخصیت را پدیده‌ای چند بعدی می داند و به فرد نگرش کل گرایانه دارند.به نظر می رسد که در پدیده ناسازگاری هم، این سه بعد نقش دارند . و از آنجا که یکی از خدمات ارزنده روان کاوی با رویکرد روابط موضوعی به توصیف مراحل رشد زیستی –روانی-اجتماعی کودک با مراقبان اولیه و رسیدن به موضوعی کلی (از طریق شناسایی قالب های روانی )و سازگاری مطلوب می‌پردازد. لذا با توجه به مطالبی که در بالا به آن اشاره شد و با توجه به تحقیقاتی که در ایران و خارج از کشور در مورد این متغیرها صورت گرفته، اما تحقیقی که این متغیرها را در دانش آموزان بررسی کند به خصوص ارتباط روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی را تعیین کند صورت نگرفته است و لذا تحقیق حاضر می‌کوشد تا به ارتباط روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان بپردازد.
اهمیت و ضرورت پژوهش:
علم، آنچنان که ما از قرن هفدهم شناخته‌ایم محدود به مطالعه بی‌طرفانه و قابل تکرار واقعیت عینی بوده است پیش از مدرنیته، پزشکان و نیز برخی فلاسفه معتقد بودند که وضعیت ذهن به گونه‌ای بنیادی با سلامت جسمانی گره خورده است. در این معنا نگاه آنان اساساً کل گرایانه [۳۷] بوده است هر روز حقایق جدیدی آشکار می‌شود که تصویر ما را از ارتباط میان جنبه های روانی، جسمانی و اجتماعی سلامت روشن‌تر می‌سازد. همچنان که وارد قرن بیست و یکم می‌شویم، بسیاری از ما می‌دانیم که افزایش رویدادهای عاطفی سخت به ویژه اگر نزدیک به هم باشند با افزایش آسیب پذیری در مقابل انواع بیماری‌ها همراه است. یکی از تحولات بسیار مهم رشته روانشناسی سلامت و الگوی زیست – روان – اجتماعی[۳۸] مرتبط با آن است. توماس کوهن، [۳۹] فیلسوف علم (۱۹۶۲)، از اصطلاح«کلان الگو[۴۰] برای توضیح چار چوب کلی فرضیات بنیادی که دانشمندان بر اساس آن داده‌هایشان را تحلیل و تفسیر می‌کنند، استفاده کرد. در واقع الگوی زیست –روان-اجتماعی فضا را برای مفهوم ساختار اجتماعی تجربه و نیز ساختار روایت شخصی از تجربه‌اش،که مشخصه‌ های رویکرد پسا مدرن است فراهم می‌کند. این‌ نگاه با رویکرد روانکاوانه‌ای که رابطه را در مرکزیت توجه قرار می‌دهد و مشخصاً توسط ملانی کلاین بیان شده، مرتبط است . یکی از اظهارات مهم وینی کات– روانکاو روابط موضوعی – این است که «چیزی به عنوان یک نوزاد وجود ندارد». در توضیح این گفته، وینی کات خاطرنشان می‌کند، هنگامی که ما یک نوزاد را در شرایط طبیعی می‌بینیم، شخصی را هم که از او مراقبت می‌کند می بینیم. نوزاد و مراقب او یک کل هستند ؛. حتی مفهوم فرد منزوی – شخصی که با انسان‌های دیگر در ارتباط نیست، تنها در تقابل با پیش زمینه انسانی که با دیگران در ارتباط است، معنا می‌یابد. تفکر روانکاوانه معاصر تاکید بسیاری بر فرایند درونی شدن روابط اولیه دارد. در این فرایند بخشی از آنچه ما هستیم شکل می‌گیرد و راه‌هایی که ما با افراد جدید زندگی‌مان ارتباط بر قرار می‌کنیم پدید می‌آیند . این الگوی کل نگر چالش آشکاری با کلان الگوی پزشکی و تقسیم انسان به” ذهن”، “ماده”دارد. این الگو فضای ارزشمندی را برای پژوهش‌های تجربی و یافته‌هایی که تاکنون شناخت شهودی ما را از اینکه شرایط اجتماعی و حالات روانشناسی بطور تفکیک ناپذیری با سلامت جسمی در هم تنیده است، ، با‌کال[۴۱] ( ۱۹۹۹) در این باره چنین می‌گوید:”مداخلات پزشکی باید بر پایه به رسمیت شناختن ارتباط نزدیک سلامت با نگرش‌ها، افکار، احساسات، و رفتارها باشد (تارپ مگی[۴۲]، ۲۰۰۱ ،ترجمه‌ی‌ محمدی،۱۳۹۱). از این گفته می توان در مورد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی نقص کمبود توجه. اشاره کرد..اکثراً از نظر اجتماعی دچار مشکل و مسائل بیشتر در مدرسه، با همتاها و اعضاء خانواده پیدا می‌کنند و پیشرفت تحصیلی آن ها کمتر از افراد غیر ADHD است.دارو به تنهایی غالباً برای برآوردن نیازهای درمانی جامع کودکان مبتلا به این اختلال کافی نیست‌ و معمولاً وجهی از یک رژیم چند وجهی است ، درمان چند وجهی مداخله های روانی- اجتماعی شامل درمان فردی، تقا‌بلات رفتاری، گروه های مهارت اجتماعی،آموزش والدین، مداخله‌های رفتاری در مدرسه و غالباً اثر بخش هستند(سادوک، سادوک،۲۰۰۳؛ترجمه پورافکاری،۱۳۸۲). در پژوهشی که د. لی کیم پارک[۴۳] ،(۲۰۱۲ ) با عنوان رابطه بین روابط موضوعی و رفتار والدینی مادران کودکان ADHD انجام داده است همسو می باشد.
با توجه به همسویی روابط موضوعی با سازگاری به نظر می‌رسد که روابط موضوعی در سازگاری افراد نقش مهم و کلیدی دارند. لذا تحقیق حاضر کوشیده است تا به بررسی این متغیرها در دانش آموزان بپردازد، انتظار می‌رود نتایح این تحقیق بتواند راهنمای عملی برای شناخت روابط موضوعی و سازگاری افراد برای متخصصان این حوزه و ارگان هایی همچون سازمان اصلاح و تربیت، مدیران مدارس و خانه های سلامت و کلیه مراکزی که با خانواده‌ها مرتبط هستند؛ در جهت آگاه سازی والدین برای حفظ و ارتقا سلامت روان و روابط با کودکانشان فراهم نماید تا با شناحت هرچه بهتر تاثیر روابط موضوعی در سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش آموزان فراهم آید.
اهداف پژوهش:
هدف اصلی :

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *